نمازهاى واجب

نمازهاى واجب شش است:

اوّل: نماز يوميه. دوم: نماز آيات. سوم: نماز ميت. چهارم: نماز طواف واجب خانه كعبه. پنجم: نماز قضاى پدر كه بر پسر بزرگتر واجب است. ششم: نمازى كه به واسطه اجاره و نذر و قسم و عهد واجب مى‏شود و نماز جمعه از نمازهاى روزانه است.


نمازهاى واجب يوميّه

نمازهاى واجب يوميّه پنج است: ظهر و عصر و هركدام چهار ركعت. مغرب سه ركعت و عشاء چهار ركعت. صبح دو ركعت.

مسأله 736 ) در سفر بايد نمازهاى چهار ركعتى را با شرائطى كه گفته مى‏شود، دو ركعت خواند.


وقت نماز ظهر و عصر

مسأله 737 ) اگر چوب يا چيزى مانند آن را (كه به آن شاخص مى‏گويند) راست در زمين هموار فرو برند، صبح كه خورشيد بيرون مى‏آيد، سايه آن به طرف مغرب مى‏افتد و هرچه آفتاب بالا مى‏آيد اين سايه كم مى‏شود و در بيشتر كشورها در اول ظهر شرعى [1]به آخرين درجه كمى مى‏رسد و ظهر كه گذشت سايه آن به طرف مشرق برمى‏گردد و هرچه خورشيد رو به مغرب مى‏رود، سايه زيادتر مى‏شود، بنابر اين وقتى سايه به آخرين درجه كمى رسيد و دو مرتبه رو به زياد شدن گذاشت معلوم مى‏شود ظهر شرعى شده است، ولى در بعضى شهرها مثل مكه كه گاهى موقع ظهر سايه به كلى از بين مى‏رود، بعد از آن كه سايه دوباره پيدا شد، معلوم مى‏شود ظهر شده است.


مسأله 738 ) نماز ظهر و عصر هركدام وقت مخصوص و مشتركى دارند، وقت مخصوص نماز ظهر از اول ظهر است تا وقتى كه از ظهر به اندازه خواندن نماز ظهر بگذرد و اگر كسى سهواً تمام نماز عصر را در اين وقت بخواند، بنابراحتياط بايد هر دو نماز را دوباره به ترتيب بجا آورد و وقت مخصوص نماز عصر موقعى است كه به اندازه خواندن نماز عصر وقت به مغرب شرعى مانده باشد كه اگر كسى تا اين موقع نماز ظهر را نخواند، نماز ظهر او قضا شده و بايد نماز عصر را بخواند و مابين وقت مخصوص نماز ظهر و وقت مخصوص نماز عصر، وقت مشترك نماز ظهر و نماز عصر است. كه اگر كسى در اين وقت اشتباهاً تمام نماز عصر را پيش از نماز ظهر بخواند، نمازش صحيح است و بايد نماز ظهر را بعد از آن بجا آورد ولى اگر مقدارى از نماز عصر در وقت مشترك واقع شود، مثل اين كه سه ركعت از نماز عصر در وقت مخصوص به ظهر و يك ركعت در وقت مشترك واقع شود بنابر احتياط بايد نماز عصر را بعد از ظهر دوباره بخواند.


مسأله 739 ) اگر پيش از خواندن نماز ظهر، سهواً مشغول نماز عصر شود و در بين نماز بفهمد اشتباه كرده است، چنانچه تمام مقدارى را كه خوانده يا بعضى از آن در وقت مشترك باشد، بايد نيّت را به نماز ظهر برگرداند يعنى نيت كند آنچه تا به حال خوانده‏ام و آنچه را بعد مى‏خوانم همان نماز ظهر باشد و بعد از آن كه نماز را تمام كرد نماز عصر را بخواند و اگر در وقت مخصوص به ظهر باشد، بنابراحتياط واجب، بايد نيت را به نماز ظهر برگرداند و نماز را تمام كند، بعد هر دو نماز را به ترتيب بجا آورد.


مسأله 740 ) در زمان حضور امام علیه السلام واجب است انسان در روز جمعه به جاى نماز ظهر دو ركعت نماز جمعه بخواند، ولى در زمان غيبت حضرت، خواندن نماز ظهر، در وقت امكان حضور در نماز جمعه با شرائط معتبر، خلاف احتياط است.


مسأله 741 ) نماز جمعه مانند نماز صبح دو ركعت است و امتيازش از نماز صبح اين است كه دو خطبه پيش از نماز دارد، و نماز جمعه واجب تخييرى است، به اين معنى كه مكلّف در روز جمعه مخيّر است كه نماز جمعه را بخواند در صورتى كه شرائطش موجود باشد، يا نماز ظهر بجا آورد و اگر نماز جمعه را بجا آورد احتياط وجوبى اين است كه ظهر را هم بخواند.


مسأله 742 ) وقت نماز جمعه از اول ظهر است تا وقتى كه معمولاً مى‏توان نماز را در آن وقت خواند.


وقت نماز مغرب و عشاء

مسأله 743 ) مغرب موقعى است كه سرخى طرف مشرق، كه بعد از غروب آفتاب پيدا مى‏شود، از بالاى سر انسان بگذرد.


مسأله 744 ) نماز مغرب و عشا هر كدام وقت مخصوص و مشتركى دارند:

وقت مخصوص نماز مغرب از اول مغرب است تا وقتى كه از مغرب به اندازه خواندن سه ركعت نماز بگذرد كه اگر كسى مثلاً مسافر باشد و سهواً يا به جهت ندانستن مسأله تمام نماز عشا را در اين وقت بخواند، نمازش باطل است.

وقت مخصوص نماز عشا، موقعى است كه به اندازه خواندن نماز عشا به نصف شب مانده باشد كه اگر كسى تا اين موقع نماز مغرب را نخواند بايد اول نماز عشا و بعد از آن نماز مغرب را بخواند و بين وقت مخصوص نماز مغرب و وقت مخصوص نماز عشا وقت مشترك نماز مغرب و عشا است كه اگر كسى در اين وقت اشتباهاً نماز عشا را پيش از نماز مغرب بخواند و بعد از نماز ملتفت شود، نمازش صحيح است و بايد نماز مغرب را بعد از آن بجا آورد.


مسأله 745 ) وقت مخصوص و مشترك كه معنى آن در مسأله پيش گفته شد، براى اشخاص فرق مى‏كند، مثلاً اگر به اندازه خواندن دو ركعت نماز از اول ظهر بگذرد، وقت مخصوص نماز ظهرِ كسى كه مسافر است، تمام شده و داخل وقت مشترك مى‏شود و براى كسى كه مسافر نيست، بايد به اندازه خواندن چهار ركعت نماز بگذرد.


مسأله 746 ) اگر پيش از خواندن نماز مغرب سهواً مشغول نماز عشا شود و در بين نماز بفهمد كه اشتباه كرده، چنانچه به ركوع ركعت چهارم نرفته، بايد نيت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را تمام كند و بعد نماز عشا را بخواند، و احتياط آن است كه اگر مقدارى از آن را در وقت مخصوص مغرب خوانده باشد، نماز مغرب را قبل از نماز عشا اعاده كند و اگر به ركوع ركعت چهارم رفته باشد، بنابراحتياط بايد نماز را تمام كرده و بعد از خواندن نماز مغرب نماز عشا را اعاده كند.


مسأله 747 ) آخر وقت نماز عشا براى كسانى كه معذور نيستند، نصف شب است و شب را بايد از اول غروب تا اذان صبح حساب كرد، نه تا اول آفتاب[2].


مسأله 748 ) اگر به واسطه عذرى، مانند خواب يا فراموشى يا حائض شدن، نماز مغرب و عشا را تا نصف شب نخواند نمازش قضا نشده و بايد آن را تا قبل از اذان صبح به نيت ادا بخواند و احتياط مستحب آن است كه نماز را بدون نيّت ادا و قضا بجا آورد، و اگر از روى معصيت نماز مغرب و عشا را تا نصف شب نخواند نماز وى قضا شده است. ولى احتياط واجب آن است كه تا قبل از اذان صبح بدون اين كه نيت ادا و قضا كند، آن نماز را بجا آورد.


وقت نماز صبح

مسأله 749 ) نزديك اذان صبح از طرف مشرق، سفيده‏اى رو به بالا حركت مى‏كند كه آن را فجر اول يا فجر كاذب گويند. موقعى كه آن سفيده پهن شد، فجر دوم يا فجر صادق و اولِ وقت نماز صبح است و آخر وقت نماز صبح موقعى است كه آفتاب بيرون مى‏آيد.


احكام وقت نماز

مسأله 750 ) موقعى انسان مى‏تواند مشغول نماز شود كه يقين كند وقت داخل شده است، يا دو مرد عادل به داخل شدن وقت خبر دهند يا اذان‏گوىِ عادلِ وقت‏شناس اذان بگويد.


مسأله 751 ) اگر به واسطه ابر يا غبار يا نابينائى و يا بودن در زندان، نتواند در اول وقت نماز، به داخل شدن وقت يقين كند، چنانچه گمان داشته باشد كه وقت داخل شده احتياط واجب آن است كه به گمان عمل نكند و نماز را به تأخير بيندازد تا يقين كند وقت داخل شده است.


مسأله 752 ) اگر دو مرد عادل به داخل شدن وقت خبر دهند يا اذان‏گوىِ عادلِ وقت‏شناس اذان بگويد يا انسان يقين كند كه وقت نماز شده و مشغول نماز شود و در بين نماز بفهمد كه هنوز وقت داخل نشده، نماز او باطل است و همچنين است اگر بعد از نماز بفهمد كه تمام نماز را پيش از وقت خوانده ولى اگر در بين نماز بفهمد وقت داخل شده، يا بعد از نماز بفهمد كه در بين نماز وقت داخل شده، نماز او صحيح است.


مسأله 753 ) اگر انسان ملتفت نباشد كه بايد با يقين به داخل شدن وقت، مشغول نماز شود، چنانچه بعد از نماز بفهمد كه تمام نماز را در وقت خوانده، نماز او صحيح است و اگر بفهمد تمام نماز را پيش از وقت خوانده، يا نفهمد كه در وقت خوانده يا پيش از وقت، نمازش باطل است. بلكه اگر بعد از نماز بفهمد كه در بين نماز وقت داخل شده است، احتياط واجب آن است كه دوباره آن نماز را بخواند.


مسأله 754 ) اگر اطمينان كند وقت داخل شده و مشغول نماز شود و در بين نماز شك كند كه وقت داخل شده يا نه، نماز او باطل است. ولى اگر در بين نماز اطمينان داشته باشد كه وقت داخل شده نمازش صحيح است، هرچند اطمينان كند كه نماز را پيش از وقت شروع كرده است، چنانچه گذشت.


مسأله 755 ) اگر وقت نماز به قدرى تنگ است كه به واسطه بجا آوردن بعضى از كارهاى مستحب نماز، همچون اذان و قنوت -بلكه سوره- بترسد مقدارى از آن بعد از وقت خوانده شود، بايد آن مستحب را بجا نياورد.


مسأله 756 ) كسى كه به اندازه خواندن يك ركعت نماز وقت دارد بايد نماز را به نيت ادا بخواند، و اگر عمداً نماز را تا اين وقت به تأخير بيندازد، معصيت كرده ولى بايد نماز را به نيت ادا بخواند.


مسأله 757 ) كسى كه مسافر نيست اگر نماز خود را تا نزديكى غروب آفتاب به تأخير بيندازد مسأله سه صورت دارد:

اوّل: به اندازه خواندن پنج ركعت نماز وقت دارد، در اين صورت بايد نماز ظهر و عصر خود را به ترتيب بخواند.

دوّم: به اين اندازه وقت ندارد ولى به اندازه يك ركعت يا بيشتر وقت دارد، در اين صورت نماز ظهرش قضا شده و بايد نماز عصر را بجا آورد.

سوّم: به اندازه يك ركعت هم وقت نداشته باشد، در اين صورت نماز ظهر و عصر هر دو قضا شده است و نيز اگر نماز مغرب و عشا را تا نزديكى نيمه شب به تأخير بيندازد باز مسأله سه صورت دارد:

اوّل: به اندازه خواندن پنج ركعت نماز وقت دارد، بايد نماز مغرب و عشا را به ترتيب بخواند.

دوّم: به اندازه يك ركعت يا بيشتر وقت دارد در اين صورت بايد نماز عشا را خوانده سپس نماز مغرب را قضا كند و بنابراحتياط واجب نماز مغرب را تا پيش از طلوع فجر بجا آورده، در آن نيت ادا يا قضا نكند.

سوّم: به اندازه يك ركعت هم وقت نداشته باشد، در اين صورت نماز مغرب و عشا قضا شده و بنابراحتياط واجب آن دو را تا پيش از طلوع فجر بجا آورده در آن نيت ادا يا قضا نكند. در تأخير نماز مغرب و عشا تا نزديكى طلوع فجر با عذر سه صورت وجود دارد:

اوّل: به اندازه پنج ركعت وقت داشته باشد در اين صورت بايد نماز مغرب و عشا را به ترتيب به نيّت اداء بخواند و بنابراحتياط مستحب در آنها نيت خصوص ادا يا قضا نكند.

دوّم: به اين اندازه وقت نداشته باشد ولى به اندازه يك ركعت يا بيشتر وقت داشته باشد، در اين صورت نماز مغربش قضا شده، مى‏بايست نماز عشا را در اين وقت به نيت ادا بجا آورد و بنابراحتياط مستحب نيت خصوص ادا يا قضا نكند.

سوّم: به اندازه يك ركعت هم وقت نداشته باشد، در اين صورت نماز مغرب و عشا هر دو قضا شده است. گفتنى است بنابراحتياط واجب تأخير بدون عذر تا نزديكى طلوع فجر در حكم تأخير با عذر مى‏باشد نبايد نيت ادا و قضا بنمايد.


مسأله 758 ) كسى كه مسافر است اگر نماز خود را در ظهر و عصر تا نزديكى غروب آفتاب و در مغرب و عشا تا نصف شب و يا تا طلوع فجر با وجود عذر به تأخير بيندازد تمام فرضهاى مسأله قبل در اين مسأله هم جارى است و فرقى بين اين دو مسأله نيست مگر در مقدار وقت كه در مسأله قبل براى غير مسافر در ظهر و عصر و مغرب و عشا پنج ركعت به آخر وقت مانده فرض شده، ولى در اين مسأله براى مسافر در ظهر و عصر سه ركعت و در مغرب و عشا چهار ركعت مى‏باشد.


مسأله 759 ) مستحب است انسان نماز را در اول وقت بخواند و راجع به آن خيلى سفارش شده است و هرچه به اول وقت نزديكتر باشد، بهتر است. مگر آن كه تأخير آن از جهتى بهتر باشد، مثلاً صبر كند كه نماز را به جماعت بخواند.


مسأله 760 ) هرگاه انسان عذرى دارد كه اگر بخواهد در اول وقت نماز بخواند، ناچار است مثلاً با تيمم يا با لباس نجس نماز بخواند، چنانچه بداند عذر او تا آخر وقت باقى است، مى‏تواند در اول وقت، نماز بخواند. ولى اگر احتمال دهد كه عذر او از بين مى‏رود، بايد صبر كند تا عذرش برطرف شود و چنانچه عذر او برطرف نشد، در آخر وقت نماز بخواند و لازم نيست به قدرى صبر كند كه فقط بتواند كارهاى واجب نماز را انجام دهد، بلكه اگر براى مستحبات نماز مانند اذان و اقامه و قنوت هم وقت دارد، مى‏تواند تيمم كند و نماز را با آن مستحبات بجا آورد.


مسأله 761 ) كسى كه مسائل نماز و احكام شك و سهو را نداند و احتمال مى‏دهد كه يكى از اينها در نماز پيش آيد و نمازش را باطل كند، نمى‏تواند در اول وقت با قصد جزمى نماز را شروع كند بلكه يا بايد نماز را در اول وقت به قصد رجاء شروع كند يا براى ياد گرفتن اينها نماز را از اول وقت به تأخير بيندازد ولى اگر اطمينان دارد كه نماز را به‏طور صحيح تمام مى‏كند، مى‏تواند در اول وقت با نيت جزمى مشغول نماز شود، و در هر صورت اگر در نماز مسأله‏اى كه حكم آن را نمى‏داند، پيش نيايد، نماز او صحيح است و اگر مسأله‏اى كه حكم آن را نمى‏داند پيش آيد، جايز است به يكى از دو طرفى كه احتمال مى‏دهد، عمل نمايد و نماز را تمام كند. ولى بعد از نماز بايد مسأله را بپرسد كه اگر نمازش باطل باشد، دوباره بخواند و اگر صحيح بوده، اعاده لازم نيست.


مسأله 762 ) اگر وقت نماز وسعت دارد و طلبكار هم طلب خود را مطالبه مى‏كند در صورتى كه ممكن است، بايد اول قرض خود را بدهد، بعد نماز بخواند و همچنين است اگر كار واجب ديگرى كه بايد فوراً آن را بجا آورد پيش آمد كند، مثلاً ببيند مسجد نجس است كه بايد اول مسجد را تطهير كند بعد نماز بخواند و چنانچه اول نماز بخواند معصيت كرده ولى نماز او صحيح است.


[1] – ظهر شرعی عبارت از گذشتن نصف روز است، مثلاً اگر روز دوازده ساعت باشد، پس از گذشتن شش ساعت از طلوع آفتاب ظهر شرعی است و اگر روز سیزده ساعت باشد، پس از گذشتن شش ساعت و نیم از طلوع آفتاب ظهر شرعی است و اگر روز یازده ساعت باشد پس از گذشتن پنج ساعت و نیم از طلوع آفتاب ظهر شرعی است و ظهر شرعی که عبارت از گذشتن نصف از طلوع آفتاب تا غروب است، در بعضی از مواقع سال در شهرهای میانی ایران همچون قم و تهران چند دقیقه پیش از ساعت دوازده و گاهی چند دقیقه بعد از دوازده است و در شهرهای شرقی ظهر زودتر و در شهرهای غربی دیرتر است.

[2] -بنابر این تقریباً 11 ساعت و بیست دقیقه بعد از ظهر شرعی آخر وقت نماز مغرب و عشا است.

نمازهائى كه بايد به ترتيب خوانده شود

مسأله 763 ) انسان بايد نماز عصر را بعد از ظهر، و نماز عشا را بعد از نماز مغرب بخواند و اگر عمداً نماز عصر را پيش از نماز ظهر و نماز عشا را پيش از نماز مغرب بخواند، باطل است.


مسأله 764 ) اگر به نيت نماز ظهر مشغول نماز شود و در بين نماز يادش بيايد كه نماز ظهر را خوانده است، نمى‏تواند نيت را به نماز عصر برگرداند، بلكه بايد نماز را بشكند و نماز عصر را بخواند و همين‏طور است در نماز مغرب و عشا.


مسأله 765 ) اگر در بين نماز عصر يقين كند كه نماز ظهر را نخوانده است، نيت را به نماز ظهر برگرداند چنانچه يادش بيايد كه نماز ظهر را خوانده بوده، بنابراحتياط واجب بايد نيت را به نماز عصر برگرداند و بعد از تمام كردن نماز، دوباره نماز عصر را بخواند. مگر اين كه در آن موقعى كه نيت را به ظهر برگردانده هيچ‏يك از اعمال نماز را بجا نياورده باشد، در اين صورت اعاده لازم نيست.


مسأله 766 ) اگر در بين نماز عصر شك كند كه نماز ظهر را خوانده يا نه، بايد نيت را به نماز ظهر برگرداند. ولى اگر وقت به قدرى كم است كه بعد از تمام شدن نماز، مغرب مى‏شود بايد به نيت نماز عصر، نماز را تمام كند و بنا مى‏گذارد كه نماز ظهر را هم خوانده است.


مسأله 767 ) اگر در نماز عشاء بعد از رسيدن به ركوع ركعت چهارم شك كند كه نماز مغرب را خوانده يا نه، چنانچه وقت كم است بايد نماز عشا را تمام كند و بعد مغرب را احتياطاً بخواند و اگر به مقدار پنج ركعت وقت باشد بايد نماز را بهم زده و بعد از نماز مغرب، نماز عشاء را بخواند.


مسأله 768 ) اگر در نماز عشا بعد از رسيدن به ركوع ركعت چهارم شك كند كه نماز مغرب را خوانده يا نه، بايد نماز را تمام كند بعد نماز مغرب را بخواند و بنابراحتياط واجب نماز عشا را هم بعداً اعاده كند.


مسأله 769 ) اگر انسان نمازى را كه خوانده احتياطاً دوباره بخواند و در بين نماز يادش بيايد نمازى را كه بايد پيش از آن بخواند نخوانده است، نمى‏تواند نيت را به آن نماز برگرداند، مثلاً موقعى كه نماز عصر را احتياطاً مى‏خواند، اگر يادش بيايد نماز ظهر را نخوانده است، نمى‏تواند نيت را به نماز ظهر برگرداند.


مسأله 770 ) برگرداندن نيت از نماز قضا به نماز ادا و از نماز مستحب به نماز واجب جايز نيست.


مسأله 771 ) اگر وقت نماز ادا وسعت داشته باشد، و در بين نماز ادا به خاطرش بيايد كه از همان روز نماز قضا دارد بنابر احتياط مستحب بايد عدول كند و نيت را به نماز قضا برگرداند، ولى بايد برگرداندن نيت به نماز قضا ممكن باشد مثلاً اگر مشغول نماز ظهر است، در صورتى بايد نيت را به قضاى صبح برگرداند كه داخل ركوع ركعت سوم نشده باشد.


نمازهاى مستحب

مسأله 772 ) نمازهاى مستحبى زياد است و آنها را نافله گويند و بين نمازهاى مستحبى، خواندن نافله‏هاى شبانه‏روز بيشتر سفارش شده و آنها در غير روز جمعه سى و چهار ركعتند كه هشت ركعت آن نافله ظهر و هشت ركعت نافله عصر و چهار ركعت نافله مغرب و دو ركعت نافله عشاء و يازده ركعت نافله شب و دو ركعت نافله صبح مى‏باشد و چون دو ركعت نافله عشا را بنابراحتياط واجب بايد نشسته خواند، يك ركعت حساب مى‏شود، ولى در روز جمعه بر شانزده ركعت نافله ظهر و عصر، چهار ركعت اضافه مى‏شود و بهتر است كه شش ركعت موقعى كه آفتاب پهن شود و شش ركعت وقت بالا آمدن آفتاب و شش ركعت نزديك ظهر و دو ركعت وقت ظهر بجا آورده شود.


مسأله 773 ) از يازده ركعت نافله شب، هشت ركعت آن بايد به نيت نافله شب و دو ركعت آن به نيت نماز شفع و يك ركعت آن به نيت نماز وتْر خوانده شود و دستور كامل نافله شب در كتابهاى دعا گفته شده است.


مسأله 774 ) نمازهاى نافله را مى‏شود نشسته خواند، ولى بهتر است دو ركعت نماز نافله نشسته را يك ركعت حساب كند، مثلاً كسى كه مى‏خواهد نافله ظهر را كه هشت ركعت است نشسته بخواند، بهتر است شانزده ركعت بخواند و اگر مى‏خواهد نماز وتر را نشسته بخواند، دو نماز يك ركعتى نشسته بخواند.


مسأله 775 ) نافله ظهر و عصر را در سفر نبايد خواند و نافله عشاء در سفر ساقط نمى‏شود و بنابراحتياط بايد به قصد رجاء خوانده شود.


وقت نافله‏ هاى يوميّه

مسأله 776 ) نافله نماز ظهر پيش از نماز ظهر خوانده مى‏شود و وقت آن از اول ظهر است تا موقعى كه آن مقدار از سايه شاخص كه بعد از ظهر پيدا مى‏شود، به اندازه دو هفتم آن شود، مثلاً اگر درازى شاخص هفت وجب باشد، هر وقت مقدار سايه‏اى كه بعد از ظهر پيدا مى‏شود به دو وجب رسيد، آخر وقت نافله ظهر است.


مسأله 777 ) نافله عصر پيش از نماز عصر خوانده مى‏شود و وقت آن تا موقعى است كه آن مقدار از سايه شاخص كه بعد از ظهر پيدا مى‏شود، به چهار هفتم آن برسد و چنانچه بخواهد نافله ظهر يا نافله عصر را بعد از آن كه سايه شاخص دو هفتم يا چهار هفتم آن شده، بخواند بهتر است نافله را بعد از فريضه بخواند و نبايد نيت ادا و قضا كند و نيز جايز است آنها را قبل از وقت نماز ظهر بخواند حتى در غير روز جمعه مخصوصاً در صورتى كه بداند بعداً نمى‏تواند بخواند.


مسأله 778 ) وقت نافله مغرب بعد از تمام شدن نماز مغرب است تا وقتى كه سرخى طرف مغرب كه بعد از غروب كردن آفتاب در آسمان پيدا مى‏شود از بين برود.


مسأله 779 ) وقت نافله عشاء بعد از تمام شدن نماز عشا است و تا وقتى كه نماز عشاء ادا است، مى‏تواند نافله آن را بخواند و بهتر است بعد از نماز عشاء بلافاصله خوانده شود.


مسأله 780 ) نافله صبح پيش از نماز صبح خوانده مى‏شود و وقت آن بعد از فجر اول است تا وقتى كه سرخى طرف مشرق پيدا شود و نشانه فجر اول در وقت نماز صبح گفته شد و جايز است نافله صبح را بعد از نافله شب بلافاصله بخوانند.


مسأله 781 ) وقت نافله شب از نصف شب است تا اذان صبح و بهتر است نزديك اذان صبح خوانده شود.


مسأله 782 ) مسافر و كسى كه براى او سخت است نافله شب را بعد از نصف شب بخواند، مى‏تواند آن را در اول شب بجا آورد.


مسأله 783 ) يكى از نمازهاى مستحبى بنابر مشهور نماز غُفيله است كه بين نماز مغرب و عشا خوانده مى‏شود و وقت آن بنابر احتياط پيش از آن است كه سرخى طرف مغرب از بين برود و بهتر اين است كه نماز غفيله را از نافله مغرب حساب نمايد.


نماز غفيله

مسأله 783 ) يكى از نمازهاى مستحبى بنابر مشهور نماز غُفيله است كه بين نماز مغرب و عشا خوانده مى‏شود و وقت آن بنابر احتياط پيش از آن است كه سرخى طرف مغرب از بين برود و بهتر اين است كه نماز غفيله را از نافله مغرب حساب نمايد.


كيفيت نماز غفيله

در ركعت اول نماز غفيله، بعد از حمد بايد به جاى سوره اين آيه را بخوانند:

«وَ ذاَ النُّؤنِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادى فِى الظُّلُماتِ أَنْ لا إلهَ اِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّى كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي المُؤْمِنِينَ».

و در ركعت دوم بعد از حمد به جاى سوره اين آيه را بخوانند:

«وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الغَيْبِ لا يعْلَمُها إِلاَّ هُوَ وَ يَعْلَمُ ما فِى البَرِّ وَ البَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فِى ظُلُماتِ الأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ اِلاَّ فِى كِتابٍ مُبِينٍ».

و در قُنوت آن بگويند:

«أَلّلهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَفاتِحِ الغَيْبِ الَّتِي لا يَعْلَمُها إِلاَّ أَنْتَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَفْعَلَ بِى كَذا وَكَذا» (به جاى) كذا وكذا حاجتهاى خود را بگويند و بعد بگويند:

«أَلّلهُمَّ أَنْتَ وَلِىُّ نِعْمَتِى وَ القادِرُ عَلى طَلِبَتِي تَعْلَمُ حاجَتِي فَأَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ و عَلَيْهِمُ السَّلامُ لَمَّا قَضَيْتَها لِى».


احكام قبله

مسأله 784 ) خانه كعبه -كه در مكّه معظّمه است- و محاذى آن تا آسمان، قبله است و بايد روبروى آن نماز خواند و اگر طورى بايستد كه بگويند: رو به قبله نماز مى‏خواند، كافى است و همچنين است كارهاى ديگر، مانند سر بريدن حيوانات كه بايد رو به قبله انجام گيرد.


مسأله 785 ) كسى كه نماز واجب را ايستاده مى‏خواند بايد صورت و سينه و شكم او رو به قبله باشد و احتياط مستحب آن است كه انگشتان پاى او هم رو به قبله باشد.


مسأله 786 ) كسى كه بايد نشسته نماز بخواند، بايد در موقع نماز صورت و سينه و شكم او رو به قبله باشد.


مسأله 787 ) كسى كه نمى‏تواند نشسته نماز بخواند، بايد در حال نماز به پهلوى راست طورى بخوابد كه جلوى بدن او رو به قبله باشد و اگر ممكن نيست بايد به پهلوى چپ طورى بخوابد كه جلوى بدن او رو به قبله باشد و اگر اين را هم نتواند بايد به پشت بخوابد به طورى كه كف پاهاى او رو به قبله باشد.


مسأله 788 ) نماز احتياط و سجده و تشهّد فراموش شده را بايد رو به قبله بجا آورد و بنابراحتياط سجده سهو را نيز رو به قبله بجا آورد.


مسأله 789 ) نماز مستحبى را مى‏شود در حال راه رفتن و سوارى خواند و اگرانسان در اين دو حال، نماز مستحبى بخواند، لازم نيست رو به قبله باشد.


مسأله 790 ) كسى كه مى‏خواهد نماز بخواند، بايد براى پيدا كردن قبله كوشش نمايد تا يقين كند كه قبله كدام طرف است و اگر نتواند يقين پيدا كند، بايد به گمانى كه از محراب مسجد مسلمانان يا قبرهاى آنان يا از راههاى ديگر پيدا مى‏شود عمل نمايد. حتى اگر از گفته فاسق يا كافرى كه به واسطه قواعد علمى قبله را مى‏شناسد گمان به قبله پيدا كند، كافيست.


مسأله 791 ) كسى كه گمان به قبله دارد، اگر بتواند گمان قويترى پيدا كند نمى‏تواند به گمان خود عمل نمايد، مثلاً اگر ميهمان از گفته صاحبخانه گمان به قبله پيدا كند ولى بتواند از راه ديگر گمان قويترى پيدا كند، نبايد به حرف او عمل نمايد.


مسأله 792 ) اگر براى پيدا كردن قبله وسيله‏اى ندارد، يا با اين كه كوشش كرده گمانش به طرفى نمى‏رود، چنانچه وقت نماز وسعت دارد، بنابراحتياط بايد چهار نماز به چهار سمت مقابل يكديگر بخواند و اگر به اندازه چهار نماز وقت ندارد، بايد به اندازه‏اى كه وقت دارد، نماز بخواند. مثلاً اگر فقط به اندازه يك نماز وقت دارد بايد يك نماز به هر طرفى كه مى‏خواهد بخواند و بايد نمازها را طورى بخواند كه يقين كند يكى از آنها رو به قبله بوده يا اگر از قبله كج بوده، به طرف دست راست و دست چپ قبله نرسيده است.


مسأله 793 ) اگر يقين يا گمان كند كه قبله در يكى از دو طرف است بايد به هر دو طرف نماز بخواند.


مسأله 794 ) كسى كه بايد به چند طرف نماز بخواند، اگر بخواهد دو نماز بخواند كه مثل نماز ظهر و عصر بايد يكى بعد از ديگرى خوانده شود، احتياط مستحب آن است كه نماز اول را به هر چند طرف كه واجب است، بخواند. بعد نماز دوم را شروع كند چنان كه مى‏تواند هر دو نماز را اول به يك طرف بخواند و بعداً به طرف ديگر.


مسأله 795 ) كسى كه يقين به قبله ندارد، اگر بخواهد غير از نماز كارى كند كه بايد رو به قبله انجام داد، مثلاً بخواهد سر حيوانى را ببرد، بايد به گمان عمل نمايد و اگر گمان ممكن نيست به هر طرف كه انجام دهد، صحيح است.


پوشانيدن بدن در نماز

مسأله 796 ) مرد بايد در حال نماز، اگرچه كسى او را نمى‏بيند، عورتين خود را بپوشاند و بهتر است از ناف تا زانو را هم بپوشاند.


مسأله 797 ) زن بايد در موقع نماز تمام بدن حتى سر و موى خود را بپوشاند و احتياط مستحب آن است كه كف پاها را هم بپوشاند. ولى پوشاندن صورت به مقدارى كه در وضو شسته مى‏شود و دستها تا مچ و روى پاها تا مچ پا لازم نيست.


مسأله 798 ) موقعى كه انسان قضاى سجده فراموش شده يا تشهّد فراموش شده را بجا مى‏آورد، بايد خود را مثل موقع نماز بپوشاند و احتياط آن است كه در موقع بجا آوردن سجده سهو نيز خود را بپوشاند.


مسأله 799 ) اگر انسان عمداً يا از روى ندانستن مسأله، در نماز عورتش را نپوشاند، نمازش باطل است.


مسأله 800 ) اگر در بين نماز بفهمد كه عورتش پيداست، بايد آن را بپوشاند و احتياط واجب آن است كه نماز را تمام كند و دوباره بخواند، ولى اگر بعد از نماز بفهمد كه در نماز عورت او پيدا بوده، نمازش صحيح است.


مسأله 801 ) اگر در حال ايستاده لباسش عورت او را مى‏پوشاند ولى ممكن است در حال ديگر، مثلاً در حال ركوع و سجود نپوشاند، چنانچه موقعى كه عورت او پيدا مى‏شود به وسيله‏اى آن را بپوشاند، نماز او صحيح است، ولى احتياط مستحب آن است كه با آن لباس نماز نخواند.


مسأله 802 ) انسان موقعى كه پوشاك ندارد مى‏تواند در نماز خود را با علف و برگ درختان بپوشاند و بنابراحتياط، موقعى كه پوشاك دارد با علف و برگ درختان خود را نپوشاند.


مسأله 803 ) انسان در حال ناچارى مى‏تواند در نماز خود را با گِل بپوشاند.


مسأله 804 ) اگر چيزى ندارد كه در نماز خود را با آن بپوشاند، چنانچه احتمال دهد كه پيدا مى‏كند، بايد نماز را تأخير بيندازد و اگر چيزى پيدا نكرد، در آخر وقت مطابق وظيفه‏اش كه در مسأله بعدى گفته مى‏شود، نماز بخواند.


مسأله 805 ) كسى كه مى‏خواهد نماز بخواند، اگر براى پوشاندن خود حتى برگ درخت و علف و گِل و لجن نداشته باشد و آب گل‏آلود يا چاله‏اى هم كه در آن بايستد پيدا نكند و احتمال ندهد كه تا آخر وقت چيزى پيدا كند كه خود را با آن بپوشاند، در صورتى كه احتمال بدهد كه شخص نامحرمى غير همسرش او را مى‏بيند، بايد نشسته نماز بخواند و براى ركوع و سجود به قدرى خم شود كه عورتش پيدا نباشد و براى سجود كمى بيشتر از ركوع خم شود و مهر را بالا بياورد و پيشانى را بر آن بگذارد و اگر اطمينان دارد كه نامحرم او را نمى‏بيند بنابراحتياط واجب بايد دو نماز ايستاده بخواند در يكى ركوع و سجود كند مثل نمازگزارى كه لباس در تن دارد و در ديگرى به جاى ركوع و سجود با سر اشاره كند و در هر دو نماز بنابراحتياط واجب قُبُل خود را درحال ايستادن با دست بپوشاند.


 

لباس نمازگزار

مسأله 806 ) لباس نمازگزار شش شرط دارد: اول آن كه پاك باشد. دوم آن كه مباح باشد. سوم آن كه از اجزاء مردار نباشد. چهارم آنكه از حيوان حرام‏گوشت نباشد. پنجم و ششم آن كه اگر نمازگزار مرد است، لباس او ابريشم خالص و طلاباف نباشد و تفصيل اينها در مسائل آينده گفته مى‏شود:


شرط اوّل

مسأله 807 ) لباس نمازگزار بايد پاك باشد و اگر كسى عمداً با بدن يا لباس نجس نماز بخواند، نمازش باطل است.


مسأله 808 ) كسى كه نمى‏داند با بدن و لباس نجس نماز باطل است، اگر با بدن يا لباس نجس نماز بخواند، نمازش باطل است.


مسأله 809 ) اگر به واسطه ندانستن مسأله، چيز نجسى را نداند نجس است مثلاً نداند كه عرق شتر نجاستخوار نجس است و با آن نماز بخواند، نمازش باطل است.


مسأله 810 ) اگر نداند كه بدن يا لباسش نجس است و بعد از نماز بفهمد نجس بوده نماز او صحيح است. ولى احتياط مستحب آن است كه اگر وقت دارد، دوباره آن نماز را بخواند.


مسأله 811 ) اگر فراموش كند كه بدن يا لباسش نجس است و در بين نماز، يا بعد از آن يادش بيايد، بايد نماز را دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا نمايد.


مسأله 812 ) كسى كه در وسعت وقت مشغول نماز است، اگر در بين نماز بدن يا لباس او نجس شود و پيش از آن كه چيزى از نماز را با نجاست بخواند، ملتفت شود كه نجس شده، يا بفهمد بدن يا لباس او نجس است و شك كند كه همان وقت نجس شده يا از پيش نجس بوده، در صورتى كه آب كشيدن بدن يا لباس يا عوض كردن لباس يا بيرون آوردن آن نماز را بهم نمى‏زند، بايد در بين نماز بدن يا لباس را آب بكشد يا لباس را عوض نمايد يا اگر چيز ديگرى عورت او را پوشانده، لباس را بيرون آورد. ولى چنانچه طورى باشد كه اگر بدن يا لباس را آب بكشد يا لباس را عوض كند يا بيرون آورد، نماز بهم مى‏خورد و اگر لباس را بيرون آورد برهنه مى‏ماند، بايد نماز را بشكند و با بدن و لباس پاك نماز بخواند.


مسأله 813 ) كسى كه در تنگى وقت مشغول نماز است، اگر در بين نماز لباس او نجس شود و پيش از آن كه چيزى از نماز را با نجاست بخواند، بفهمد كه نجس شده يا بفهمد كه لباس او نجس است و شك كند كه همان وقت نجس شده يا از پيش نجس بوده، در صورتى كه آب كشيدن يا عوض كردن يا بيرون آوردن لباس، نماز را بهم نمى‏زند و مى‏تواند لباس را بيرون آورد، بايد لباس را آب بكشد يا عوض كند، يا اگر چيز ديگرى عورت او را پوشانده لباس را بيرون آورد و نماز را تمام كند. اما اگر چيز ديگرى عورت او را نپوشانده و لباس را هم نمى‏تواند آب بكشد يا عوض كند، بايد با همان لباس نماز را تمام كند و همچنين است اگر لباس را آب بكشد يا عوض كند نماز بهم نمى‏خورد ولى به واسطه سرما و مانند آن نمى‏تواند لباس را بيرون آورد، بايد با همان حال، نماز را تمام كند و نمازش صحيح است.


مسأله 814 ) كسى كه در تنگى وقت مشغول نماز است، اگر در بين نماز بدن او نجس شود و پيش از آن كه چيزى از نماز را با نجاست بخواند، ملتفت شود كه نجس شده يا بفهمد بدن او نجس است و شك كند كه همان وقت نجس شده يا از پيش نجس بوده، در صورتى كه آب كشيدن بدن، نماز را بهم نمى‏زند، بايد آب بكشد و اگر نماز را بهم مى‏زند بايد با همان حال نماز را تمام كند و نماز او صحيح است.


مسأله 815 ) كسى كه در پاك بودن بدن يا لباس خود شك دارد، چنانچه نماز را بخواند و بعد از نماز بفهمد كه بدن يا لباسش نجس بوده، نماز او صحيح است.


مسأله 816 ) اگر لباس را آب بكشد و يقين كند كه پاك شده است و با آن نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد پاك نشده نماز او صحيح است و اعاده لازم نيست.


مسأله 817 ) اگر خونى در بدن يا لباس خود ببيند و يقين كند كه از خونهاى نجس نيست، مثلاً يقين كند كه خون پشه است، چنانچه بعد از نماز بفهمد از خونهائى بوده كه نمى‏شود با آن نماز خواند، نماز او صحيح است.


مسأله 818 ) اگر يقين كند خونى كه در بدن يا لباس اوست خون نجسى است كه نماز با آن صحيح است، مثلاً يقين كند خون زخم و دمل است، چنانچه بعد از نماز بفهمد خونى بوده كه نماز با آن باطل است، نمازش صحيح است.


مسأله 819 ) اگر نجس بودن چيزى را فراموش كند و بدن يا لباسش با رطوبت به آن برسد و در حال فراموشى نماز بخواند و بعد از نماز يادش بيايد، نماز او صحيح است ولى اگر بدنش با رطوبت به چيزى كه نجس بودن آن را فراموش كرده برسد و بدون اين كه خود را آب بكشد غسل كند و نماز بخواند، غسل و نمازش باطل است و نيز اگر جائى از اعضاء وضو با رطوبت به چيزى كه نجس بودن آن را فراموش كرده برسد و پيش از آن كه آنجا را آب بكشد، وضو بگيرد و نماز بخواند، وضو و نمازش باطل مى‏باشد. مگر اين كه طورى باشد كه با وضو گرفتن، اعضاى وضو نيز پاك شود.


مسأله 820 ) كسى كه يك لباس دارد، اگر بدن و لباسش نجس شود و به اندازه آب كشيدن يكى از آنها آب داشته باشد، بايد بدن را آب بكشد و با همان لباس نجس نماز بخواند ولى اگر مثلاً نجاست يكى بول است كه اگر بخواهد با آب قليل آب بكشد بايد دو مرتبه آب روى آن بريزد و ديگرى خون است كه يك مرتبه ريختن آب روى آن كافى است بايد آن را (اعم از بدن و لباس) كه به بول نجس شده آب بكشد.


مسأله 821 ) كسى كه غير از لباس نجس، لباس ديگرى ندارد، بايد نماز را با همان لباس بجا آورد.


مسأله 822 ) كسى كه دو لباس دارد، اگر بداند يكى از آنها نجس است و نداند كدام‏يك از آنهاست، چنانچه وقت دارد بايد با هر دو لباس نماز بخواند. مثلاً اگر مى‏خواهد نماز ظهر و عصر بخواند بايد با هركدام يك نماز ظهر و يك نماز عصر بخواند. ولى اگر وقت تنگ است، بايد نماز را با يكى از آن دو لباس بجا آورد، و احتياط مستحب آن است كه آن نماز را با لباس پاك قضا نمايد.


شرط دوّم

مسأله 823 ) لباس نمازگزار بايد مباح باشد و كسى كه مى‏داند پوشيدن لباس غصبى حرام است، اگر عمداً در لباس غصبى يا در لباسى كه نخ يا تكمه يا چيز ديگر آن غصبى است نماز بخواند، باطل است.


مسأله 824 ) كسى كه مى‏داند پوشيدن لباس غصبى حرام است ولى نمى‏داند نماز را باطل مى‏كند، اگر عمداً با لباس غصبى نماز بخواند، نمازش باطل است.


مسأله 825 ) اگر نداند يا فراموش كند كه لباس او غصبى است و با آن نماز بخواند نمازش صحيح است. ولى اگر كسى خودش لباسى را غصب نمايد و فراموش كند كه غصب كرده است و با آن نماز بخواند، بنابراحتياط نمازش باطل است.


مسأله 826 ) اگر نداند يا فراموش كند كه لباس او غصبى است و در بين نماز بفهمد، چنانچه چيز ديگرى عورت او را پوشانده است و مى‏تواند فوراً بدون اين كه موالات، يعنى پى‏درپى بودن نماز بهم بخورد، لباس غصبى را بيرون آورد، بايد آن را بيرون آورد و نمازش صحيح است و اگر چيز ديگرى عورت او را نپوشانده، يا نمى‏تواند لباس غصبى را فوراً بيرون آورد كه اگر بيرون آورد پى‏درپى بودن نماز بهم مى‏خورد، در صورتى كه به مقدار يك ركعت هم وقت داشته باشد، بايد نماز را بشكند و با لباس غير غصبى نماز بخواند و اگر به اين مقدار وقت ندارد، بايد درحال نماز لباس را بيرون آورد و به دستور نماز برهنگان، نماز را تمام نمايد.


مسأله 827 ) اگر كسى براى حفظ جانش با لباس غصبى نماز بخواند، يا مثلاً براى اين كه دزد لباس غصبى را نبرد با آن نماز بخواند، نمازش صحيح است.


مسأله 828 ) اگر با عين پولى كه خمس يا زكات آن را نداده لباس بخرد، نماز خواندن در آن لباس اشكال دارد.


شرط سوّم

مسأله 829 ) لباس نمازگزار بايد از اجزاء حيوان مرده‏اى كه خون جهنده دارد، يعنى حيوانى كه اگر رگش را ببرند خون از آن جستن مى‏كند، نباشد. بلكه اگر از حيوان مرده‏اى كه مانند ماهى و مار، خون جهنده ندارد لباس تهيه كند، احتياط واجب آن است كه با آن نماز نخواند.


مسأله 830 ) هرگاه چيزى از مردار مانند گوشت و پوست از اعضاء آن كه داراى حس و حيات است همراه نمازگزار باشد، اگرچه لباس او نباشد بنابراحتياط واجب نمازش باطل است ولى چيزهائى كه داراى حس و حيات نيست مانند پشم و شاخ واستخوان چنانچه همراه نمازگزار باشد، اشكال ندارد.


مسأله 831 ) اگر چيزى از مردار حلال‏گوشت مانند مو و پشم كه روح ندارد همراه نمازگزار باشد، يا با لباسى كه از آنها تهيه كرده‏اند، نماز بخواند نمازش صحيح است.


شرط چهارم

مسأله 832 ) لباس نمازگزار بايد ازحيوان حرام‏گوشت نباشد و اگر موئى از آن هم همراه نمازگزار باشد، نماز او باطل است.


مسأله 833 ) اگر آب دهان يا بينى يا رطوبت ديگرى از حيوان حرام‏گوشت مانند گربه بر بدن يا لباس نمازگزار باشد، چنانچه تر باشد نماز باطل و اگر خشك شده و عين آن برطرف شده باشد، نماز صحيح است.


مسأله 834 ) اگر مو و عرق و آب دهان كسى بر بدن يا لباس نمازگزار باشد اشكال ندارد و همچنين است اگر مرواريد و موم و عسل همراه او باشد.


مسأله 835 ) اگر شك داشته باشد كه لباسى از حيوان حلال‏گوشت است يا حرام‏گوشت، چه در داخل تهيه شده باشد چه در خارج، احتياط مستحب آن است كه با آن نماز نخواند.


مسأله 836 ) نماز خواندن با صدف اشكال ندارد و معلوم نيست كه صدف از اجزاء حيوان حرام‏گوشت باشد.


مسأله 837 ) بنابراحتياط واجب بايد از پوست خز و سنجاب در نماز اجتناب كرد.


مسأله 838 ) اگر با لباسى كه نمى‏داند يا فراموش كرده كه از حيوان حرام‏گوشت است نماز بخواند، واجب نيست آن نماز را دوباره بخواند يا اگر وقت گذشته قضا نمايد.


شرط پنجم

مسأله 839 ) پوشيدن لباس طلاباف براى مرد حرام و نماز با آن باطل است، ولى براى زن در نماز و غير نماز اشكال ندارد.


مسأله 840 ) پوشيدن طلا، مثل آويختن زنجير طلا به سينه و انگشترى طلا به دست كردن و بستن ساعت مچى طلا به دست، و عينك طلا گذاشتن براى مرد حرام و نماز خواندن با آنها باطل است. ولى براى زن در نماز و غير نماز اشكال ندارد.


مسأله 841 ) اگر مردى نداند يا فراموش كند كه انگشترى يا لباسش از طلا است يا شك داشته باشد و با آن نماز بخواند، احتياط مستحب آن است كه آن نماز را دوباره بخواند و اگر وقت گذشته، قضا نمايد.


شرط ششم

مسأله 842 ) لباس مرد نمازگزار حتى عرقچين و بند شلوار او بنابراحتياط بايد ابريشم خالص نباشد و در غير نماز هم پوشيدن آن براى مرد حرام است.


مسأله 843 ) اگر آستر تمام لباس يا آستر مقدارى از آن ابريشم خالص باشد، پوشيدن آن براى مرد حرام و نماز در آن باطل است.


مسأله 844 ) لباسى را كه نمى‏داند از ابريشم خالص است يا چيز ديگر، اگر در غير نماز بپوشد اشكال ندارد. ولى احتياط مستحب آن است كه با آن نماز نخواند.


مسأله 845 ) دستمال ابريشمى و مانند آن اگر در جيب مرد باشد اشكال ندارد و نماز را باطل نمى‏كند.


مسأله 846 ) پوشيدن لباس ابريشمى براى زن، در نماز و غير نماز اشكال ندارد.


مسأله 847 ) پوشيدن لباس غصبى و ابريشمى خالص و طلاباف و لباسى كه از مردار تهيه شده در حال ناچارى مانعى ندارد و نيز كسى كه ناچار است لباس بپوشد و لباس ديگرى غير از اينها ندارد، مى‏تواند با اين لباسها نماز بخواند.


مسأله 848 ) اگر غير از لباس غصبى لباس ديگرى ندارد و ناچار نيست لباس بپوشد، بايد به دستورى كه براى برهنگان گفته شد، نماز بخواند.


مسأله 849 ) اگر غير از لباسى كه از حيوان حرام‏گوشت يا از مردار تهيه شده، لباس ديگرى ندارد، چنانچه در پوشيدن لباس ناچار باشد، مى‏تواند با همان لباس نماز بخواند و اگر ناچار نباشد، بايد به دستورى كه براى برهنگان گفته شد نماز را بجا آورد و بنابر احتياط يك نماز ديگر هم با همان لباس بخواند.


مسأله 850 ) اگر مرد غير از لباس ابريشمى خالص يا طلاباف، لباس ديگرى نداشته باشد، چنانچه در پوشيدن لباس ناچار نباشد، بايد به دستورى كه براى برهنگان گفته شد نماز بخواند و بنابراحتياط يك نماز ديگر هم با همان لباس بخواند.


مسأله 851 ) اگر چيزى ندارد كه در نماز عورت خود را با آن بپوشاند واجب است اگرچه به كرايه يا خريدارى باشد، تهيه نمايد. ولى اگر تهيه آن به قدرى پول لازم دارد كه نسبت به دارائى او زياد و خارج از اندازه است يا طورى است كه اگر پول را به مصرف لباس برساند، به حال او ضرر دارد، بايد به دستورى كه براى برهنگان گفته شد، نماز بخواند.


مسأله 852 ) كسى كه لباس ندارد اگر ديگرى لباس به او ببخشد يا عاريه دهد، چنانچه قبول كردن آن براى او مشقّت غير قابل تحمل نداشته باشد، بايد قبول كند، بلكه اگر عاريه كردن يا طلب بخشش براى او سخت نيست، بايد از كسى كه لباس دارد، طلب بخشش يا عاريه نمايد.


مسأله 853 ) پوشيدن لباسى كه پارچه يا رنگ يا دوخت آن براى كسى كه مى‏خواهد آن را بپوشد معمول نيست و برخلاف وضع او است به طورى كه اگر آن را بپوشد انگشت‏نما مى‏شود مثل آن كه اهل علم درحال عادى لباس نظامى بپوشد، حرام است ولى اگر با آن لباس نماز بخواند، اشكال ندارد.


مسأله 854 ) احتياط واجب آن است كه مرد لباس زنانه و زن لباس مردانه نپوشد ولى اگر با آن لباس نماز بخواند، اشكال ندارد.


مسأله 855 ) كسى كه بايد خوابيده نماز بخواند، اگر لحافش از اجزاء حيوان حرام‏گوشت باشد، نماز در آن جايز نيست هرچند برهنه نباشد و اگر نجس يا ابريشم باشد، در صورتى كه پوشيدن بر آن صدق كند، نماز در آن نيز جايز نيست. ولى مجرد روى خود كشيدن آن عيبى ندارد و ضرر به نماز نمى‏رساند و اما تشك به هر حال عيب ندارد، مگر اين كه مقدارى از آن را به خود بپيچد كه در عُرف پوشيدن گفته شود، دراين صورت حكم آن حكم لحاف است.


 

مواردى كه لازم نيست بدن و لباس نمازگزار پاك باشد

مسأله 856 ) در سه صورت كه تفصيل آنها بعداً گفته مى‏شود، اگر بدن يا لباس نمازگزار نجس باشد، نماز او صحيح است:

اوّل: آن كه به واسطه زخم يا جراحت يا دملى كه در بدن اوست، لباس يا بدنش به خون آلوده شده باشد.

دوّم: آن كه بدن يا لباس او به مقدار كمتر از درهم -كه تقريباً به اندازه بند سرانگشت سبّابه(شهادت)- به خون آلوده باشد.

سوّم: آن كه ناچار باشد با بدن يا لباس نجس نماز بخواند و در دو صورت اگر فقط لباس نمازگزار نجس باشد، نماز او صحيح است:

اوّل: آن كه لباسهاى كوچك او مانند جوراب و عرقچين نجس باشد.

دوّم: آن كه بدن يا لباس زنى كه پرستار بچه است نجس شده باشد و احكام اين پنج صورت مفصّلاً در مسائل بعد گفته مى‏شود.


مسأله 857 ) اگر در بدن يا لباس نمازگزار، خون زخم يا جراحت يا دمل باشد، چنانچه طورى است كه آب كشيدن بدن يا لباس يا عوض كردن لباس براى بيشتر مردم سخت است اگرچه براى صاحب زخم و دمل سخت نباشد تا وقتى كه زخم يا جراحت يا دمل خوب نشده است مى‏تواند با آن خون نماز بخواند و همچنين است اگر چركى كه با خون بيرون آمده يا دوائى كه روى زخم گذاشته‏اند و نجس شده، در بدن يا لباس او باشد.


مسأله 858 ) اگر خون بريدگى و زخمى كه به زودى خوب مى‏شود و شستن آن آسان است در بدن يا لباس نمازگزار باشد، نماز او باطل است.


مسأله 859 ) اگر جائى از بدن يا لباس كه با زخم فاصله دارد، به رطوبت زخم نجس شود، جايز نيست با آن نماز بخواند ولى اگر مقدارى از بدن يا لباس كه معمولاً به رطوبت زخم آلوده مى‏شود، به رطوبت آن نجس شود، نماز خواندن با آن مانعى ندارد.


مسأله 860 ) اگر از زخمى كه توى دهان و بينى و مانند اينها است، خون بيرون آيد و به بدن يا لباس از جاهائى كه معمولاً وقت بيرون آمدن خون نجس مى‏شود برسد، مى‏تواند با آن نماز بخواند و همچنين است خون بواسير خواه دانه‏هايش بيرون باشد يا نباشد.


مسأله 861 ) كسى كه بدنش زخم است، اگر در بدن يا لباس خود خونى ببيند و نداند از زخم است يا خون ديگر، جايز نيست با آن نماز بخواند.


مسأله 862 ) اگر چند زخم در بدن باشد و طورى نزديك هم باشند كه يك زخم حساب شود، تا وقتى همه خوب نشده‏اند، نماز خواندن با خون آنها اشكال ندارد. ولى اگر به قدرى از هم دور باشند كه هركدام يك زخم حساب شود، هركدام كه خوب شد، بايد براى نماز، بدن و لباس را از خون آن آب بكشد.


مسأله 863 ) اگر سر سوزنى خون حيض، نفاس، استحاضه يا خون سگ يا خوك يا كافر يا مردار يا حيوانِ حرام‏گوشت در بدن يا لباس نمازگزار باشد، نماز او باطل است ولى خونهاى ديگر مثل خون بدن انسان يا خون حيوان حلال‏گوشت اگرچه در چند جاى بدن و لباس باشد در صورتى كه روى هم كمتر از درهم باشد -كه تقريباً به اندازه سرانگشت سبّابه مى‏شود- نماز خواندن با آن اشكال ندارد.


مسأله 864 ) خونى كه به لباس بى‏آستر بريزد و به پشت آن برسد، يك خون حساب مى‏شود ولى اگر پشت آن، نيز خونى شود بايد هر كدام را جدا حساب نمود. پس اگر خونى كه در پشت و روى لباس است روى هم كمتر از درهم باشد، نماز با آن صحيح و اگر به مقدار درهم يا بيشتر باشد نماز با آن باطل است.


مسأله 865 ) اگر خون، روى لباسى كه آستر دارد بريزد و به آستر آن برسد و يا به آستر بريزد و روى لباس نيز خونى شود، بايد هركدام را جدا حساب نمود پس اگر خون روى لباس و آستر، كمتر از درهم باشد، نماز با آن صحيح و اگر به اندازه درهم يا بيشتر باشد نماز با آن باطل است.


مسأله 866 ) اگر خون بدن يا لباس كمتر از درهم باشد و رطوبتى به آن برسد كه اطراف را آلوده كند، نماز با آن باطل است اگرچه خون و رطوبتى كه به آن رسيده، مجموعاً به اندازه درهم نباشد. ولى اگر رطوبت فقط به همان محل خون برسد و خون كمتر از درهم باشد در اين صورت نماز با آن اشكال ندارد.


مسأله 867 ) اگر بدن يا لباس خونى نشود ولى به واسطه رسيدن به خون نجس شود اگرچه مقدارى كه نجس شده كمتر از درهم باشد، نماز با آن باطل است.


مسأله 868 ) اگر خونى كه در بدن يا لباس است كمتر از درهم باشد و نجاست ديگرى به آن برسد، مثلاً يك قطره بول روى آن بريزد، نماز خواندن با آن جايز نيست.


مسأله 869 ) اگر لباسهاى كوچك نمازگزار مثل عرقچين و جوراب كه نمى‏شود با آنها عورت را پوشانيد نجس شد، چنانچه از مردار و حيوان حرام‏گوشت و حيوان نجس‏العين (براى همه: چه مرد و چه زن) و ابريشم خالص و طلا (براى مردان) درست نشده باشد، نماز با آنها صحيح است و نيز اگر با انگشترى نجس نماز بخواند، اشكال ندارد.


مسأله 870 ) احتياط واجب آن است كه لباس و دستمال نجس كه ساتر عورت است همراه نمازگزار نباشد ولى دستمالى كه ساتر عورت نباشد و كليد و چاقوى نجس و مانند اينها اشكالى ندارد و احتياط مستحب آن است كه اينها نيز همراه نمازگزار نباشد.


مسأله 871 ) مادرى كه پرستار پسر بچه است و بيشتر از يك لباس ندارد، چنانچه نتواند لباس ديگرى بخرد، يا كرايه كند و يا عاريه نمايد، هرگاه در شبانه‏روزى يك مرتبه لباس خود را آب بكشد، اگرچه تا روز ديگر لباسش به بول بچه نجس شود، مى‏تواند با آن لباس نماز بخواند، ولى احتياط مستحب آن است كه لباس خود را طرف عصر براى نماز ظهر و عصر آب بكشد و نيز اگر بيشتر از يك لباس دارد ولى ناچار است كه همه آنها را بپوشد، چنانچه شبانه‏روزى يك مرتبه همه آنها را آب بكشد كافيست و حكم بدن او با لباس يكى است.


مسأله 872 ) احتياط واجب آن است كه اگر لباس پرستار و مادر دختر بچه به بول دختر نجس شود اگرچه روزى يك مرتبه آن را آب بكشد، چنانچه بعد از آن نجس شود با آن لباس نماز نخواند.


 

چيزهائى كه در لباس نمازگزار مستحب است

مسأله 873 ) چند چيز در لباس نمازگزار مستحب است كه از آن جمله است: عمّامه با تحت‏الحَنَك، پوشيدن عبا و لباس سفيد و پاكيزه‏ترين لباسها و استعمال بوى خوش و دست كردن انگشترى عقيق.


 

چيزهائى كه در لباس نمازگزار مكروه است

مسأله 874 ) چند چيز در لباس نمازگزار مكروه است و از آن جمله است:

پوشيدن لباس سياه و چرك و تنگ و لباس شرابخوار و لباس كسى كه از نجاست پرهيز نمى‏كند و لباسى كه نقش صورت دارد و نيز باز بودن دكمه‏ هاى لباس و دست كردن انگشترى كه نقش صورت دارد.


مکان نماز گزار

مكان نمازگزار شش شرط دارد:

شرط اول

مکان نمازگزار مباح باشد.


مسأله 875 ) كسى كه در مِلك غصبى نماز مى‏خواند، اگر چه روى فرش و تخت و مانند اينها باشد بنابراحتياط نمازش باطل است ولى نماز خواندن در زير سقف غصبى و خيمه غصبى مانعى ندارد.


مسأله 876 ) نماز خواندن در ملكى كه منفعت آن مال ديگرى است، بدون اجازه كسى كه منفعت ملك، مال او مى‏باشد، بنابراحتياط باطل است مثلاً در خانه اجاره‏اى اگر صاحب خانه يا ديگرى بدون اجازه كسى كه آن خانه را اجاره كرده نماز بخواند، نمازش باطل است و همچنين است اگر در ملكى كه ديگرى در آن حقى دارد نماز بخواند. مثلاً اگر ميت وصيت كرده باشد كه ثُلث مال او را به مصرفى برسانند، تا وقتى ثلث را جدا نكنند، نمى‏شود در ملك او نماز خواند.


مسأله 877 ) كسى كه در مسجد نشسته، اگر ديگرى جاى او را غصب كند و در آنجا نماز بخواند، بنابراحتياط نمازش باطل است.


مسأله 878 ) اگر در جائى كه نمى‏داند غصبى است نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد، يا در جائى كه غصبى بودن آن را فراموش كرده نماز بخواند و بعد از نماز يادش بيايد، نماز او صحيح است ولى كسى كه خودش جائى را غصب كرده، اگر فراموش كند و در آنجا نماز بخواند نمازش بنابراحتياط باطل است و در صورت صحت اگر در نظر مردم اجرتى به آن تعلق مى‏گيرد بايد آن را بپردازد.


مسأله 879 ) اگر بداند جائى غصبى است و بداند كه غصب حرام است ولى نداند كه در جاى غصبى نماز باطل است و در آنجا نماز بخواند، نماز او باطل است.


مسأله 880 ) كسى كه ناچار است نماز واجب را سواره بخواند، چنانچه حيوان سوارى يا زين يا نعل آن غصبى باشد نماز او باطل است و همچنين است اگر بخواهد بر آن حيوان نماز مستحبى بخواند.


مسأله 881 ) كسى كه در ملكى با ديگرى شريك است اگر سهم او جدا نباشد، بدون اجازه شريكش نمى‏تواند در آن ملك تصرف كند و نماز بخواند.


مسأله 882 ) اگر با عين پولى كه خمس و زكات آن را نداده ملكى بخرد نماز خواندن در آن اشكال دارد.


مسأله 883 ) اگر صاحب ملك به زبان اجازه نماز خواندن بدهد و انسان بداند كه قلباً راضى نيست، نماز خواندن در ملك او باطل است و اگر اجازه ندهد و انسان يقين كند كه قلباً راضى است، نماز صحيح است.


مسأله 884 ) تصرف در ملك ميتى كه خمس يا زكات بدهكار است حرام و نماز در آن باطل است ولى اگر بدهى او را بدهند يا ضامن شوند كه ادا نمايند، تصرف و نماز در ملك او اشكال ندارد.


مسأله 885 ) تصرف در ملك ميتى كه به مردم بدهكار است، در صورتى كه ورثه بناى اداء قرض را بدون مسامحه نداشته باشند حرام و نماز در آن باطل است.


مسأله 886 ) اگر ميت قرض نداشته باشد ولى بعضى از ورثه او صغير يا ديوانه يا غائب باشند، تصرف در ملك او بدون اجازه ولى آنان حرام و نماز در آن باطل است.


مسأله 887 ) نماز خواندن در مسافرخانه و حمام و مانند اينها كه براى واردين آماده است، اشكال ندارد، ولى در غير اين قبيل جاها، در صورتى مى‏شود نماز خواند كه مالك آن اجازه بدهد يا حرفى بزند كه معلوم شود براى نماز خواندن اذن داده است مثل اين كه به كسى اجازه دهد در ملك او بنشيند و بخوابد، كه از اينها فهميده مى‏شود براى نماز خواندن هم اذن داده است.


مسأله 888 ) در زمين بسيار وسيعى كه براى بيشتر مردم مشكل است موقع نماز از آنجا به جاى ديگر بروند، بى‏اجازه مالك مى‏شود نماز خواند، به نحوى كه در «مسأله 277» در وضو گذشت.


شرط دوّمِ

مكان نمازگزار «استقرار» است يعنى اگر مكان نمازگزار متحرك باشد به‏طورى كه نتواند كارهاى نماز را به‏طور عادى انجام دهد نماز او باطل است. بنابراين نماز خواندن در كشتى و قطار و مانند آن اگر بتواند كارهاى نماز را صحيح انجام دهد، اشكال ندارد و اگر از جهت تنگى وقت يا ضرورت ديگرى ناچار باشد نماز را در كشتى و اتومبيل و مانند آن بخواند كه قبله دائماً در حال تغيير است، بايد تا آنجا كه مى‏تواند به طرف قبله برگردد و در حال برگشتن به سوى قبله چيزى نخواند.


مسأله 889 ) نماز خواندن روى خرمن گندم و جو و مانند اينها كه مقدارى حركت دارد جايز است به شرط اين كه بتواند واجبات نماز را انجام دهد.


مسأله 890 ) در جائى كه به واسطه احتمال باد و باران يا فشار جمعيت و مانند آن اطمينان ندارد كه بتواند نماز را تمام كند اگر به اميد تمام كردن شروع كند و به مانعى برخورد ننمايد، نمازش صحيح است.


مسأله 891 ) اگر در جائى كه ماندن در آن حرام است، مثلاً زير سقفى كه نزديك است خراب شود نماز بخواند – اگرچه معصيت كرده – ولى نمازش اشكالى ندارد.


مسأله 892 ) نماز خواندن روى چيزى كه ايستادن و نشستن روى آن حرام است، مثل جائى از فرش كه اسم خدا بر آن نوشته شده، بنابراحتياط صحيح نيست.


شرط سوم

آن كه جاى نمازگزار سقفش به اندازه‏ اى كه نتواند در آنجا راست بايستد، كوتاه نباشد و همچنين به اندازه‏اى كه جاى ركوع و سجود نداشته باشد، كوچك نباشد.


مسأله 893 ) اگر ناچار شود كه در جائى نماز بخواند كه به‏طور كلى از ايستادن تمكّن ندارد، لازم است نشسته نماز بخواند و اگر از ركوع و سجود تمكن ندارد، براى آنها با سر اشاره نمايد.


شرط چهارم

مکان نمازگزار بنابراحتياط واجب نبايد جلوتر از قبر پيغمبر و امام‏ علیهم السلام نماز بخواند.


مسأله 894 ) اگر در نماز چيزى مانند ديوار بين او و قبر مطهر باشد كه بى‏احترامى نشود، اشكالى ندارد، ولى فاصله شدن صندوق شريف و ضريح و پارچه ‏اى كه روى آن افتاده، كافى نيست.


شرط پنجم

آن كه مكان نمازگزار اگر نجس است به‏طورى تر نباشد كه رطوبت آن به بدن يا لباس او برسد، ولى جائى كه پيشانى را بر آن مى‏گذارد اگر نجس باشد در صورتى كه خشك هم باشد نماز باطل و احتياط مستحب آن است كه مكان نمازگزار اصلاً نجس نباشد.


مسأله 895 ) بنابراحتياط مستحب بايد زن عقبتر از مرد بايستد و جاى سجده او از جاى ايستادن مرد كمى عقبتر باشد.


مسأله 896 ) اگر زن برابر مرد يا جلوتر بايستد و باهم وارد نماز شوند، احتياط مستحب آن است كه نماز را دوباره بخوانند و اگر يكى زودتر از ديگرى به نماز بايستد، نماز او صحيح است و كسى كه بعد مشغول نماز شده، بنابراحتياط مستحب بايد نمازش را دوباره بخواند.


مسأله 897 ) اگر بين مرد و زن ديوار يا پرده يا چيز ديگرى باشد كه يكديگر را نبينند يا بين آنان اقلاً ده ذراع كه تقريباً پنج متر مى‏شود، فاصله باشد، چنانچه زن برابر مرد يا جلوتر از او باشد نماز هر دو صحيح است و كراهتى هم ندارد و همچنين است اگر مكان يكى از آنان به قدرى بلند باشد كه نگويند زن جلوتر از مرد يا برابر او ايستاده است.


شرط ششم

آن كه جاى پيشانى نمازگزار از جاى زانوها و سر انگشتان پاى او بيش از چهار انگشت بسته پست‏تر يا بلندتر نباشد و تفصيل اين مسأله در احكام سجده گفته مى‏شود.


مسأله 898 ) بودن مرد و زن نامحرم در جائى كه كسى در آنجا نيست و كسى هم نمى‏تواند وارد شود، بنابراحتياط حرام است و در آنجا نماز نخوانند ولى اگر يكى از آنها مشغول نماز باشد و ديگرى كه با او نامحرم است وارد شود، نماز او اشكال ندارد.


مسأله 899 ) نماز خواندن در جائى كه تار مى‏زنند يا مانند آن را استعمال مى‏كنند، باطل نيست، اگرچه گوش دادن و استعمال آن معصيت است.


مسأله 900 ) احتياط واجب آن است كه در خانه كعبه و بر بام آن نماز واجب نخوانند ولى در حال ناچارى اشكال ندارد.


مسأله901 ) خواندن نماز مستحب در خانه كعبه و بر بام آن اشكال ندارد، بلكه مستحب است در داخل خانه مقابل هر ركنى دو ركعت نماز بخوانند.


 

جاهائى كه نماز خواندن در آنها مستحب است

مسأله 902 ) در شرع مقدس اسلام بسيار سفارش شده است كه نماز را در مسجد بخوانند و بهتر از همه مسجدها، مسجدالحرام است و بعد از آن مسجد پيغمبر صل الله علیه و آله و بعد مسجد كوفه و بعد از آن مسجد بيت‏ المقدس و در بعض روايات مسجد بيت‏المقدس و مسجد كوفه يكسان شمرده شده است و بعد از مسجد بيت‏المقدس، مسجد جامع هر شهر و بعد از آن مسجد محله و بعد از مسجد محله، مسجد بازار است.


مسأله 903 ) براى زنها نماز خواندن در خانه، بلكه در صندوقخانه و اطاق عقب بهتر است از نماز خواندن در مسجد.


مسأله 904 ) نماز در حرم امامان‏: مستحب، بلكه بهتر از مسجد است و نماز در حرم مطهر حضرت اميرالمؤمنين علیه السلام برابر دويست هزار نماز است.


مسأله 905 ) زياد رفتن به مسجد و رفتن در مسجدى كه نمازگزار ندارد، مستحب است و همسايه مسجد اگر عذرى نداشته باشد، مكروه است در غير مسجد نماز بخواند.


مسأله 906 ) مستحب است انسان با كسى كه در مسجد حاضر نمى‏شود، غذا نخورد و در كارها با او مشورت نكند و همسايه او نشود و از او زن نگيرد و به او زن ندهد.


 

جاهائى كه نماز خواندن در آنها مكروه است

مسأله 907 ) نماز خواندن در چند جا مكروه است و از آن جمله است:

1 – حمام؛ 2 – زمين نمكزار؛ 3 – مقابل انسان؛ 4 – مقابل درى كه باز است؛

5 – در جاده و خيابان و كوچه اگر براى كسانى كه عبور مى‏كنند زحمت نباشد و چنانچه زحمت باشد حرام و نماز باطل است؛ 6 – مقابل آتش و چراغ؛

7 – در آشپزخانه و هرجا كه كوره آتش باشد؛ 8 – مقابل چاه و چاله‏ اى كه محل بول باشد؛ 9 – روبروى عكس و مجسمه چيزى كه روح دارد، مگر اين كه روى آن پرده بكشند؛ 10 – در اطاقى كه جنب در آن باشد؛ 11 – درجائى كه عكس باشد اگرچه روبروى نمازگزار نباشد؛ 12 – مقابل قبر؛ 13 – روى قبر؛ 14 – بين دو قبر؛ 15 – در قبرستان.


مسأله 908 ) هرگاه انسان در جائى نماز مى‏خواند كه مردم از جلو او عبور مى‏كنند مستحب است جلو خود چيزى بگذارد كه ميان او و آنها حائل گردد، حتى اگر عصا و تسبيح و ريسمانى هم باشد، كافيست.


آداب و احكام مسجد

مسأله 909 ) نجس كردن مسجد حرام است، خواه زمين مسجد باشد و يا سقف و بام و طرف داخل ديوارها و احتياط واجب آن است كه طرف بيرون ديوار مسجد را هم نجس نكند، مگر آن كه واقف، آن را جزء مسجد قرار نداده باشد.


مسأله 910 ) اگر نتواند مسجد را تطهير نمايد يا كمك لازم داشته باشد و پيدا نكند، تطهير مسجد بر او واجب نيست، ولى بايد به كسى كه احتمال مى‏دهد آن را تطهير مى‏كند، اطلاع دهد.


مسأله 911 ) اگر جائى از مسجد نجس شود كه تطهير آن بدون كندن يا خراب كردن ممكن نيست، بايد آنجا را بكَنند يا خراب نمايند و پر كردن جائى كه كنده‏اند و ساختن جائى كه خراب كرده‏اند، بر كسى كه مسجد را نجس كرده لازم است و بر غير او لازم نيست.


مسأله 912 ) اگر مسجدى را غصب كنند و به جاى آن خانه و مانند آن بسازند، يا به‏طورى خراب شود كه نماز خواندن در آن ممكن نباشد بنابراحتياط باز هم نجس كردن آن حرام و تطهير آن واجب است.


مسأله 913 ) نجس كردن حرم امامان‏: حرام است و اگر يكى از آنها نجس شود، چنانچه نجس ماندن آن بى‏احترامى باشد، تطهير آن واجب است بلكه احتياط مستحب آن است كه اگر بى‏احترامى هم نباشد، آن را تطهير كنند.


مسأله 914 ) اگر حصير مسجد نجس شود بنابراحتياط بايد آن را آب بكشند، ولى چنانچه به واسطه آب كشيدن خراب مى‏شود و بريدن جاى نجس بهتر است، بايد آن را ببرند.


مسأله 915 ) بردن عين نجس مانند خون در مسجد اگر بى‏احترامى به مسجد باشد حرام است، بلكه احتياط مستحب آن است كه اگر بى‏احترامى هم نباشد، عين نجس را در مسجد نبرند ولى بردن چيزى كه نجس شده، در صورتى حرام است كه بى‏احترامى به مسجد باشد.


مسأله 916 ) اگر مسجد را براى روضه‏خوانى چادر بزنند و فرش كنند و سياهى بكوبند و اسباب چاى در آن ببرند، در صورتى كه اين كارها به مسجد ضرر نرساند و مانع نماز خواندن نشود، اشكال ندارد.


مسأله 917 ) احتياط واجب اين است كه مسجد را به طلا و صورت چيزهائى كه مثل انسان و حيوان روح دارد، زينت نكنند.


مسأله 918 ) اگر مسجد خراب هم شود نمى‏توانند آن را بفروشند، يا داخل ملك و جاده نمايند.


مسأله 919 ) فروختن در و پنجره و چيزهاى ديگر مسجد حرام است و اگر مسجد خراب شود، بايد اينها را صرف تعمير همان مسجد كنند و چنانچه به درد آن مسجد نخورد، بايد در مسجد ديگر مصرف شود، ولى اگر به درد مسجدهاى ديگر هم نخورد، مى‏توانند آن را بفروشند و پول آن را اگر ممكن است صرف تعمير همان مسجد كنند و گرنه صرف تعمير مسجد ديگر نمايند.


مسأله 920 ) ساختن مسجد و تعمير مسجدى كه نزديك به خرابى مى‏باشد، مستحب است و اگر مسجد طورى خراب شود كه تعمير آن ممكن نباشد مى‏توانند آن را خراب كنند و دوباره بسازند، بلكه مى‏توانند مسجدى را كه خراب نشده براى احتياج مردم خراب كنند و بزرگتر بسازند.


مسأله 921 ) تميز كردن مسجد و روشن كردن چراغ آن مستحب است و كسى كه مى‏خواهد مسجد برود، مستحب است خود را خوشبو كند و لباس پاكيزه و قيمتى بپوشد و ته كفش خود را وارسى كند كه نجاستى به آن نباشد و موقع داخل شدن به مسجد اول پاى راست و موقع بيرون آمدن، اول پاى چپ را بگذارد و همچنين مستحب است از همه زودتر به مسجد آيد و از همه ديرتر از مسجد بيرون رود.


مسأله 922 ) وقتى انسان وارد مسجد مى‏شود، مستحب است دو ركعت نماز به قصد تحيّت و احترام مسجد بخواند و اگر نماز واجب يا مستحب ديگرى هم بخواند كافى است.


مسأله 923 ) خوابيدن در مسجد، اگر انسان ناچار نباشد و صحبت كردن راجع به كارهاى دنيا و مشغول صنعت شدن و خواندن شعرى كه نصيحت و مانند آن نباشد، مكروه است و نيز مكروه است آب دهان و بينى واخلاط سينه را در مسجد بيندازد و گمشده‏اى را طلب كند و صداى خود را بلند كند ولى بلند كردن صدا براى اذان مانعى ندارد.


مسأله 924 ) راه دادن بچه و ديوانه به مسجد مكروه است و كسى كه پياز و سير و مانند اينها خورده كه بوى دهانش مردم را اذيت مى‏كند، مكروه است به مسجد برود.


اذان و اقامه

مسأله 925 ) براى مرد و زن مستحب است پيش از نمازهاى واجب يوميّه اذان و اقامه بگويد و بهتر اين است كه مردان حتى‏الإمكان اقامه را ترك نكنند ولى پيش از نمازهاى واجب غير يوميّه مثل نماز آيات، در صورتى كه با جماعت بخوانند، مستحب است سه مرتبه بگويند: الصلاة.


مسأله 926 ) مستحب است در روز اولى كه بچه به دنيا مى‏آيد، يا پيش از آن كه بند نافش بيفتد، در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه بگويند.


مسأله 927 ) اذان هيجده جمله است: اَلّلهُ أَكْبَرُ چهار مرتبه. أَشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ، أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ، حَيَّ عَلىَ الصَّلاةِ، حَيَّ عَلىَ الفَلاحِ، حَيَّ عَلى خَيْرِ العَمَلِ، أَلّلهُ أَكْبَرُ، لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ هر يك دو مرتبه.

و اقامه هفده جمله است يعنى دو مرتبه أَلّلهُ أَكْبَرُ از اوّل اذان و يك مرتبه لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ از آخر آن كم مى‏شود و بعد از گفتن حَيَّ عَلى خَيْرِ العَمَلِ بايد دو مرتبه قَدْ قامَتِ الصَّلاةُ اضافه نمود.


مسأله 928 ) أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً وَلِىُّ اللَّهِ جزو اذان و اقامه نيست، ولى جايز است بعد از أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّه به قصد قربت مطلقه گفته شود.


 

ترجمه اذان و اقامه

أَلّلهُ أَكْبَرُ يعنى خداى تعالى بزرگتر از آن است كه وصف شود. أَشْهَدُ أَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ يعنى شهادت مى‏دهم كه هيچ معبودى جز خداوند يكتا و بى‏همتا نيست. أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّه يعنى شهادت مى‏دهم كه حضرت «محمد بن عبدالله‏9» پيغمبر و فرستاده خداست. أَشْهَدُ أَنَّ أَمِيرَ المُؤْمِنِينَ عَلِيّاً وَلِىُّ اللَّه يعنى شهادت مى‏دهم كه اميرالمؤمنين حضرت على7 ولىّ خدا بر همه خلق است. حَيَّ عَلىَ الصَّلاةِ يعنى بشتاب براى نماز. حَيَّ عَلىَ الفَلاحِ يعنى بشتاب براى رستگارى. حَيَّ عَلى خَيْرِ العَمَلِ يعنى بشتاب براى بهترين كارها كه نماز است. قَدْ قامَتِ الصَّلاةِ يعنى به تحقيق نماز برپا شد. لا اِلهَ اِلاَّ اللَّه يعنى هيچ معبودى جز خداوند يكتا نيست.


مسأله 929 ) بين جمله‏ هاى اذان و اقامه بايد خيلى فاصله نشود و اگر بين آنها بيشتر از معمول فاصله بيندازد، بايد دوباره آن را از سر بگيرد.


مسأله 930 ) اگر در اذان و اقامه صدا را در گلو بيندازد چنانچه غنا شود يعنى به طور آوازخوانى كه در مجالس لهو و بازيگرى معمول است اذان و اقامه را بگويد، حرام است و اگر غنا نشود، مكروه مى‏باشد.


مسأله 931 ) در پنج نماز اذان ساقط مى‏شود: اوّل: نماز عصر روز جمعه. دوم : نماز عصر روز عرفه كه روز نهم ذيحجّه است. سوم: نماز عشاء شب عيد قربان، براى كسى كه در مشعرالحرام باشد. چهارم: نماز عصر و عشاء زن مستحاضه. پنجم: نماز عصر و عشاء كسى كه نمى‏تواند از بيرون آمدن بول و غائط خوددارى كند. در اين پنج نماز در صورتى اذان ساقط مى‏شود كه با نماز قبلى هيچ فاصله نشود يا فاصله كمى بين آنها باشد، ولى فاصله شدن نافله و تعقيب ضرر ندارد.


مسأله 932 ) اگر براى نماز جماعتى اذان و اقامه گفته باشند، كسى كه با آن جماعت نماز مى‏خواند، نبايد براى نماز خود، اذان و اقامه بگويد.


مسأله 933 ) اگر براى خواندن نماز جماعت به مسجد برود و ببيند جماعت تمام شده، تا وقتى كه صفها بهم نخورده و جمعيت متفرّق نشده، نبايد براى نماز خود اذان و اقامه با شرائطى كه در مسأله بعد گفته مى‏شود، بگويد.


مسأله 934 ) در جائى كه عده‏اى مشغول نماز جماعت هستند، يا نماز آنان تمام شده و صفها بهم نخورده است، اگر انسان بخواهد فُرادى يا با جماعت ديگرى كه برپا مى‏شود نماز بخواند، با شش شرط اذان و اقامه از او ساقط مى‏شود:

اوّل: آن كه نماز جماعت در مسجد باشد و اگر در مسجد نباشد، ساقط شدن اذان و اقامه اشكال دارد.

دوّم: آن كه براى آن نماز اذان و اقامه گفته باشند.

سوّم: آن كه نماز جماعت باطل نباشد.

چهارم: آن كه نماز او و نماز جماعت در يك مكان باشد، پس اگر نماز جماعت، داخل مسجد باشد و او بخواهد در بام مسجد نماز بخواند، مستحب است اذان و اقامه بگويد.

پنجم: آن كه نماز او و نماز جماعت هر دو ادا باشد.

ششم: آن كه وقت نماز او و نماز جماعت مشترك باشد مثلاً هر دو نماز ظهر، يا هر دو نماز عصر بخوانند، يا نمازى كه به جماعت خوانده مى‏شود نماز ظهر باشد و او نماز عصر بخواند، يا او نماز ظهر بخواند و نماز جماعت نماز عصر باشد.


مسأله 935 ) اگر در شرط سوم از شرطهائى كه در مسأله پيش گفته شد شك كند، يعنى شك كند كه نماز جماعت صحيح بوده يا نه، اذان و اقامه از او ساقط است ولى اگر در يكى از پنج شرط ديگر شك كند مستحب است اذان و اقامه بگويد.


مسأله 936 ) كسى كه اذان و اقامه ديگرى را مى‏شنود مستحب است هر قسمتى را كه مى‏شنود، بگويد.


مسأله 937 ) كسى كه اذان و اقامه ديگرى را شنيده ولو در غير مسجد و براى غير جماعت باشد، چه با او گفته باشد يا نه، در صورتى كه بين آن اذان و اقامه و نمازى كه مى‏خواهد بخواند زياد فاصله نشده باشد، مى‏تواند براى نماز خود اذان و اقامه نگويد.


مسأله 938 ) اگر مرد اذان زن را با قصد لذّت بشنود به‏طورى كه استماع او حرام باشد، اذان از او ساقط نمى‏شود، بلكه اگر قصد لذت هم نداشته باشد، ساقط شدن اذان اشكال دارد.


مسأله 939 ) اذان و اقامه نماز جماعت را بايد مرد بگويد، ولى در جماعت زنان بنابر اين كه زن مى‏تواند امام جماعت باشد، اگر زن اذان و اقامه بگويد، كافيست.


مسأله 940 ) اقامه بايد بعد از اذان گفته شود و اگر قبل از اذان بگويند صحيح نيست و نيز معتبر است كه در حال ايستاده و طهارت از حَدَث (يعنى با وضو يا غسل يا تيمم) باشد.


مسأله 941 ) اگر كلمات اذان و اقامه را بدون ترتيب بگويد، مثلاً حىَّ على‏الفلاح را پيش از حى على الصلاة بگويد، بايد از جائى كه ترتيب بهم خورده، دوباره بگويد.


مسأله 942 ) بايد بين اذان و اقامه فاصله ندهد و اگر بين آنها به قدرى فاصله دهد كه اذانى را كه گفته، اذان اين اقامه حساب نشود، مستحب است دوباره اذان و اقامه بگويد و نيز اگر بين اذان و اقامه و نماز به قدرى فاصله دهد كه اذان و اقامه آن نماز حساب نشود، مستحب است دوباره براى آن نماز اذان و اقامه بگويد.


مسأله 943 ) اذان و اقامه بايد به عربى صحيح گفته شود، پس اگر به عربى غلط بگويد، يا به جاى حرفى حرف ديگر بگويد، يا مثلاً ترجمه آنها را به فارسى بگويد، صحيح نيست.


مسأله 944 ) اذان و اقامه بايد بعد از داخل شدن وقت نماز گفته شود و اگر عمداً يا از روى فراموشى پيش از وقت بگويد، باطل است.


مسأله 945 ) اگر پيش از گفتن اقامه شك كند كه اذان گفته يا نه، بايد اذان را بگويد، ولى اگر مشغول اقامه شود و شك كند كه اذان گفته يا نه، گفتن اذان لازم نيست.


مسأله 946) اگر در بين اذان يا اقامه پيش از آن كه قسمتى را بگويد، شك كند كه قسمت پيش از آن را گفته يا نه، بايد قسمتى را كه در گفتن آن شك كرده، بگويد. ولى اگر در حال گفتن قسمتى از اذان يا اقامه شك كند كه آنچه پيش از آن است گفته يا نه، گفتن آن لازم نيست.


مسأله 947 ) مستحب است انسان در موقع گفتن اذان، رو به قبله بايستد و با وضو يا غسل باشد و دو انگشت سبّابه را به گوش بگذارد و صدا را بلند نمايد و بكشد و بين جمله‏ هاى اذان كمى فاصله دهد و بين آنها حرف نزند.


مسأله 948 ) مستحب است بدن انسان در موقع گفتن اقامه آرام باشد و آن را از اذان آهسته‏تر بگويد و جمله‏هاى آن را بهم نچسباند ولى به اندازه‏اى كه بين جمله‏هاى اذان فاصله مى‏دهد، بين جمله‏ هاى اقامه فاصله ندهد.


مسأله 949 ) مستحب است بين اذان و اقامه يك قدم بردارد، يا قدرى بنشيند يا سجده كند، يا ذكر بگويد، يا دعا بخواند، يا قدرى ساكت باشد، يا دو ركعت نماز بخواند، بلكه حرفى بزند ولى حرف زدن بين اذان و اقامه نماز صبح مستحب نيست، بلكه مكروه است.


مسأله 950 ) مستحب است كسى را كه براى گفتن اذان معين مى‏كنند، عادل و وقت‏شناس و صدايش بلند باشد و اذان را در جاى بلند بگويد.


واجبات نماز

واجبات نماز يازده چيز است: اول نيت، دوم قيام يعنى (ايستادن)، سوم تكبيرةالإحرام يعنى گفتن الله اكبر در اول نماز، چهارم ركوع، پنجم سجود، ششم قرائت، هفتم ذكر، هشتم تشهد، نهم سلام، دهم ترتيب، يازدهم موالات يعنى پى‏در پى بودن اجزاء نماز.


مسأله 951 ) بعضى از واجبات نماز ركن است يعنى اگر انسان آنها را بجا نياورد يا در نماز اضافه كند، عمداً باشد يا اشتباهاً، نماز باطل مى‏شود و بعضى ديگر ركن نيست يعنى اگر عمداً كم يا زياد شود، نماز باطل مى‏شود و چنانچه اشتباهاً كم يا زياد گردد، نماز باطل نمى‏شود.

و ركن نماز پنج چيز است:

اول نيت. دوم تكبيرةالإحرام. سوم قيام در موقع گفتن تكبيرةالإحرام و قيام متصل به ركوع، يعنى ايستادن پيش از ركوع. چهارم ركوع. پنجم دو سجده، البته در نيت زيادى تصور نمى‏شود و تكبيرةالاحرام سهواً بنابراحتياط مبطل است. بنابراين اگر كسى سهواً تكبيرةالاحرام را دوباره بگويد، نماز را تمام كرده دوباره اعاده نمايد.


نيّت

مسأله 952 ) انسان بايد نماز را به نيت قربت، يعنى براى انجام فرمان خداوند عالم بجا آورد و لازم نيست نيت را از قلب خود بگذراند يا مثلاً به زبان بگويد كه چهار ركعت نماز ظهر مى‏خوانم قربةً إِلى‏الله، بلكه توجه به عمل كافى است.


مسأله 953 ) در نيت نماز بايد ظهر يا عصر بودن نماز را معين كند و لو به نحو اجمال، مثل آن كه نيت كند آنچه بر من اول واجب شده بجا مى‏آورم، پس اگر در نماز ظهر يا در نماز عصر نيت كند چهار ركعت نماز مى‏خوانم و به نحو اجمال هم معين نكند ظهر است يا عصر، نماز او باطل است.


مسأله 954 ) انسان بايد از اول تا آخر نماز به نيت خود باقى باشد، پس اگر در بين نماز به‏طورى غافل شود كه اگر بپرسند چه مى‏كنى؟ نداند چه بگويد، نمازش باطل است.


مسأله 955 ) انسان بايد فقط براى انجام امر خداوند عالم نماز بخواند، پس كسى كه ريا كند يعنى براى نشان دادن به مردم نماز بخواند، نمازش باطل است خواه فقط براى مردم باشد، يا خدا و مردم هر دو را در نظر بگيرد.


مسأله 956 ) اگر قسمتى از نماز را هم براى غير خدا بجا آورد، نماز باطل است چه آن قسمت واجب باشد، مثل حمد و سوره، چه مستحب باشد، مانند قنوت، بلكه اگر تمام نماز را براى خدا بجا آورد ولى براى نشان دادن به مردم در جاى مخصوصى مثل مسجد يا در وقت مخصوصى مثل اول وقت يا به طرز مخصوصى، مثلاً با جماعت نماز بخواند، نمازش باطل است.


تكبيرةالإحرام

مسأله 957 ) گفتن اللّه اكبر در اول هر نماز واجب و ركن است و بايد حروف «الله» و حروف «اكبر» و دو كلمه «الله و اكبر» را پشت‏سرهم بگويد و نيز بايد اين دو كلمه به عربى صحيح گفته شود و اگر به عربى غلط بگويد، يا مثلاً ترجمه آن را به فارسى بگويد، صحيح نيست.


مسأله 958 ) احتياط مستحب آن است كه تكبيرةالإحرام نماز را به چيزى كه پيش از آن مى‏خواند، مثلاً به اقامه يا به دعائى كه پيش از تكبير مى‏خواند، نچسباند.


مسأله 959 ) اگر انسان بخواهد الله اكبر را به چيزى كه بعد از آن مى‏خواند، مثلاً به بسم ‏الله ‏الرحمن‏ الرحيم بچسباند، بنابراحتياط بايد (ر) اكبر را پيش(-ُ) بدهد.


مسأله 960 ) موقع گفتن تكبيرةالاحرام بايد بدن ايستاده و آرام باشد و اگر عمداً در حالى كه بدنش حركت دارد، تكبيرةالاحرام را بگويد يا عمداً يا از روى فراموشى نشسته بگويد، باطل است. ولى چنانچه سهواً در حال حركت بدن تكبيرةالإحرام را بگويد، باطل نيست.


مسأله 961 ) تكبير و حمد و سوره و ذكر و دعا را بايد طورى بخواند كه خودش بشنود و اگر به واسطه سنگينى يا كرى گوش يا سر و صداى زياد نمى‏شنود، بايد طورى بگويد كه اگر مانعى نباشد، بشنود.


مسأله 962 ) كسى كه لال است يا زبان او مرضى دارد كه نمى‏تواند الله‏ اكبر را درست بگويد، بايد هر طورى كه مى‏تواند بگويد و اگر هيچ نمى‏تواند بگويد، بايد در قلب خود بگذراند و براى تكبير اشاره كند و زبانش را هم اگر مى‏تواند حركت دهد.


مسأله 963 ) مستحب است قبل يا بعد از تكبيرةالاحرام بگويد: يا مُحْسِنُ قَدْ أَتاكَ المُسِئُ وَ قَدْ أَمَرْتَ المُحْسِنَ أَنْ يَتَجاوَزَ عَنِ المُسِئ أَنْتَ المُحْسِنُ وَ أَناَ المُسِئُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَجاوَزْ عَنْ قَبِيحِ ما تَعْلَمُ مِنِّي يعنى اى خدائى كه به بندگان احسان مى‏كنى بنده گنهكار به درِ خانه تو آمده و تو امر كرده‏اى كه نيكوكار از گناهكار بگذرد تو نيكوكارى و من گناهكار، به حق محمد و آل محمد صل الله علیه و آله، رحمت خود را بر محمد و آل محمد بفرست و از بديهائى كه مى‏دانى از من سر زده، بگذر.


مسأله 964 ) مستحب است موقع گفتن تكبير اول نماز و تكبيرهاى بين نماز، دستها را تا مقابل گوشها بالا ببرد.


مسأله 965 ) اگر شك كند كه تكبيرةالاحرام را گفته يا نه، چنانچه مشغول خواندن چيزى شده، به شك خود اعتنا نكند و اگر چيزى نخوانده، بايد تكبير را بگويد.


مسأله 966 ) اگر بعد از گفتن تكبيرةالاحرام شك كند كه آن را صحيح گفته يا نه، چنانچه تكبير تمام شده به شك خود اعتنا نكند، خواه از نماز چيزى خوانده باشد يا نه.


قيام(ايستادن)

مسأله 967 ) قيام در موقع گفتن تكبيرةالاحرام و قيامِ پيش از ركوع كه آن را قيام متصل به ركوع مى‏گويند، ركن است ولى قيام در موقع خواندن حمد و سوره و قيام بعد از ركوع ركن نيست و اگر كسى آن را از روى فراموشى ترك كند، نمازش صحيح است.


مسأله 968 ) واجب است پيش از گفتن تكبير و بعد از آن مقدارى بايستد تا يقين كند كه در حال ايستادن تكبير گفته است.


مسأله 969 ) اگر ركوع را فراموش كند و بعد از حمد و سوره بنشيند و يادش بيايد كه ركوع نكرده، بايد بايستد و به ركوع رود و اگر بدون اين كه بايستد به حال خميدگى به ركوع برگردد، چون قيام متصل به ركوع را بجا نياورده، نماز او باطل است.


مسأله 970 ) موقعى كه ايستاده است، بايد بدن را حركت ندهد و به طرفى خم نشود و به جائى تكيه نكند ولى اگر از روى ناچارى باشد، يا در حال خم شدن براى ركوع پاها را حركت دهد، اشكال ندارد.


مسأله 971 ) اگر موقعى كه ايستاده، از روى فراموشى بدن را حركت دهد، يا به طرفى خم شود يا به جائى تكيه كند، اشكال ندارد حتى در قيام، موقع گفتن تكبيرةالاحرام و قيام متصل به ركوع اگر از روى فراموشى باشد، ضررى ندارد و اگر عمداً باشد، نماز باطل است.


مسأله 972 ) احتياط مستحب آن است كه در موقع ايستادن، هر دو پا روى زمين باشد، ولى لازم نيست سنگينى بدن روى هر دو پا باشد و اگر روى يك پا هم باشد، اشكال ندارد.


مسأله 973 ) كسى كه مى‏تواند درست بايستد، اگر پاها را خيلى گشاد بگذارد كه به حال ايستادن معمولى نباشد، نمازش باطل است.


مسأله 974 ) موقعى كه انسان در نماز مشغول خواندن چيزى است، حتى بنابراحتياط در موقع گفتن ذكرهاى مستحبى نماز، بايد بدنش آرام باشد و در موقعى كه مى‏خواهد كمى جلو يا عقب برود، يا كمى بدن را به طرف راست يا چپ حركت دهد، بايد چيزى نگويد. ولى «بِحُولِ اللَّهِ وَ قُوَّتِهِ أَقُومُ وَأَقْعُد» را بايد در حال برخاستن بگويد.


مسأله 975 ) اگر در حال حركت بدن ذكر بگويد، مثلاً موقع رفتن به ركوع يا رفتن به سجده تكبير بگويد و يا سمع‏الله لمن حمده را در حال برخاستن از ركوع بگويد چنانچه آن را به قصد ذكرى كه در نماز دستور داده‏اند بگويد، بايد احتياطاً نماز را دوباره بخواند و اگر به اين قصد نباشد، بلكه بخواهد ذكرى گفته باشد، نماز صحيح است.


مسأله 976 ) حركت دادن دست و انگشتان در موقع خواندن حمد اشكال ندارد اگرچه احتياط مستحب آن است كه آنها را هم حركت ندهد.


مسأله 977 ) اگر موقع خواندن حمد و سوره، يا خواندن تسبيحات بى‏اختيار به قدرى حركت كند كه از حال آرام بودن خارج شود، احتياط مستحب آن است كه بعد از آرام گرفتن بدن، آنچه را در حال حركت خوانده، دوباره بخواند.


مسأله 978 ) اگر در بين نماز از ايستادن عاجز شود، بايد بنشيند و اگر از نشستن هم عاجز شود، بايد بخوابد، ولى تا بدنش آرام نگرفته بايد چيزى نخواند.


مسأله 979 ) تا انسان مى‏تواند ايستاده نماز بخواند، نبايد بنشيند مثلاً كسى كه در موقع ايستادن، بدنش حركت مى‏كند يا مجبور است به چيزى تكيه دهد يا بدنش را كج كند يا خم شود يا پاها را بيشتر از معمول گشاد بگذارد، بايد هر طورى كه مى‏تواند ايستاده نماز بخواند ولى اگر به هيچ قسم حتى مثل حال ركوع هم نتواند بايستد، بايد راست بنشيند و نشسته نماز بخواند.


مسأله 980 ) تا انسان مى‏تواند بنشيند نبايد خوابيده نماز بخواند و اگر نتواند راست بنشيند، بايد هر طور كه مى‏تواند بنشيند و اگر به هيچ قسم نمى‏تواند بنشيند، بايد به طورى كه در احكام قبله گفته شد، به پهلوى راست بخوابد و اگر نمى‏تواند به پهلوى چپ و اگر آن هم ممكن نيست، به پشت بخوابد به طورى كه كف پاهاى او رو به قبله باشد.


مسأله 981 ) كسى كه نشسته نماز مى‏خواند، اگر بعد از خواندن حمد و سوره بتواند بايستد و ركوع را ايستاده بجا آورد، بايد بايستد و از حال ايستاده به ركوع رود و اگر نتواند، بايد ركوع را هم نشسته بجا آورد.


مسأله 982 ) كسى كه خوابيده نماز مى‏خواند، اگر در بين نماز بتواند بنشيند، بايد مقدارى را كه مى‏تواند، نشسته بخواند و نيز اگر مى‏تواند بايستد، بايد مقدارى را كه مى‏تواند، ايستاده بخواند. ولى تا بدنش آرام نگرفته بايد چيزى نخواند.


مسأله 983 ) كسى كه نشسته نماز مى‏خواند اگر در بين نماز بتواند بايستد، بايد مقدارى را كه مى‏تواند، ايستاده بخواند ولى تا بدنش آرام نگرفته، بايد چيزى نخواند.


مسأله 984 ) كسى كه مى‏تواند بايستد اگر بترسد كه به واسطه ايستادن، مريض شود يا ضررى به او برسد، مى‏تواند نشسته نماز بخواند و اگر از نشستن هم بترسد مى‏تواند خوابيده نماز بخواند.


مسأله 985 ) اگر انسان احتمال بدهد كه تا آخر وقت بتواند ايستاده نماز بخواند بايد نماز را به تأخير بيندازد. پس اگر نتوانست بايستد در آخر وقت مطابق وظيفه‏اش نماز را بجا آورد.


مسأله 986 ) مستحب است در حال ايستادن، بدن را راست نگهدارد، شانه‏ها را پائين بيندازد، دستها را روى رانها بگذارد، انگشتها را بهم بچسباند، جاى سجده را نگاه كند، سنگينى بدن را به‏طورى مساوى روى دو پا بيندازد، با خضوع و خشوع باشد، پاها را پس و پيش نگذارد، اگر مرد است پاها را از سه انگشت باز تا يك وجب فاصله دهد و اگر زن است پاها را بهم بچسباند.


قرائت

مسأله 987 ) در ركعت اول و دوم نمازهاى واجب يوميه، انسان بايد اول حمد و بعد از آن واجب است كه يك سوره تمام بخواند و وسوره «والضحى» و «الم‏نشرح» و همچنين سوره «فيل» و «لايلاف» در نماز يك سوره حساب مى‏شود.


مسأله 988 ) اگر وقت نماز تنگ باشد يا انسان ناچار شود كه سوره را نخواند، مثلاً بترسد كه اگر سوره را بخواند، دزد يا درنده، يا چيز ديگرى به او صدمه بزند، نبايد سوره را بخواند.


مسأله 989 ) اگر عمداً سوره را پيش از حمد بخواند نمازش باطل است و اگر اشتباهاً سوره را پيش از حمد بخواند و در بين آن يادش بيايد، بايد سوره را رها كند و بعد از خواندن حمد، سوره را از اول بخواند.


مسأله 990 ) اگر حمد و سوره يا يكى از آنها را فراموش كند و بعد از رسيدن به ركوع بفهمد، نمازش صحيح است.


مسأله 991 ) اگر پيش از آن كه براى ركوع خم شود، بفهمد كه حمد و سوره را نخوانده، بايد بخواند و اگر بفهمد سوره را نخوانده، بايد فقط سوره را بخواند ولى اگر بفهمد حمد تنها را نخوانده، بايد اول حمد و بعد از آن دوباره سوره را بخواند و نيز اگر خم شود و پيش از آن كه به ركوع برسد، بفهمد حمد و سوره يا سوره تنها يا حمد تنها را نخوانده، بايد بايستد و به همين دستور عمل نمايد.


مسأله 992 ) اگر در نماز يكى از چهار سوره‏اى را كه آيه سجده دارد و در مسأله 361 گفته شد، عمداً بخواند نمازش بنابراحتياط باطل است.


مسأله 993 ) اگر اشتباهاً مشغول خواندن سوره‏اى شود كه سجده واجب دارد، چنانچه پيش از رسيدن به آيه سجده بفهمد، بايد آن سوره را رها كند و سوره ديگر بخواند و اگر بعد از خواندن آيه سجده بفهمد، احتياطاً به سجده اشاره نموده و سوره را تمام كند و بعد از نماز بايد سجده آن را بجا آورد.


مسأله 994 ) اگر در نماز آيه سجده را گوش دهد، نمازش صحيح است و بنابراحتياط به سجده اشاره نمايد و بعد از نماز سجده آن را بجا آورد و همين طور است اگر آيه سجده را قهراً بشنود.


مسأله 995 ) در نماز مستحبى، خواندن سوره لازم نيست. اگرچه آن نماز به واسطه نذر كردن واجب شده باشد، ولى در بعضى از نمازهاى مستحبى مثل نماز وحشت كه سوره مخصوصى دارد، اگر بخواهد به دستور آن رفتار كرده باشد، بايد همان سوره را بخواند.


مسأله 996 ) در نماز جمعه و در نماز ظهر روز جمعه مستحب است در ركعت اول بعد از حمد، سوره جمعه و در ركعت دوم بعد از حمد، سوره منافقون بخواند و اگر مشغول يكى از اينها شود، بنابراحتياط واجب نمى‏تواند آن را رها كند و سوره ديگر بخواند.


مسأله 997 ) اگر بعد از حمد مشغول خواندن سوره قُل هُوَ اللّه أحد يا سوره قُل يااَيُّهاَ الكافِرُونَ شود، نمى‏تواند آن را رها كند و سوره ديگر بخواند، ولى در نماز جمعه و نماز ظهر روز جمعه اگر از روى فراموشى به جاى سوره جمعه و منافقون، يكى از اين دو سوره را بخواند، تا به نصف نرسيده، مى‏تواند آن را رها كند و سوره جمعه و منافقون را بخواند.


مسأله 998 ) اگر در نماز جمعه يا نماز ظهر روز جمعه عمداً سوره قُل هُو اللّه احد يا سوره قُل يا ايُّها الكافرون بخواند، اگرچه به نصف نرسيده باشد، بنابراحتياط واجب نمى‏تواند رها كند و سوره جمعه و منافقون را بخواند.


مسأله 999 ) اگر در نماز، عمداً يا سهواً غير سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ اَحَدٌ وَ قُلْ يا اَيُّهاَ الكافِرُونَ، سوره ديگرى بخواند، تا به نصف نرسيده، مى‏تواند رها كند و سوره ديگر بخواند.


مسأله 1000 ) اگر مقدارى از سوره را فراموش كند يا از روى ناچارى، مثلاً به واسطه تنگى وقت يا به جهت ديگر نشود آن را تمام نمايد، مى‏تواند آن سوره را رها كند و سوره ديگر بخواند، اگرچه از نصف گذشته باشد، يا سوره‏اى را كه مى‏خواند، قُل هوالله احد يا قل يا ايهاالكافرون باشد.


مسأله 1001 ) بر مرد واجب است حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشا را بلند بخواند و بر مرد و زن واجب است حمد و سوره نماز ظهر و عصر را آهسته بخوانند.


مسأله 1002 ) مرد بايد در نماز صبح و مغرب و عشاء مواظب باشد كه تمام كلمات حمد و سوره حتى حرف آخر را بلند بخواند.


مسأله 1003 ) زن مى‏تواند حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشا را بلند يا آهسته بخواند، ولى اگر نامحرم صدايش را بشنود، بنابراحتياط بايد آهسته بخواند.


مسأله 1004 ) اگر در جائى كه بايد نماز را بلند بخواند، عمداً آهسته بخواند، يا در جائى كه بايد آهسته خواند، عمداً بلند بخواند، نمازش باطل است. ولى اگر از روى فراموشى يا ندانستن مسأله باشد، صحيح است و اگر در بين خواندن حمد و سوره هم بفهمد اشتباه كرده، لازم نيست مقدارى را كه خوانده دوباره بخواند.


مسأله 1005 ) اگر كسى در خواندن حمد و سوره بيشتر از معمول صدايش را بلند كند، مثل آن كه آنها را با فرياد بخواند، نمازش باطل است.


مسأله 1006 ) انسان بايد نماز را ياد بگيرد كه غلط نخواند و كسى كه به هيچ قسم نمى‏تواند صحيح آن را ياد بگيرد، بايد هر طور كه مى‏تواند بخواند و احتياط مستحب آن است كه نماز را به جماعت بجا آورد.


مسأله 1007 ) كسى كه حمد و سوره و چيزهاى ديگر نماز را به خوبى نمى‏داند و مى‏تواند ياد بگيرد، چنانچه وقت نماز وسعت دارد، بايد ياد بگيرد و اگر وقت تنگ است، بنابراحتياط واجب در صورتى كه ممكن باشد، بايد نمازش را به جماعت بخواند.


مسأله 1008 ) لازم است براى ياد دادن واجبات نماز مزد نگيرند و مزد گرفتن براى ياد دادن مستحبات آن بدون اشكال جايز است.


مسأله 1009 ) اگر يكى از كلمات حمد يا سوره را نداند يا عمداً آن را نگويد يا به جاى حرفى، حرف ديگر بگويد مثلاً به جاى (ض)، (ظ) بگويد، يا در جائى كه بايد بدون زير و زَبَر خوانده شود، زير و زبر بدهد، يا تشديد را نگويد بايد آن كلمه‏اى را كه غلط خوانده صحيح بخواند و اگر نخواند، نماز او باطل است.


مسأله 1010 ) اگر انسان كلمه‏اى را صحيح بداند و در نماز همان‏طور بخواند و بعد بفهمد غلط خوانده، بنابراحتياط بايد دوباره نماز را بخواند و اگر وقت گذشته، قضا نمايد.


مسأله 1011 ) اگر زير و زبر كلمه‏اى را نداند يا نداند مثلاً كلمه‏اى به (ح) است يا به (ه) بايد ياد بگيرد و چنانچه دوجور بخواند، نماز باطل است و اگر هر دو جور خواندن صحيح باشد، مانند (إهدناالصراط المستقيم) كه با سين و صاد مى‏شود قرائت كرد، بنابراين دو جور خواندن ظاهراً موجب بطلان نمى‏شود.


مسأله 1012 ) وجوب مدّ آن طورى كه اهل تجويد گفته‏اند، واجب نيست، بلكه اين حروف بايد به‏طور صحيح ادا شود پس بنابراحتياط مستحب اين است كه اگر در كلمه‏اى واو باشد و حرف قبل از واو در آن كلمه پيش(-ُ) داشته باشد و حرف بعد از واو در آن كلمه همزه(ء) باشد مثل كلمه «سُؤ»، بايد آن واو را مدّ بدهد يعنى آن را بكشد و همچنين اگر در كلمه‏اى الف باشد و حرف قبل از الف در آن كلمه زبر(-َ) داشته باشد و حرف بعد از الف در آن كلمه همزه باشد مثل جاء بايد الف آن را بكشد و نيز اگر در كلمه‏اى (ى) باشد و حرف پيش از (ى) در آن كلمه زير(-ِ) داشته باشد و حرف بعد از (ى) در آن كلمه همزه باشد مثل (جئ) بايد (ى) را با مدّ بخواند و اگر بعد از (واو و الف و ى) به جاى همزه (ء) حرفى باشد كه ساكن است يعنى زير و زبر و پيش ندارد، بازهم بايد اين سه حرف را بامدّ بخواند، مثلاً در «وَ لاَالضَّالِّين» كه بعد از الف حرف لام ساكن است، بايد الف آن را با مدّ بخواند و چنانچه به دستورى كه گفته شد رفتار نكند، بايد همان كلمه را دو مرتبه صحيح بخواند و اگر نخواند، بنابراحتياط نماز را دوباره بخواند.


مسأله 1013 ) احتياط آن است كه در نماز، وقف به حركت و وصل به سكون ننمايد و معنى وقف به حركت آن است كه زير يا زبر يا پيش آخر كلمه‏اى را بگويد و بين آن كلمه و كلمه بعدش فاصله دهد، مثلاً بگويد الرحمن‏الرحيم و ميم الرحيم را زير بدهد و بعد قدرى فاصله دهد و بگويد مالك يوم‏الدين و معنى وصل به سكون آن است كه زير يا زبر يا پيش كلمه‏اى را نگويد و آن كلمه را به كلمه بعد بچسباند مثل آن كه بگويد الرحمن‏الرحيم و ميم الرحيم را زير ندهد و فوراً مالك يوم‏الدين را بگويد.


مسأله 1014 ) در ركعت سوم و چهارم نماز مى‏تواند فقط يك حمد بخواند، يا يك مرتبه تسبيحات اربعه بگويد يعنى بگويد: سبحان‏الله والحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر و مستحب است كه سه مرتبه بگويد و مى‏تواند در يك ركعت حمد و در ركعت ديگر تسبيحات بگويد و بهتر است در هر دو ركعت تسبيحات بخواند و براى مأموم احوط اختيار تسبيحات است در نمازهاى جهريّه.


مسأله 1015 ) در تنگى وقت بايد تسبيحات اربعه را يك مرتبه بگويد.


مسأله 1016 ) بر مرد و زن واجب است كه در ركعت سوم و چهارم نماز، حمد يا تسبيحات را آهسته بخوانند.


مسأله 1017 ) اگر در ركعت سوم و چهارم حمد بخواند، بنابراحتياط مستحب بسم ‏الله آن را آهسته بگويد.


مسأله 1018 ) كسى كه نمى‏تواند تسبيحات را ياد بگيرد يا درست بخواند، بايد در ركعت سوم و چهارم حمد بخواند.


مسأله 1019 ) اگر در دو ركعت اول نماز به خيال اين كه دو ركعت آخر است تسبيحات بگويد، چنانچه پيش از ركوع بفهمد، بايد حمد و سوره را بخواند و اگر در ركوع يا بعد از ركوع بفهمد، نمازش صحيح است.


مسأله 1020 ) اگر در دو ركعت آخر نماز به خيال اين كه دو ركعت اول است، حمد بخواند، يا در ركعت اول نماز با اين كه گمان مى‏كرده در دو ركعت آخر است، حمد بخواند، چه پيش از ركوع بفهمد چه بعد از آن، نمازش صحيح است.


مسأله 1021 ) اگر در ركعت سوم يا چهارم مى‏خواست حمد بخواند تسبيحات به زبانش آمد، يا مى‏خواست تسبيحات بخواند، حمد به زبانش آمد، بايد آن را رها كند و دوباره حمد يا تسبيحات را بخواند. ولى اگر عادتش خواندن چيزى بوده كه به زبانش آمده يعنى اجمالاً قصد آن را داشته، مى‏تواند همان را تمام كند و نمازش صحيح است.


مسأله 1022 ) كسى كه عادت دارد در ركعت سوم و چهارم تسبيحات بخواند، اگر بدون قصد حمد به زبانش آمد، بايد آن را رها كند و دوباره حمد يا تسبيحات را بخواند، ولى اگر از عادت خود غفلت كند و به قصد انجام وظيفه حمد را بخواند، مى‏تواند آن را تمام كند و نمازش صحيح است.


مسأله 1023 ) در ركعت سوم و چهارم مستحب است بعد از تسبيحات استغفار كند مثلاً بگويد: استغفرالله ربى وأتوب اليه يا بگويد: اللهم اغفرلى و كسى كه مشغول گفتن استغفار است، اگر شك كند كه حمد يا تسبيحات را خوانده يا نه، بايد به شك خود اعتناء بنمايد خواه، عادت داشته در نماز فقط بعد از تسبيحات استغفار كند يا نه و نيز اگر نمازگزار پيش از خم شدن براى ركوع در حالى كه مشغول گفتن استغفار نيست شك كند كه حمد يا تسبيحات را خوانده يا نه، بايد حمد يا تسبيحات را بخواند.


مسأله 1024 ) اگر در ركوع ركعت سوم يا چهارم شك كند كه حمد يا تسبيحات را خوانده يا نه، بايد به شك خود اعتنا نكند ولى چنانچه در حال رفتن به ركوع شك كند كه حمد يا تسبيحات را خوانده يا نه بنابراحتياط واجب بايد برگردد و حمد و يا تسبيحات را بخواند.


مسأله 1025 ) هرگاه بعد از تمام شدن آيه يا كلمه‏اى شك كند كه آن را درست گفته يا نه، اگر به چيزى كه ركن است داخل شده مثل اين كه در ركوع شك كند كه فلان كلمه از سوره را درست گفته يا نه، بايد به شك خود اعتناء نكند و اگر به غير ركن شروع نمود مثل اين كه موقع گفتن الله الصمد شك كند قل هوالله احد را درست گفته يا نه باز هم مى‏تواند به شك خود اعتنا نكند ولى اگر احتياطاً برگردد و آن آيه يا كلمه را به طور صحيح بگويد، اشكال ندارد. بلكه اگر چند مرتبه هم شك كند مى‏تواند چند بار بگويد اما اگر به وسواس برسد، نبايد بگويد و چنانچه گفت بنابراحتياط واجب بايد نمازش را اعاده كند.


مسأله 1026 ) مستحب است در ركعت اول، پيش از خواندن حمد بگويد: اعوذ بالله من الشيطان الرجيم و در ركعت اول و دوم نماز ظهر و عصر، بسم‏الله را بلند بگويد و حمد و سوره را شمرده بخواند و در آخر هر آيه وقف كند، يعنى آن را به آيه بعد نچسباند و در حال خواندن حمد و سوره به معناى آيه توجه داشته باشد، اگر نماز را به جماعت مى‏خواند بعد از تمام شدن حمد امام و اگر فُرادى مى‏خواند، بعد از آن كه حمد خودش تمام شد بگويد الحمد لله رب‏العالمين و بعد از خواندن سوره قل هوالله احد يك يا دو يا سه مرتبه كذلك‏الله ربى يا سه مرتبه كذلك الله ربنا بگويد. بعد از خواندن سوره كمى صبر كند بعد تكبير پيش از ركوع را بگويد، يا قنوت را بخواند.


مسأله 1027 ) مستحب است در تمام نمازها در ركعت اول، سوره انا انزلناه و در ركعت دوم سوره قل هوالله احد را بخواند.


مسأله 1028 ) مكروه است انسان در تمام نمازهاى يك شبانه‏روز سوره قل هو الله احد را نخواند.


مسأله 1029 ) خواندن سوره قل هوالله احد به يك نفس مكروه است.


مسأله 1030 ) سوره‏اى را كه در ركعت اول خوانده مكروه است در ركعت دوم بخواند. ولى اگر سوره قل هوالله احد را در هر دو ركعت بخواند، مكروه نيست.


ركوع

مسأله 1031 ) در هر ركعت بعد از قرائت بايد به اندازه‏اى خم شود كه بتواند دست را به زانو بگذارد و اين عمل را ركوع مى‏گويند.


مسأله 1032 ) اگر به اندازه ركوع خم شود، ولى دستها را به زانو نگذارد خالى از اشكال نيست.


مسأله 1033 ) هرگاه ركوع را به طور غير معمول بجا بياورد، مثلاً به چپ يا راست خم شود، اگرچه دستهاى او به زانو برسد، صحيح نيست.


مسأله 1034 ) خم شدن بايد به قصد ركوع باشد، پس اگر به قصد كار ديگر مثلاً براى كشتن جانور خم شود، نمى‏تواند آن را ركوع حساب كند، بلكه بايد بايستد و دوباره براى ركوع خم شود و به واسطه اين عمل، ركن زياد نشده و نماز باطل نمى‏شود.


مسأله 1035 ) كسى كه دست يا زانوى او با دست و زانوى ديگران فرق دارد، مثلاً دستش خيلى بلند است كه اگر كمى خم شود به زانو مى‏رسد، يا زانوى او پائين‏تر از مردم ديگر است كه بايد خيلى خم شود تا دستش به زانو برسد، بايد به اندازه معمول خم شود.


مسأله 1036 ) كسى كه نشسته ركوع مى‏كند، بايد به قدرى خم شود كه اگر ايستاده ركوع مى‏كرد كمرش را خم مى‏نمود و بهتر است به قدرى خم شود كه صورتش محاذى جاى سجده باشد.


مسأله 1037 ) واجب است در ركوع يك مرتبه سبحان‏الله يا يك مرتبه ذكرهاى ديگرى مانند الحمدلله و يا يك مرتبه سبحان ربى‏العظيم و بحمده بگويد. ذكر كوچك را سه مرتبه گفتن بنابراحتياط واجب است.


مسأله 1038 ) ذكر ركوع بايد بدون فاصله زياد و به عربى صحيح گفته شود و مستحب است آن را سه يا پنج يا هفت مرتبه، بلكه بيشتر بگويند.


مسأله 1039 ) در ركوع بايد به مقدار ذكر واجب، بدن آرام باشد و در ذكر مستحب هم اگر آن را به قصد ذكرى كه براى ركوع دستور داده‏اند، بگويد بنابر احتياط واجب، آرام بودن بدن لازم است.


مسأله 1040 ) اگر موقعى كه ذكر واجب ركوع را مى‏گويد، بى‏اختيار به قدرى حركت كند كه از حال آرام بودن بدن خارج شود بايد بعد از آرام گرفتن بدن، دوباره ذكر را بگويد ولى اگر كمى حركت كند كه از حال آرام بودن بدن خارج نشود، يا انگشتان را حركت دهد، اشكال ندارد.


مسأله 1041 ) اگر پيش از آن كه به مقدار ركوع خم شود و بدن آرام گيرد، عمداً ذكر ركوع را بگويد و به همان ذكر اكتفاء كند، نمازش باطل است.


مسأله 1042 ) اگر پيش از تمام شدن ذكر واجب، عمداً سر از ركوع بردارد نمازش باطل است و اگر سهواً بردارد، چنانچه پيش از آن كه از حال ركوع خارج شود، يادش بيايد كه ذكر ركوع را تمام نكرده، بايد در حال آرامى بدن دوباره ذكر را بگويد و اگر بعد از آن كه از حال ركوع خارج شد، يادش بيايد نماز او صحيح است.


مسأله 1043 ) اگر نتواند به مقدار ذكر در ركوع بماند، مخيّر است كه مقدارى را در حال رفتن به ركوع يا مقدارى را در حال برخاستن بگويد و آنچه را مى‏تواند در حال ركوع بگويد.


مسأله 1044 ) اگر به واسطه مرض و مانند آن در ركوع آرام نگيرد نماز صحيح است ولى بايد پيش از آن كه از حال ركوع خارج شود، ذكر واجب يعنى سبحان ربى ‏العظيم و بحمده يا سبحان‏ الله را بگويد.


مسأله 1045 ) هرگاه نتواند به اندازه ركوع خم شود، بايد به چيزى تكيه دهد و ركوع كند و اگر موقعى هم كه تكيه داده، نتواند به‏طور معمول ركوع كند، بايد به هر اندازه مى‏تواند خم شود و اگر هيچ نتواند خم شود، بايد موقع ركوع بنشيند و نشسته ركوع كند و احتياط واجب آن است كه نماز ديگرى هم بخواند و براى ركوع آن با سر اشاره نمايد.


مسأله 1046 ) كسى كه مى‏تواند ايستاده نماز بخواند، اگر در حال ايستاده يا نشسته نتواند ركوع كند، بايد ايستاده نماز بخواند و براى ركوع با سر اشاره كند و اگر نتواند اشاره كند، بايد به نيت ركوع چشمها را هم بگذارد و ذكر آن را بگويد و به نيت برخاستن از ركوع چشمها را باز كند و اگر از اين هم عاجز است، بايد در قلب نيت ركوع كند و ذكر آن را بگويد.


مسأله 1047 ) كسى كه نمى‏تواند ايستاده يا نشسته ركوع كند و براى ركوع فقط مى‏تواند در حالى كه نشسته است كمى خم شود، يا در حالى كه ايستاده است با سر اشاره كند، بايد ايستاده نماز بخواند و براى ركوع با سر اشاره نمايد و احتياط مستحب آن است كه نماز ديگرى هم بخواند و موقع ركوع آن بنشيند و هر قدر مى‏تواند براى ركوع خم شود.


مسأله 1048 ) اگر بعد از رسيدن به حد ركوع و آرام گرفتن بدن، سر بردارد و دو مرتبه به اندازه ركوع خم شود، نمازش باطل است.


مسأله 1049 ) بعد از تمام شدن ذكر ركوع بايد راست بايستد و بعد از آن كه بدن آرام گرفت به سجده رود و اگر عمداً پيش از ايستادن، يا پيش از آرام گرفتن بدن سجده رود نمازش باطل است.


مسأله 1050 ) اگر ركوع را فراموش كند و پيش از آن كه به سجده برسد، يادش بيايد، بايد بايستد بعد به ركوع رود و چنانچه به حالت خميدگى به ركوع برگردد، نمازش باطل است.


مسأله 1051 ) اگر بعد از آن كه پيشانى به زمين رسيد، يادش بيايد كه ركوع نكرده اگر قبل از سجده دوم يادش بيايد، مى‏تواند برگردد و بعد از ايستادن ركوع را بجا آورد، نمازش صحيح است.


مسأله 1052 ) مستحب است پيش از رفتن به ركوع درحالى كه راست ايستاده تكبير بگويد و در ركوع زانوها را به عقب دهد و پشت را صاف نگهدارد و گردن را بكشد و مساوى پشت نگهدارد و بين دو قدم را نگاه كند و پيش از ذكر يا بعد از آن صلوات بفرستد ولى آن را به نيت ذكر ركوع نگويد و بعد از آن كه از ركوع برخاست و راست ايستاد درحال آرامى بدن بگويد: سمع ‏الله لمن حمده.


مسأله 1053 ) مستحب است در ركوع زنها دست را از زانو بالاتر بگذارند و زانوها را به عقب ندهند.


سجود

مسأله 1054 ) نمازگزار بايد در هر ركعت از نمازهاى واجب و مستحب، بعد از ركوع دو سجده كند و سجده آن است كه پيشانى و كف دو دست و سر دو زانو و سر دو انگشت بزرگ پاها را بر زمين بگذارد.


مسأله 1055 ) دو سجده از يك ركعت روى هم يك ركن است كه اگر كسى در نماز واجب عمداً يا از روى فراموشى هر دو را ترك كند، يا دو سجده ديگر به آنها اضافه نمايد، نمازش باطل است.


مسأله 1056 ) اگر عمداً يك سجده كم يا زياد كند، نماز باطل مى‏شود و اگر سهواً يك سجده كم كند حكم آن بعداً گفته خواهد شد.


مسأله 1057 ) اگر پيشانى را عمداً يا سهواً به زمين نگذارد، سجده نكرده است اگرچه جاهاى ديگر به زمين برسد. ولى اگر پيشانى را به زمين بگذارد و سهواً جاهاى ديگر را به زمين نرساند، يا سهواً ذكر نگويد، سجده صحيح است.


مسأله 1058 ) واجب است كه در سجده يك مرتبه «سُبْحانَ‏اللَّه» يا يك مرتبه ذكر ديگرى مانند «اَلحَمْدُلِلَّه» يا يك مرتبه «سُبحانَ رَبِّي الأَعلى وَ بِحَمْدِهِ» بگويد، و ذكر كوچك را سه مرتبه گفتن بنابراحتياط واجب است، و بايد اين كلمات دنبال هم و به عربى صحيح گفته شود و مستحب است «سُبْحانَ رَبِّي الأَعلى وَ بِحَمْدِهِ» را سه يا پنج يا هفت مرتبه بگويد.


مسأله 1059 ) در سجود بايد به مقدار ذكر واجب، بدن آرام باشد و موقع گفتن ذكر مستحب هم، اگر آن را به قصد ذكرى كه براى سجده دستور داده‏اند، بگويد بنابراحتياط آرام بودن بدن لازم است.


مسأله 1060 ) اگر پيش از آن كه پيشانى به زمين برسد و بدن آرام بگيرد، عمداً ذكر سجده را بگويد نمازش باطل است، به شرطى كه در حال آرامى اعاده نكند و همچنين اگر پيش از تمام شدن ذكر عمداً سر از سجده بردارد، نماز باطل است.


مسأله 1061 ) اگر پيش از آن كه پيشانى به زمين برسد و بدن آرام گيرد، سهواً ذكر سجده را بگويد و پيش از آن كه سر از سجده بردارد بفهمد اشتباه كرده است، بايد دوباره در حال آرام بودن، ذكر را بگويد.


مسأله 1062 ) اگر بعد از آن كه سر از سجده برداشت، بفهمد كه پيش از آرام گرفتن بدن ذكر را گفته، يا پيش از آن كه ذكر سجده تمام شود سر برداشته، نمازش صحيح است.


مسأله 1063 ) اگر موقعى كه ذكر سجده را مى‏گويد، يكى از هفت عضو را عمداً از زمين بردارد، نماز باطل مى‏شود ولى موقعى كه مشغول گفتن ذكر نيست، اگر غير پيشانى جاهاى ديگر را از زمين بردارد و دوباره بگذارد، اشكال ندارد.


مسأله 1064 ) اگر پيش از تمام شدن ذكر سجده سهواً پيشانى را از زمين بردارد نمى‏تواند دوباره به زمين بگذارد و بايد آن را يك سجده حساب كند، ولى اگر جاهاى ديگر را سهواً از زمين بردارد، بايد دو مرتبه به زمين بگذارد و ذكر را بگويد.


مسأله 1065 ) بعد از تمام شدن ذكر سجده اول، بايد بنشيند تا بدن آرام گيرد و دوباره به سجده رود.


مسأله 1066 ) جاى پيشانى نمازگزار بايد از جاى سرانگشتان پاى او بلندتر يا پست‏تر از چهار انگشت بسته نباشد و بنابراحتياط مستحب سر زانو و كف دستها از جاى پيشانى، بلكه تمام مواضع سجده با يكديگر از مقدار چهار انگشت بسته بلندتر يا پست‏تر نباشد.


مسأله 1067 ) در زمين سراشيبى كه سراشيبى آن درست معلوم نيست، اگر جاى پيشانى نمازگزار از جاى انگشتهاى پاى او مختصرى بيش از چهار انگشت بسته بلندتر باشد، اشكال ندارد.


مسأله 1068 ) اگر پيشانى را به چيزى بگذارد كه از جاى انگشتهاى پاى او بلندتر از چهار انگشت بسته است، چنانچه بلندى آن به قدريست كه نمى‏گويند در حال سجده است، بايد سر را بردارد و به چيزى كه بلندى آن به اندازه چهار انگشت بسته يا كمتر است بگذارد و اگر بلندى آن به قدريست كه مى‏گويند در حال سجده است، احتياط واجب آن است كه پيشانى را از روى آن به روى چيزى كه بلندى آن به اندازه چهار انگشت بسته يا كمتر است، بكشد و اگر كشيدن پيشانى ممكن نيست، بنابراحتياط واجب بايد نماز را تمام كند و دوباره بخواند.


مسأله 1069 ) بايد بين پيشانى و آنچه بر آن سجده مى‏كند، چيزى نباشد پس اگر مهر به قدرى چرك باشد كه پيشانى به خود مهر نرسد، سجده باطل است، ولى اگر مثلاً رنگ مهر تغيير كرده باشد، اشكال ندارد.


مسأله 1070 ) در سجده بايد كف دست را بر زمين بگذارد ولى در حال ناچارى پشت دست هم مانعى ندارد و اگر پشت دست ممكن نباشد، بايد مچ دست را بگذارد و چنانچه آن را هم نتواند، بايد تا آرنج هرجا را كه مى‏تواند بر زمين بگذارد و اگر آن هم ممكن نيست، گذاشتن بازو كافيست.


مسأله 1071 ) در سجده بايد دو انگشت بزرگ پاها را به زمين بگذارد و اگر انگشتهاى ديگر پا، يا روى پا را بگذارد، يا به واسطه بلند بودن ناخن، سر انگشت شست به زمين نرسد نماز باطل است و كسى كه به واسطه ندانستن مسأله نمازهاى خود را اين‏طور خوانده، بايد دوباره بخواند.


مسأله 1072 ) كسى كه مقدارى از شست پايش بريده، بايد بقيه آن را به زمين بگذارد و اگر چيزى از آن نمانده، يا اگر مانده خيلى كوتاه است، بايد بقيه انگشتان را بگذارد و اگر هيچ انگشت ندارد، بايد هر مقدارى از پا باقى مانده به زمين بگذارد.


مسأله 1073 ) اگر به طور غير معمول سجده كند، مثلاً سينه و شكم را به زمين بچسباند، يا پاها را دراز كند، بنابراحتياط كافى نيست.


مسأله 1074 ) مهر يا چيز ديگرى كه بر آن سجده مى‏كند، بايد پاك باشد. ولى اگر مثلاً مهر را روى فرش نجس بگذارد، يا يك طرف مهر نجس باشد و پيشانى را به طرف پاك آن بگذارد، اشكال ندارد.


مسأله 1075 ) اگر در پيشانى دُمَل و مانند آن باشد، چنانچه ممكن است بايد با جاى سالم پيشانى سجده كند و اگر ممكن نيست بايد زمين را گود كند و دمل را در گودال و جاى سالم را به مقدارى كه براى سجده كافى باشد، بر زمين بگذارد.


مسأله 1076 ) اگر دمل يا زخم تمام پيشانى را فرا گرفته باشد، بنابراحتياط بايد به يكى از دو طرف پيشانى و چانه اگرچه به تكرار نماز باشد، سجده كند و اگر ممكن نيست فقط به چانه، و اگر به چانه هم ممكن نيست، بايد براى سجده اشاره كند.


مسأله 1077 ) كسى كه نمى‏تواند پيشانى را به زمين برساند، بايد به قدرى كه مى‏تواند خم شود، و مهر يا چيز ديگرى را كه سجده بر آن صحيح است روى چيز بلندى گذاشته و طورى پيشانى را بر آن بگذارد كه بگويند سجده كرده است، ولى بايد كف دستها و زانوها و انگشتان پا را به طور معمول به زمين بگذارد.


مسأله 1078 ) كسى كه هيچ نمى‏تواند خم شود، بايد براى سجده بنشيند و با سر اشاره كند و اگر نتواند، بايد با چشمها اشاره نمايد و در هر دو صورت كف دستها و سر زانوها و سر دو انگشت بزرگ پاها را مقدارى كه مى‏تواند بنابراحتياط واجب بايد بر زمين بگذارد و در هر دو صورت نيز احتياط مستحب آن است كه اگر مى‏تواند مهر را بلند كند و به پيشانى بگذارد و اگر با سر يا چشمها هم نمى‏تواند اشاره كند، بايد در قلب نيت سجده كند و بنابراحتياط واجب با دست و مانند آن براى سجده اشاره نمايد.


مسأله 1079 ) كسى كه نمى‏تواند بنشيند، بايد ايستاده نيت سجده كند و چنانچه مى‏تواند، براى سجده با سر اشاره كند و اگر نمى‏تواند، با چشمها اشاره نمايد و اگر اين را هم نمى‏تواند، در قلب نيت سجده كند و بنابراحتياط واجب با دست و مانند آن براى سجده اشاره نمايد.


مسأله 1080 ) اگر پيشانى بعد از آن كه در محل سجده قرار گرفت بى‏اختيار از جاى سجده بلند شود، چنانچه ممكن باشد بايد نگذارد دوباره به جاى سجده برسد، و اين يك سجده حساب مى‏شود، چه ذكر سجده را گفته باشد يا نه و اگر نتواند سر را نگهدارد و بى‏اختيار دوباره به جاى سجده برسد ذكر سجده را به عنوان ذكر مطلق بگويد و اگر پيشانى قبل از اين كه در محل سجده قرار گيرد از جا بلند شود اين سجده حساب نمى‏شود بلكه بايد بر گردد به سجده، و ذكر سجده هم بگويد و بنابراحتياط مستحب بعد از اتمام، نمازش را اعاده كند.


مسأله 1081 ) جائى كه انسان بايد تقيه كند مى‏تواند بر فرش و مانند آن سجده نمايد و لازم نيست براى نماز به جاى ديگر برود ولى اگر بتواند بر حصير يا چيزى كه سجده بر آن صحيح مى‏باشد، طورى سجده كند كه به زحمت نيفتد نبايد بر فرش و مانند آن سجده نمايد.


مسأله 1082 ) اگر روى تشك فنرى يا چيز ديگرى كه بدن روى آن آرام نمى‏گيرد سجده كند، باطل است.


مسأله 1083 ) اگر انسان ناچار شود كه در زمين گِل نماز بخواند، چنانچه آلوده شدن بدن و لباس براى او مشقّت ندارد، بايد سجده و تشهّد را به‏طور معمول بجا آورد و اگر مشقّت دارد، مى‏تواند در حالى كه ايستاده، براى سجده با سر اشاره كند وتشهد را ايستاده بخواند و اگر سجده و تشهد را به‏طور معمول هم بجا آورد، نمازش صحيح است.


مسأله 1084 ) در ركعت اول و ركعت سومى كه تشهد ندارد، مثل ركعت سوم نماز ظهر و عصر و عشاء بايد بعد از سجده دوم قدرى بى‏حركت بنشنيد و بعد برخيزد.


 

چيزهائى كه سجده بر آنها صحيح است

مسأله 1085 ) بايد بر زمين و چيزهاى غير خوراكى و پوشاكى كه از زمين مى‏رويد مانند چوب و برگ درخت سجده كرد و سجده بر چيزهاى خوراكى و پوشاكى مانند گندم و جو و پنبه و آنچه كه از اجزاء زمين شمرده نشود مانند طلا و نقره و قير و عقيق و زُفت و امثال اينها صحيح نيست.


مسأله 1086 ) احتياط واجب آن است كه بر برگ مو سجده نكند.


مسأله 1087 ) سجده بر چيزهائى كه از زمين مى‏رويد و خوراك حيوان است مثل علف و كاه صحيح است.


مسأله 1088 ) سجده بر گلهائى كه خوراكى نيستند، صحيح است، ولى سجده بر دواهاى خوراكى كه از زمين مى‏رويد، مانند گل بنفشه و گل گاوزبان بنابراحتياط صحيح نيست.


مسأله 1089 ) سجده بر گياهى كه خوردن آن در بعضى شهرها معمول است و در شهرهاى ديگر معمول نيست و نيز سجده بر ميوه نارس صحيح نيست.


مسأله 1090 ) سجده بر سنگ آهك و سنگ گچ صحيح است و سجده به گچ و آهك پخته و آجر و كوزه گلى و مانند آن نيز جايز است.


مسأله 1091 ) اگر كاغذ را از چيزى كه سجده بر آن صحيح است مثلاً از كاه و درخت ساخته باشند، مى‏شود بر آن سجده كرد به شرط اين كه اگر اجزاء ديگرى هم كه سجده بر آن جايز نيست داشته باشد، مستهلك گردد ولى سجده بر كاغذى كه از پنبه و مانند آن ساخته شده، اشكال دارد.


مسأله 1092 ) براى سجده بهتر از هر چيز تربت حضرت سيدالشهداء7 مى‏باشد، بعد از آن خاك، بعد از خاك سنگ و بعد از سنگ گياه است.


مسأله 1093 ) اگر چيزى كه سجده بر آن صحيح است ندارد يا اگر دارد به واسطه سرما يا گرماى زياد و مانند اينها نمى‏تواند بر آن سجده كند، بايد به لباسش سجده كند و اگر ممكن نشد، بايد بر پشت دست يا چيزهاى معدنى مانند فيروزه و عقيق سجده نمايد، ولى احتياط واجب آن است كه چيزهاى معدنى مانند عقيق و فيروزه را بر پشت دست مقدم دارد.


مسأله 1094 ) سجده بر گل و خاك سستى كه پيشانى روى آن آرام نمى‏گيرد، باطل است.


مسأله 1095 ) اگر در سجده اول مهر به پيشانى بچسبد بايد براى سجده دوم مهر را بردارد.


مسأله 1096 ) اگر در بين نماز چيزى كه بر آن سجده مى‏كند، گم شود و چيزى كه سجده بر آن صحيح است نداشته باشد، چنانچه وقت وسعت دارد، بايد نماز را بشكند و اگر وقت تنگ است، بايد به ترتيبى كه در مسأله 1093 گفته شد، عمل نمايد.


مسأله 1097 ) هرگاه در حال سجده بفهمد پيشانى را بر چيزى گذاشته كه سجده بر آن باطل است، اگر ممكن باشد، بايد پيشانى را از روى آن به روى چيزى كه سجده بر آن صحيح است، بكشد و اگر ممكن نباشد، چنانچه وقت نماز وسعت دارد، بايد نماز را بشكند و اگر وقت تنگ است، به ترتيبى كه در مسأله 1093 گفته شد، عمل نمايد.


مسأله 1098 ) اگر بعد از سجده بفهمد پيشانى را روى چيزى گذاشته كه سجده بر آن باطل است، اشكال ندارد.


مسأله 1099 ) سجده كردن براى غير خداوند متعال حرام مى‏باشد و بعضى ازمردم كه مقابل قبر امامان‏: پيشانى را به زمين مى‏گذارند، اگر براى شكر خداوند متعال باشد، اشكال ندارد و گرنه حرام است.


 

مستحبات و مكروهات سجده

مسأله 1100 ) در سجده چند چيز مستحب است:

1 – كسى كه ايستاده نماز مى‏خواند بعد از آن كه سر از ركوع برداشت و كاملاً ايستاد و كسى كه نشسته نماز مى‏خواند، بعد از آن كه كاملاً نشست، براى رفتن به سجده تكبير بگويد.

2 – موقعى كه مرد مى‏خواهد به سجده برود، اول دستها را و زن اول زانوها را به زمين بگذارد.

3 – بينى را به مهر يا چيزى كه سجده بر آن صحيح است، بگذارد.

4 – در حال سجده انگشتان دست را به هم بچسباند و برابر گوش بگذارد، طورى كه سر آنها رو به قبله باشد.

5 – در سجده دعا كند و از خدا حاجت بخواهد و اين دعا را بخواند:

يا خَيْرَ المَسْؤُولِينَ وَ يا خَيْرَ المُعْطِينَ اُرْزُقْنِي وَارْزُقْ عِيالِي مِنْ فَضْلِكَ فَاِنَّكَ ذُوالفَضْلِ العَظِيمِ يعنى اى بهترين كسى كه از او سؤال مى‏كنند و اى بهترين عطا كنندگان روزى بده به من و عيال من از فضل خودت پس به درستى كه تو داراى فضل بزرگى هستى.

6 – بعد از سجده بر ران چپ بنشيند و روى پاى راست را بر كف پاى چپ بگذارد.

7 – بعد از هر سجده وقتى نشست و بدنش آرام گرفت، تكبير بگويد.

8 – بعد از سجده اول بدنش كه آرام گرفت، اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبِّى وَ أَتُوبُ اِلَيْهِ بگويد.

9 – سجده را طول بدهد و در موقع نشستن دستها را روى رانها بگذارد.

10 – براى رفتن به سجده دوم، در حال آرامى بدن اَلّلهُ اَكْبَر بگويد.

11 – در سجده‏ ها صلوات بفرستد ولى آن را به قصد ذكرى كه در سجده دستور دارد، نگويد.

12 – در موقع بلند شدن، دستها را بعد از زانوها از زمين بردارد.

13 – مردها آرنجها و شكم را به زمين نچسبانند و بازوها را از پهلو جدا نگاه دارند و زنها آرنجها و شكم را بر زمين بگذارند و اعضاء بدن را به يكديگر بچسبانند و غير از اينها مستحبات ديگر سجده در كتابهاى مفصّل گفته شده است.


مسأله 1101 ) قرآن خواندن در سجده مكروه است و نيز مكروه است براى برطرف كردن گرد و غبار، جاى سجده را فوت كند و اگر در اثر فوت كردن حرفى از دهان بيرون آيد، نماز باطل است و غير ازاينها مكروهات ديگرى هم در كتابهاى مفصّل گفته شده است.


 

سجده واجب قرآن

مسأله 1102 ) در هر يك از چهار سوره (والنجم، اقْرأْ، الم تنزيل و حم سجده) يك آيه سجده است، كه اگر انسان بخواند يا گوش دهد، بعد از تمام شدن آن آيه، بايد فوراً سجده كند و اگر فراموش كرد، هر وقت يادش آمد بايد سجده نمايد و اگر بدون اختيار آيه سجده دار شنيد بنابر احتياط واجب است سجده كند.


مسأله 1103 ) اگر انسان موقعى كه آيه سجده را گوش دهد خودش نيز بخواند، بنابراحتياط واجب بايد دو سجده نمايد.


مسأله 1104 ) در غير نماز اگر در حال سجده آيه سجده را بخواند يا گوش كند، بايد سر از سجده بردارد و دوباره سجده كند.


مسأله 1105 ) اگر آيه سجده توسط ضبط صوت و مانند آن يا بچه غير مميّز كه خوب و بد را نمى‏فهمد خوانده شود، بنابراحتياط واجب بايد كسى كه آن را گوش مى‏دهد يا قهراً مى‏شنود، سجده نمايد و همچنين است پخش راديوئى يا تلويزيونى اگر صداى قرآن قبلاً ضبط شده و پخش گردد، ولى اگر شخصى در ايستگاه راديو يا تلويزيون آيه سجده را بخواند و به‏طور مستقيم پخش شود، بر كسى كه به آن گوش مى‏دهد يا قهراً مى‏شنود سجده واجب است.


مسأله 1106 ) در سجده واجب قرآن بايد جاى انسان غصبى نباشد و بنابراحتياط واجب جاى پيشانى او از جاى سرانگشتانش بيش از چهار انگشت بسته بلندتر نباشد ولى لازم نيست با وضو يا غسل و رو به قبله باشد و عورت خود را بپوشاند و بدن و جاى پيشانى او پاك باشد و نيز چيزهائى كه در لباس نمازگزار شرط مى‏باشد در لباس او شرط نيست اما اگر لباس او غصبى است، چنانچه سجده كردن تصرف در آن لباس باشد، سجده باطل است.


مسأله 1107 ) احتياط واجب آن است كه در سجده واجب قرآن، پيشانى را بر مهر يا چيز ديگرى كه سجده بر آن صحيح است، گذاشته و جاهاى ديگر بدن را به دستورى كه در سجده نماز گفته شد، بر زمين بگذارد.


مسأله 1108 ) هرگاه در سجده واجب قرآن پيشانى را به قصد سجده به زمين بگذارد اگرچه ذكر نگويد، كافيست و گفتن ذكر، مستحب است و بهتر است بگويد لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ حَقّاً حَقّاً لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ اِيماناً وَ تَصْدِيقاً لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ عُبُودِيَّةً وَ رِقّاً سَجَدْتُ لَكَ يا رَبِّ تَعَبُّداً وَ رِقّاً لا مُسْتَنْكِفاً وَ لا مُسْتَكْبِراً بَلْ أَناَ عَبْدٌ ذَلِيلٌ ضَعِيفٌ خائِفٌ مُسْتَجِيرٌ.


 

تشهد

مسأله 1109 ) در ركعت دوم تمام نمازهاى واجب و ركعت سوم نماز مغرب و ركعت چهارم نماز ظهر و عصر و عشاء، بايد انسان بعد ازسجده دوم بنشيند و در حال آرام بودن تشهد بخواند يعنى بگويد: أشْهَدُ أَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَلّلهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و احتياط واجب آن است كه بغير اين ترتيب نگويد.


مسأله 1110 ) كلمات تشهد بايد به عربى صحيح و به طورى كه معمول است، پشت‏سر هم گفته شود.


مسأله 1111 ) اگر تشهد را فراموش كند و بايستد و پيش از ركوع يادش بيايد كه تشهد را نخوانده، بايد بنشيند و تشهد را بخواند و دوباره بايستد و آنچه بايد در آن ركعت خوانده شود بخواند و نماز را تمام كند و بعد از نماز براى ايستادن بى‏جا، دو سجده سهو بجا آورد و اگر در ركوع يا بعد از آن يادش بيايد، بايد نماز را تمام كند و بعد از سلام نماز، تشهد را قضا كند و براى تشهد فراموش شده دو سجده سهو بجا آورد.


مسأله 1112 ) مستحب است در حال تشهد بر ران چپ بنشيند و روى پاى راست را به كف پاى چپ بگذارد و پيش ازتشهد بگويد: اَلْحَمْدُ لِلَّهِ يا بگويد بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَالحَمْدُ لِلَّهِ وَ خَيْرُ الأَسْماءِ لِلَّهِ و نيز مستحب است دستها را بر رانها بگذارد و انگشتها را به يكديگر بچسباند و به دامان خود نگاه كند و بعد از تمام شدن تشهد بگويد: وَ تَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ وَارْفَعْ دَرَجَتَهُ.


مسأله 1113 ) مستحب است زنها در وقت خواندن تشهد، رانها را بهم بچسبانند.


 

سلام نماز

مسأله 1114 ) بعد از تشهد ركعت آخر نماز مستحب است درحالى كه نشسته و بدن آرام است، بگويد: السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهاَ النَّبِيُّ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ و بعد از آن بايد بگويد: اَلسَّلامُ عَلَيْنا وَ عَلى عِبادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ و يا بگويد: اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ و احتياط لازم آن است كه به جمله السلام عليكم جمله وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ را اضافه نمايد و مستحب است هر دو صيغه را بگويد.


مسأله 1115 ) اگر سلام نماز را فراموش كند و موقعى يادش بيايد كه صورت نماز بهم نخورده و كارى هم كه عمدى و سهوى آن نماز را باطل مى‏كند، مثل پشت به قبله كردن انجام نداده، بايد سلام را بگويد و نمازش صحيح است.


مسأله 1116 ) اگر سلام نماز را فراموش كند و موقعى يادش بيايد كه صورت نماز به هم خورده، ولى كارى كه عمداً و سهواً نماز را باطل مى‏كند انجام نداده، سلام لازم نيست و نمازش صحيح است ولكن بنابراحتياط واجب دو سجده سهو براى فراموشى سلام بجا آورد و اگر پيش از آن كه صورت نماز بهم بخورد چنين كارى را انجام داده احتياط واجب آن است كه نماز را اعاده كند و چنانچه سلام را فراموش كند و پس از حرف زدن يادش بيايد بايد سلام را بگويد و دو سجده سهو براى حرف زدن بجا آورد.


 

ترتيب

مسأله 1117 ) اگر عمداً ترتيب نماز را بهم بزند، مثلاً سوره را پيش از حمد بخواند، يا سجود را پيش از ركوع بجا آورد، نماز باطل مى‏شود.


مسأله 1118 ) اگر ركنى از نماز را فراموش كند و ركن بعد از آن را بجا آورد مثلاً پيش از آن كه ركوع كند، سجده نمايد نماز باطل است.


مسأله 1119 ) اگر ركنى را فراموش كند و چيزى را كه بعد از آن است و ركن نيست بجا آورد، مثلاً پيش از آن كه دو سجده كند تشهد بخواند، بايد ركن را بجا آورد و آنچه را اشتباهاً پيش از آن خوانده دوباره بخواند.


مسأله 1120 ) اگر چيزى را كه ركن نيست فراموش كند و ركن بعد از آن را بجا آورد، مثلاً حمد را فراموش كند و مشغول ركوع شود، نمازش صحيح است.


مسأله 1121 ) اگر چيزى را كه ركن نيست فراموش كند و چيزى را كه بعد از آن است و آنهم ركن نيست بجا آورد، مثلاً حمد را فراموش كند و سوره را بخواند چنانچه مشغول ركن بعد شده باشد، مثلاً در ركوع يادش بيايد كه حمد را نخوانده بايد بگذرد و نماز او صحيح است و اگر مشغول ركن بعد نشده باشد، بايد آنچه را كه فراموش كرده بجا آورد و بعد از آن، چيزى را كه اشتباهاً جلوتر خوانده دوباره بخواند.


مسأله 1122 ) اگر سجده اول را به خيال اين كه سجده دوم است، يا سجده دوم را به خيال اين كه سجده اول است بجا آورد، نماز صحيح است و سجده اول او سجده اول و سجده دوم او سجده دوم حساب مى‏شود.


موالات

مسأله 1123 ) انسان بايد نماز را با موالات بخواند، يعنى كارهاى نماز مانند ركوع و سجود و تشهد را پشت ‏سر هم بجا آورد و چيزهائى را كه در نماز مى‏خواند به ‏طورى كه معمول است پشت‏سر هم بخواند و اگر به قدرى بين آنها فاصله بيندازد كه نگويند نماز مى‏خواند نمازش باطل است.


مسأله 1124 ) اگر در نماز سهواً بين حرفها يا كلمات فاصله بيندازد و فاصله به قدرى نباشد كه صورت نماز از بين برود ولى صورت قرائت يا ذكر از بين برود، چنانچه مشغول ركن بعد نشده باشد، بايد آن حرفها يا كلمات را به‏طور معمول بخواند و اگر مشغول ركن بعد شده باشد، نمازش صحيح است.


مسأله 1125 ) طول دادن ركوع و سجود و خواندن سوره‏ هاى بزرگ، موالات را بهم نمى‏زند.


 

قنوت

مسأله 1126 ) در تمام نمازهاى واجب و مستحب، پيش از ركوع ركعت دوم مستحب است قنوت بخواند و در نماز وتر، با آنكه يك ركعت مى‏باشد، خواندن قنوت پيش از ركوع مستحب است و نماز جمعه در هر ركعت يك قنوت دارد: در ركعت اول قبل از ركوع و در ركعت دوم بعد از ركوع و نماز آيات پنج قنوت و نماز عيد فطر و قربان در ركعت اول پنج قنوت و در ركعت دوم چهار قنوت دارند.


مسأله 1127 ) مستحب است در قنوت دستها را مقابل صورت و كف آنها را رو به آسمان و پهلوى هم نگهدارد و به كف دستها نگاه كند.


مسأله 1128 ) در قنوت هر ذكرى بگويد اگرچه يك سبحان‏ الله باشد، كافيست و بهتر است بگويد لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ الحَلِيمُ الكَريمُ لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ العَلِيُّ العَظِيم سُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ السَّمواتِ السَّبْعِ وَ رَبِّ الأَرَضِينَ السَّبْعِ وَ ما فِيهِنَّ وَ ما بَيْنَهُنَّ وَ رَبِّ العَرْشِ العَظِيمِ وَالحَمْدُ للَّهِ رَبِّ العالَمِين.


مسأله 1129 ) مستحب است انسان قنوت را بلند بخواند ولى براى كسى كه نماز را به جماعت مى‏خواند، اگر امام جماعت صداى او را بشنود، بلند خواندن قنوت مستحب نيست.


مسأله 1130 ) اگر عمداً قنوت نخواند قضا ندارد و اگر فراموش كند و پيش از آن كه به اندازه ركوع خم شود يادش بيايد، مستحب است بايستد و بخواند و اگر در ركوع يادش بيايد، مستحب است بعد از ركوع قضا كند و اگر در سجده يادش بيايد، مستحب است بعد از سلام نماز، قضا نمايد.


1- ترجمه سوره حمد

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ يعنى شروع مى‏كنم به نام خداوندى كه رحمتش واسع و رحمتش ابدى است. اَلْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ العالَمِينَ يعنى ثنا مخصوص خداوندى است كه پرورش دهنده همه موجودات است. اَلرَّحْمنِ الرَّحِيمِ يعنى رحمتش واسع و رحمتش ابدى است. مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ يعنى پادشاه و صاحب اختيار روز قيامت است اِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ اِيَّاكَ نَسْتَعِينُ يعنى فقط تو را عبادت مى‏كنيم و فقط از تو كمك مى‏خواهيم اِهْدِناَ الصِّراطَ المُسْتَقِيم يعنى هدايت كن ما را به راه راست كه آن دين اسلام است. صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ. يعنى به راه كسانى كه به آنان نعمت دادى و آنان پيغمبران و جانشينان پيغمبران هستند. غَيْرِ المَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لاَالضَّالِّينَ يعنى نه به راه كسانى كه غضب كرده‏اى بر ايشان و نه آن كسانى كه گمراهند.


2- ترجمه سوره قُل هُو الله احد

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد يعنى بگو اى محمد9 كه خداوند خدائى است يگانه. أَلّلهُ الصَّمَدُ يعنى خدائى كه از تمام موجودات بى‏نياز است. لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَد فرزند ندارد و فرزند كسى نيست. وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَد يعنى هيچ‏كس از مخلوقات مثل او نيست.


3 – ترجمه ذكر ركوع و سجود

سُبْحانَ رَبِّيَ العَظِيمِ وَ بِحَمْدِهِ يعنى پروردگار بزرگ من از هر عيب و نقصى پاك و منزه است و من مشغول ستايش او هستم. سُبْحانَ رَبِّيَ الأَعْلى وَ بِحَمْدِهِ يعنى پروردگار من كه از همه كس بالاتر مى‏باشد، از هر عيب و نقصى پاك و منزه است و من مشغول ستايش او هستم، سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ يعنى خدا بشنود و بپذيرد ثناى كسى كه او را ستايش مى‏كند. أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبِّي وَ أَتُوبُ اِلَيهِ يعنى طلب آمرزش و مغفرت مى‏كنم از خداوندى كه پرورش دهنده من است و من به طرف او بازگشت مى‏نمايم. بِحَوْلِ اللَّهِ وَ قُوَّتِهِ أَقُومُ وَ اَقْعُد يعنى به يارى خداى متعال و قوّه او برمى‏خيزم و مى‏نشينم.


4 – ترجمه قنوت

لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ الحَلِيمُ الكَرِيمُ يعنى نيست معبودى سزاوار پرستش مگر خداى يكتاى بى‏همتائى كه صاحب حلم و كرم است. لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ العَلِىُّ العَظِيمُ يعنى نيست معبودى سزاوار پرستش، مگر خداى يكتاى بى‏همتائى كه بلند مرتبه و بزرگ است. سُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ السَّمواتِ السَّبْعِ وَ رَبِّ الأَرَضِينَ السَّبْعِ يعنى پاك و منزه است خداوندى كه پروردگار هفت آسمان و پروردگار هفت زمين است. وَ ما فِيهِنَّ وَ ما بَيْنَهُنَّ وَ رَبِّ العَرْشِ العَظِيمِ يعنى پروردگار هر چيزى است كه در آسمانها و زمينها و مابين آنهاست و پروردگار عرش بزرگ است. وَالحَمْدُ للَّهِ رَبِّ العالَمِين يعنى حمد و ثنا مخصوص خداوندى است كه پرورش دهنده تمام موجودات است.


5 – ترجمه تسبيحات اربعه

سُبْحانَ اللَّهِ وَالحَمْدُ للَّهِ وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ وَاللَّهُ أَكْبَرُ يعنى پاك و منزه است خداوند تعالى و ثنا مخصوص اوست و نيست خدائى سزاوار پرستش مگر خداى بى‏همتا و بزرگتر است از اين كه او را وصف كنند.


6 – ترجمه تشهد و سلام

اَلْحَمْدُ للَّهِ أَشْهَدُ أَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ يعنى ستايش مخصوص خداوند است و شهادت مى‏دهم كه معبودى سزاوار پرستش نيست، مگر خدائى كه يگانه است و شريك ندارد. وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ يعنى شهادت مى‏دهم كه محمد9 بنده خدا و فرستاده اوست. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ و َآلِ مُحَمَّدٍ يعنى خدايا رحمت بفرست بر محمد و آل محمد. وَ تَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ وَارْفَعْ دَرَجَتَهُ يعنى قبول كن شفاعت پيغمبر را و درجه آن حضرت را نزد خود بلند كن. اَلسَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهاَ النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ يعنى سلام بر تو اى پيغمبر و رحمت و بركات خدا بر تو باد. السَّلامُ عَلينا وَ عَلى عِبادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ يعنى سلام از خداوند عالم بر ما نمازگزاران و تمام بندگان خوب او. السَّلامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ يعنى سلام و رحمت و بركات خداوند بر شما مؤمنين باد.


تعقيب نماز

مسأله 1131 ) مستحب است انسان بعد از نماز مقدارى مشغول تعقيب، يعنى خواندن ذكر و دعا و قرآن شود و بهتر است پيش از آن كه از جاى خود حركت كند و وضو و غسل و تيمم او باطل شود، رو به قبله تعقيب را بخواند و لازم نيست تعقيب به عربى باشد ولى بهتر است چيزهائى را كه در كتابهاى دعا دستور داده‏اند، بخواند و از تعقيب هائى كه خيلى سفارش شده است، تسبيح حضرت زهرا3 است كه بايد به اين ترتيب گفته شود: 34 مرتبه الله اكبر، 33 مرتبه الحمدلله، بعد از آن 33 مرتبه سبحان‏ الله و مى‏شود سبحان‏ الله را پيش از الحمدلله گفت ولى بهتر است بعد از الحمدلله گفته شود.


مسأله 1132 ) مستحب است بعد از نماز، سجده شكر نمايد و همين قدر كه پيشانى را به قصد شكر بر زمين بگذارد كافيست. ولى بهتر است صد مرتبه، يا سه مرتبه، يا يك مرتبه شكراًلله يا عفواً بگويد و نيز مستحب است هر وقت نعمتى به انسان مى‏رسد، يا بلائى از او دور مى‏شود، سجده شكر بجا آورد.


صلوات بر پيغمبر صل الله علیه و آله

مسأله 1133 ) هر وقت انسان اسم مبارك حضرت رسول‏ صل الله علیه و آله مانند محمد واحمد، يا لقب و كنيه آن جناب را مثل مصطفى و ابوالقاسم بگويد يا بشنود، اگرچه در نماز باشد، مستحب است صلوات بفرستد.


مسأله 1134 ) موقع نوشتن اسم مبارك حضرت رسول‏ صل الله علیه و آله مستحب است صلوات را هم بنويسد و نيز بهتر است هر وقت آن حضرت را ياد مى‏كند، صلوات بفرستد.


مبطلات نماز

مسأله 1135 ) دوازده چيز نماز را باطل مى‏كند و آنها را مبطلات مى‏گويند:

اول آن كه در بين نماز يكى از شرطهاى آن از بين برود، مثلاً در بين نماز بفهمد مكانش غصبى است.

دوم آن كه در بين نماز عمداً يا سهواً يا از روى ناچارى، چيزى كه وضو را باطل مى‏كند، پيش آيد. مثلاً بول از او بيرون آيد ولى كسى كه نمى‏تواند از بيرون آمدن بول و غائط خوددارى كند، اگر در بين نماز بول يا غائط از او خارج شود، چنانچه به دستورى كه در احكام وضو گفته شد [1]رفتار نمايد نمازش باطل نمى‏شود و نيز اگر در بين نماز از زن مستحاضه خون خارج شود، در صورتى كه به دستور استحاضه رفتار كرده باشد، نمازش صحيح است.


مسأله 1136 ) كسى كه بى‏اختيار خوابش برده، اگر نداند كه در بين نماز خوابش برده يا بعد از اتمام آن، بايد نمازش را دوباره بخواند.


مسأله 1137 ) اگر بداند به اختيار خودش خوابيده و شك كند كه بعد از نماز بوده يا در بين نماز يادش رفته كه مشغول نماز است و خوابيده، نمازش صحيح است.


مسأله 1138 ) اگر در حال سجده از خواب بيدار شود و شك كند كه در سجده آخر نماز است، يا در سجده شكر، بايد آن نماز را دوباره بخواند.


سوم از مبطلات نماز آن است كه مثل بعض كسانى كه شيعه نيستند دستها را روى هم بگذارد.


مسأله 1139 ) هرگاه براى ادب دستها را روى هم بگذارد، اگرچه مثل آنها نباشد مثل اين كه انگشتهاى دو دست را روى هم بگذارد نه تا مچ يا مرفق، بنابراحتياط واجب بايد نماز را دوباره بخواند، ولى اگر از روى فراموشى يا ناچارى يا براى كار ديگر مثل خاراندن دست و مانند آن، دستها را روى هم بگذارد اشكال ندارد.


چهارم – از مبطلات نماز آن است كه بعد از خواندن حمد، آمين بگويد ولى اگر اشتباهاً يا از روى تقيه بگويد، نمازش باطل نمى‏شود.

پنجم – از مبطلات نماز آن است كه عمداً يا از روى فراموشى پشت به قبله كند، يا به طرف راست يا چپ قبله برگردد، بلكه اگر عمداً به قدرى برگردد كه نگويند رو به قبله است، اگرچه به طرف راست يا چپ نرسد، نمازش باطل است.


مسأله 1140 ) اگر عمداً سر را به قدرى بگرداند كه بتواند پشت‏سر را ببيند، ولو به اين كه بدن را هم كمى برگرداند، نماز او باطل است و اگر به طرف چپ و راست بگرداند اگر زياد باشد ولو اين كه به نقطه مقابل شرق و غرب نرسد، احتياط واجب آن است كه نماز را دوباره بخواند و اگر زياد نباشد مكروه است ولى نماز او صحيح است.


ششم – از مبطلات نماز آن است كه عمداً كلمه ‏اى بگويد كه يك حرف يا بيشتر باشد، اگرچه معنى هم نداشته باشد، ولى اگر سهواً بگويد نماز باطل نمى‏شود.

مسأله 1141 ) اگر سهواً كلمه‏ اى بگويد كه يك حرف يا بيشتر دارد اگرچه آن كلمه معنى داشته باشد، نمازش باطل نمى‏شود ولى لازم است بعد از نماز سجده سهو بجا آورد، چنانكه خواهد آمد.


مسأله 1142 ) سرفه كردن و آروغ زدن و آه كشيدن در نماز اشكال ندارد ولى گفتن آخ و آه و مانند اينها اگر عمدى باشد، نماز را باطل مى‏كند.


مسأله 1143 ) اگر كلمه ‏اى را به قصد ذكر بگويد، مثلاً به قصد ذكر بگويد «اللَّه ‏اكبر» و در موقع گفتن آن، صدا را بلند كند كه چيزى را به ديگرى بفهماند اشكال ندارد، بلكه اگر به قصد اين كه چيزى به كسى بفهماند كلمه‏اى را به قصد ذكر بگويد، اشكال ندارد.


مسأله 1144 ) خواندن قرآن در هركجاى نماز، غير از چهار سوره‏ اى كه سجده واجب دارند و در احكام جنابت گفته شد و نيز دعا كردن در هر كجاى نماز اشكال ندارد ولى احتياط واجب آن است كه بغير عربى دعا نكند.


مسأله 1145 ) اگر چيزى از حمد و سوره و ذكرهاى نماز را عمداً بدون قصد جزئيت يا احتياطاً چند مرتبه بگويد، اشكال ندارد.


مسأله 1146 ) در حال نماز انسان نبايد به ديگرى سلام كند و اگر ديگرى به او سلام كند بايد همانطور كه او سلام كرده، جواب دهد. مثلاً اگر گفته «سلامٌ ‏عليكم» ، در جواب بگويد «سلامٌ‏ عليكم» و نبايد «عليكم» را جلو بياندازد.


مسأله 1147 ) انسان بايد جواب سلام را چه در نماز يا در غير نماز فوراً بگويد، و اگر عمداً يا از روى فراموشى جواب سلام را به قدرى طول دهد كه اگر جواب بگويد، جواب آن سلام حساب نشود، چنانچه در نماز باشد، نبايد جواب بدهد و اگر در نماز نباشد، جواب دادن آن واجب نيست.


مسأله 1148 ) بايد جواب سلام را طورى بگويد كه سلام كننده بشنود، ولى اگر سلام كننده كر باشد، چنانچه انسان به‏طور معمول جواب او را بدهد كافى است.


مسأله 1149 ) احتياط واجب آن است كه نمازگزار جواب سلام را به قصد سلام معمولى بگويد نه دعا و تحيّت.


مسأله 1150 ) اگر زن يا مرد نامحرم يا بچه مميّز يعنى بچه‏اى كه خوب و بد را مى‏فهمد، به نمازگزار سلام كند، نمازگزار مى‏تواند جواب او را بدهد و بنابراحتياط در جواب سلام زن بگويد «سلامٌ‏عليكْ» و كاف را زير و زبر و پيش ندهد.


مسأله 1151 ) اگر نمازگزار جواب سلام را ندهد معصيت كرده و بنابراحتياط واجب بايد نمازش را اعاده كند.


مسأله 1152 ) اگر كسى غلط سلام كند به‏طورى كه سلام حساب نشود، جواب او واجب نيست، بلكه اگر در حال نماز باشد جايز نيست.


مسأله 1153 ) جواب سلام كسى كه از روى مسخره يا شوخى سلام مى‏كند واجب نيست، بلكه در حال نماز جايز نيست، ولى احتياط واجب آن است كه جواب سلام كافر ذمى چه مرد باشد چه زن را بدهد ولى در جواب به «سلام» يا «عليك» تنها اكتفا كند.


مسأله 1154 ) اگر كسى به عده‏اى سلام كند، جواب سلام او بر همه آنان واجب است، ولى اگر يكى از آنان جواب دهد، كافيست.


مسأله 1155 ) اگر كسى به عده‏اى سلام كند و كسى كه سلام كننده قصد سلام كردن به او را نداشته جواب دهد، بازهم جواب سلام او بر آن عده واجب است.


مسأله 1156 ) اگر به عده‏اى سلام كند و كسى كه بين آنها مشغول نماز است شك كند كه سلام كننده قصد سلام كردن به او را هم داشته يا نه، نبايد جواب بدهد و همچنين است اگر بداند قصد او را هم داشته ولى ديگرى جواب سلام را بدهد، اما اگر بداند كه قصد او را هم داشته و ديگرى جواب ندهد، بايد جواب او را بگويد.


مسأله 1157 ) سلام كردن مستحب است و خيلى سفارش شده است كه سواره به پياده و ايستاده به نشسته و كوچكتر به بزرگتر سلام كند.


مسأله 1158 ) اگر دو نفر با هم به يكديگر سلام كنند واجب نيست جواب سلام همديگر را بدهند.


مسأله 1159 ) در غير نماز، مستحب است جواب سلام را بهتر از سلام بگويد، مثلاً اگر كسى گفت: «سلام عليكم»، در جواب بگويد: «سلام عليكم و رحمةالله».


هفتم – از مبطلات نماز خنده عمدى و با صدا است و همچنين خنده ‏اى كه در آن بى‏ اختيار باشد، اما تبسّم و لبخند، نماز را باطل نمى‏كند هرچند عمدى باشد و نيز خنده سهوى به گمان اين كه در حال نماز نيست موجب باطل شدن نماز نمى‏شود و لكن اگر سهواً قهقهه كند، بنابراحتياط نماز را تمام كرده دوباره بخواند.

مسأله 1160 ) اگر براى جلوگيرى از صداى خنده حالش تغيير كند، مثلاً رنگش سرخ شود، بنابراحتياط واجب، بايد نمازش را تمام كرده و دوباره بخواند


هشتم – از مبطلات نماز آن است كه براى كار دنيا عمداً يا بى‏ اختيار با صدا گريه كند و احتياط واجب آن است كه براى كار دنيا بى‏صدا هم گريه نكند، ولى اگر از ترس خدا يا براى آخرت گريه كند، آهسته يا بلند اشكال ندارد، بلكه از بهترين اعمال است.

نهم – از مبطلات نماز كارى است كه صورت نماز را بهم بزند مثل رقص و به هوا پريدن و مانند اينها، كم باشد يا زياد، عمداً باشد يا از روى فراموشى، ولى كارى كه صورت نماز را بهم نزند مثل اشاره كردن به دست اشكال ندارد.

مسأله 1161 ) اگر در بين نماز به قدرى ساكت بماند كه نگويند نماز مى‏خواند، نمازش باطل مى‏شود.


مسأله 1162 ) اگر در بين نماز كارى انجام دهد، يا مدتى ساكت شود و شك كند كه نماز بهم خورده يا نه، نمازش صحيح است.


دهم – از مبطلات نماز، خوردن و آشاميدن است، كه اگر در نماز طورى بخورد يا بياشامد كه نگويند نماز مى‏خواند، عمداً باشد يا از روى فراموشى، نمازش باطل مى‏شود، ولى كسى كه مى‏خواهد روزه بگيرد، اگر پيش از اذان صبح، نماز مستحبى بخواند و تشنه باشد چنانچه بترسد كه اگر نماز را تمام كند صبح شود، در صورتى كه آب روبروى او در دو سه قدمى باشد، مى‏تواند در بين نماز آب بياشامد، اما بايد كارى كه نماز را باطل مى‏كند، مثل روگرداندن از قبله، انجام ندهد.


مسأله 1163 ) اگر به واسطه خوردن يا آشاميدن عمدى، موالات نماز بهم بخورد، يعنى طورى شود كه نگويند نماز را پشت‏ سرهم مى‏خواند، بنابراحتياط واجب بايد نماز را دوباره بخواند.


مسأله 1164 ) اگر در بين نماز، غذائى را كه در دهان يا لاى دندانها مانده فرو ببرد، نمازش باطل نمى‏شود و نيز اگر قند يا شكر و مانند اينها در دهان مانده باشد و در حال نماز كم‏ كم آب شود و فرو رود اشكال ندارد.


يازدهم – از مبطلات نماز، شك در ركعتهاى نماز دو ركعتى يا سه ركعتى، يا در دو ركعت اول نمازهاى چهار ركعتى است.

دوازدهم – از مبطلات نماز آن است كه ركن نماز را عمداً يا سهواً كم يا زياد كند يا چيزى را كه ركن نيست، عمداً كم يا زياد نمايد.

مسأله 1165 ) اگر بعد از نماز شك كند كه در بين نماز كارى كه نماز را باطل مى‏كند، انجام داده يانه، نمازش صحيح است.


 

چيزهائى كه در نماز مكروه است

مسأله 1166 ) مكروه است در نماز صورت را كمى به طرف راست يا چپ بگرداند و چشمها را بهم بگذارد، يا به طرف راست و چپ بگرداند و با ريش و دست خود بازى كند و انگشتها را داخل هم نمايد و آب دهان بيندازد و به خط قرآن يا كتاب يا خط انگشترى نگاه كند و نيز مكروه است، موقع خواندن حمد و سوره و گفتن ذكر، براى شنيدن حرف كسى ساكت شود، بلكه هركارى كه خضوع و خشوع را از بين ببرد مكروه مى‏باشد.


مسأله 1167 ) موقعى كه انسان خوابش مى‏آيد و نيز موقع خوددارى كردن از بول و غائط، مكروه است نماز بخواند و همچنين پوشيدن جوراب تنگ كه پا را فشار دهد در نماز مكروه مى‏باشد و غير از اينها مكروهات ديگرى هم در كتابهاى مفصل گفته شده است.


 

مواردى كه مى‏شود نماز واجب را شكست

مسأله 1168 ) شكستن نماز واجب از روى اختيار حرام است، ولى براى حفظ مال و جلوگيرى از ضرر مالى يا بدنى مانعى ندارد.


مسأله 1169 ) اگر حفظ جان خود انسان يا كسى كه حفظ جان او واجب است يا حفظ مالى كه نگهدارى آن واجب مى‏باشد، بدون شكستن نماز ممكن نباشد، بايد نماز را بشكند ولى شكستن نماز براى مالى كه اهميت ندارد، مكروه است.


مسأله 1170 ) اگر در وسعت وقت مشغول نماز باشد و طلبكار طلب خود را از او مطالبه كند، چنانچه بتواند در بين نماز طلب او را بدهد، بايد در همان حال بپردازد و اگر بدون شكستن نماز دادن طلب او ممكن نيست، بايد نماز را بشكند و طلب او را بدهد و بعد نماز را بخواند.


مسأله 1171 ) اگر در بين نماز بفهمد كه مسجد نجس است، چنانچه وقت تنگ باشد، بايد نماز را تمام كند و اگر وقت وسعت دارد و تطهير مسجد نماز را بهم نمى‏زند، بايد در بين نماز تطهير كند، بعد بقيه نماز را بخواند و اگر نماز را بهم مى‏زند، در صورتى كه بعد از نماز تطهير مسجد ممكن باشد، شكستن نماز جايز نيست و اگر بعد از نماز تطهير مسجد ممكن نباشد، بايد نماز را بشكند و مسجد را تطهير نمايد، بعد نماز را بخواند.


مسأله 1172 ) كسى كه بايد نماز را بشكند، اگر نماز را تمام كند معصيت كرده و احتياط واجب آن است كه نمازش را دوباره بخواند.


مسأله 1173 ) اگر پيش از آن كه به اندازه ركوع خم شود يادش بيايد كه اذان و اقامه را فراموش كرده، چنانچه وقت نماز وسعت دارد، مستحب است براى گفتن آنها نماز را بشكند و همچنين است اگر پيش از قرائت يادش بيايد كه اقامه را فراموش كرده است.


 

[1] – از مسأله 313 تا 321.

شكيات

شكيّات نماز بيست و پنج قسم است: ده قسم آن شكهائى است كه نماز را باطل مى‏كند، به شش قسم آن نبايد اعتناء كرد و نُه قسم ديگر آن صحيح است.


شك هاى باطل

مسأله 1174 ) شكهائى كه نماز را باطل مى‏كند از اين قرار است:

اول: شك در شماره ركعتهاى نماز دو ركعتى، مثل نماز صبح و نماز مسافر و نيز بنابراحتياط شك در نماز احتياط، ولى شك در شماره ركعتهاى نماز مستحب دو ركعتى، نماز را باطل نمى‏كند.

دوم: شك در شماره ركعتهاى نماز سه ركعتى.

سوم: آن كه در نماز چهار ركعتى شك كند كه يك ركعت خوانده يا بيشتر.

چهارم: آن كه در نماز چهار ركعتى پيش از تمام شدن سجده دوم، شك كند كه دو ركعت خوانده يا بيشتر.

پنجم: شك بين دو و پنج يا دو و بيشتر از پنج.

ششم: شك بين سه و پنج پس از ركوع.

هفتم: شك بين سه و شش، يا سه و بيشتر از شش.

هشتم: شك بين چهار و پنج پس از ركوع و قبل از تمام شدن دو سجده.

نهم: شك بين چهار و شش، يا چهار و بيشتر از شش.

دهم: شك در ركعت‏هاى نماز كه نداند چند ركعت خوانده است.


مسأله 1175 ) اگر يكى از شكهاى باطل براى انسان پيش آيد، نمى‏تواند نماز را بهم بزند، ولى همين كه شك او پابرجا شد، مى‏تواند نماز را بهم بزند.


شكهائى كه نبايد به آنها اعتناء كرد

مسأله 1176 ) شكهائى كه نبايد به آنها اعتناء كرد، از اين قرار است:

اول: شك در چيزى كه محل بجا آوردن آن گذشته است مثل آن كه در ركوع شك كند كه حمد را خوانده يا نه. دوم: شك بعد از سلام نماز. سوم: شك بعد از گذشتن وقت نماز. چهارم: شك كثيرالشك يعنى كسى كه زياد شك مى‏كند. پنجم: شك امام در شماره ركعتهاى نماز، در صورتى كه مأموم شماره آنها را بداند و همچنين شك مأموم در صورتى كه امام شماره ركعتهاى نماز را بداند. ششم: شك در نمازهاى مستحبى و نماز احتياط.


1-شک در چیزی که محل آن گذشته است

مسأله 1177 ) اگر در بين نماز شك كند كه يكى از كارهاى واجب آن را انجام داده يا نه، مثلاً شك كند كه حمد خوانده يا نه، چنانچه مشغول كارى كه بايد بعد از آن انجام دهد، نشده، بايد آنچه را كه در انجام آن شك كرده بجا آورد و اگر مشغول كارى كه بايد بعد از آن انجام دهد شده، به شك خود اعتنا نكند.


مسأله 1178 ) اگر در بين خواندن آيه‏اى شك كند كه آيه پيش را خوانده يا نه، يا وقتى آخر آيه را مى‏خواند شك كند كه اول آن را خوانده يا نه، بايد به شك خود اعتنا نكند.


مسأله 1179 ) اگر بعد از ركوع يا سجود شك كند كه كارهاى واجب آن، مانند ذكر و آرام بودن بدن را انجام داده يا نه، بايد به شك خود اعتنا نكند.


مسأله 1180 ) اگر در حالى كه به سجده مى‏رود شك كند كه ركوع كرده يا نه، يا شك كند كه بعد از ركوع ايستاده يا نه، به شك خود اعتنا نكند.


مسأله 1181 ) اگر در حال برخاستن شك كند كه سجده يا تشهد را بجا آورده يا نه، بايد برگردد و بجا آورد.


مسأله 1182 ) كسى كه نشسته يا خوابيده نماز مى‏خواند، اگر موقعى كه حمد يا تسبيحات مى‏خواند، شك كند كه سجده يا تشهد را بجا آورده يا نه، بايد به شك خود اعتنا نكند و اگر پيش از آن كه مشغول حمد يا تسبيحات شود، شك كند كه سجده يا تشهد را بجا آورده يا نه، بايد بجا آورد.


مسأله 1183 ) اگر شك كند كه يكى از ركنهاى نماز را بجا آورده يا نه، چنانچه مشغول كارى كه بعد از آن است نشده، بايد آن را بجا آورد و چنانچه بعد يادش بيايد كه آن ركن را بجا آورده بوده، چون ركن زياد شده، نمازش باطل است.


مسأله 1184 ) اگر شك كند عملى را كه ركن نيست بجا آورده يا نه، چنانچه مشغول كارى كه بعد از آن است نشده، بايد آن را بجا آورد، مثلاً اگر پيش از خواندن سوره شك كند كه حمد را خوانده يا نه، بايد حمد را بخواند و اگر بعد از انجام آن يادش بيايد كه آن را بجا آورده بوده، چون ركن زياد نشده نماز صحيح است.


مسأله 1185 ) اگر شك كند كه ركنى را بجا آورده يا نه، چنانچه مشغول كارى كه بعد از آن است شده، بايد به شك خود اعتنا نكند، مثلاً موقعى كه مشغول خواندن تشهد است اگر شك كند كه دو سجده را بجا آورده يا نه، بايد به شك خود اعتنا نكند و اگر يادش بيايد كه آن ركن را بجا نياورده، در صورتى كه مشغول ركن بعد نشده، بايد آن را بجا آورد و اگر مشغول ركن بعد شده، نمازش باطل است. مثلاً اگر پيش از ركوع ركعت بعد يادش بيايد كه دو سجده را بجا نياورده، بايد بجا آورد و اگر در ركوع يا بعد از آن يادش بيايد، نمازش باطل است.


مسأله 1186 ) اگر شك كند عملى را كه ركن نيست بجا آورده يا نه، چنانچه مشغول كارى كه بعد از آن است شده، بايد به شك خود اعتنا نكند، مثلاً موقعى كه مشغول خواندن سوره است، اگر شك كند كه حمد را خوانده يا نه، بايد به شك خود اعتنا نكند و اگر بعد يادش بيايد كه آن را بجا نياورده، در صورتى كه مشغول ركن بعد نشده، بايد بجا آورد و اگر مشغول ركن بعد شده، نمازش صحيح است. بنابراين اگر مثلاً در قنوت يادش بيايد كه حمد را نخوانده، بايد بخواند و اگر در ركوع يادش بيايد، نماز او صحيح است.


مسأله 1187 ) اگر شك كند كه سلام نماز را گفته يا نه، چنانچه مشغول نماز ديگر شده، يا به واسطه انجام كارى كه نماز را بهم مى‏زند از حال نمازگزار بيرون رفته، بايد به شك خود اعتنا نكند، و اگر پيش از اينها شك كند، بايد سلام را بگويد اگرچه مشغول تعقيب باشد و اگر شك كند كه سلام را درست گفته يا نه، به شك خود اعتنا نكند، هرچند مشغول تعقيب هم نشده باشد.


2 – شك بعد از سلام

مسأله 1188 ) اگر بعد از سلام نماز شك كند كه نمازش صحيح بوده يا نه، مثلاً شك كند ركوع كرده يا نه، يا بعد از سلام نماز چهار ركعتى شك كند كه چهار ركعت خوانده يا پنج ركعت، به شك خود اعتنا نكند ولى اگر هر دو طرف شك او باطل باشد، مثلاً بعد از سلام نماز چهار ركعتى شك كند كه سه ركعت خوانده يا پنج ركعت، نمازش باطل است.


3 – شك بعد از وقت

مسأله 1189 ) اگر بعد از گذشتن وقت نماز، شك كند كه نماز خوانده يا نه، يا گمان كند كه نخوانده، خواندن آن لازم نيست. ولى اگر پيش از گذشتن وقت، شك كند كه نماز خوانده يا نه، بايد آن نماز را بخواند، بلكه اگر گمان كند كه خوانده، بايد آن را بجا آورد.


مسأله 1190 ) اگر بعد از گذشتن وقت شك كند كه نماز را درست خوانده يا نه، به شك خود اعتنا نكند.


مسأله 1191 ) اگر بعد از گذشتن وقت نماز ظهر و عصر بداند چهار ركعت نماز خوانده ولى نداند به نيت ظهر خوانده يا به نيت عصر، بايد چهار ركعت نماز قضا به نيت نمازى كه بر او واجب است، بخواند.


مسأله 1192 ) اگر بعد از گذشتن وقت نماز مغرب و عشاء، بداند يك نماز خوانده ولى نداند سه ركعتى خوانده يا چهار ركعتى، بايد قضاى نماز مغرب و عشا را بخواند.


4- كثيرالشك(كسى كه زياد شك مى‏كند)

مسأله 1193 ) كثيرالشك كسى است كه عرفاً بگويند زياد شك مى‏كند يا اين كه حال او به نحوى باشد كه در سه نماز لااقلّ يك مرتبه شك كند، چنين شخصى به شك خود اعتنا نكند.


مسأله 1194 ) كثيرالشك اگر در بجا آوردن چيزى شك كند، چنانچه بجا آوردن آن نماز را باطل نمى‏كند، بايد بنا بگذارد آن را بجا آورده، مثلاً اگر شك كند كه ركوع كرده يا نه، بايد بنا بگذارد كه ركوع كرده است و اگر بجا آوردن آن، نماز را باطل مى‏كند، بايد بنا بگذارد كه آن را انجام نداده، مثلاً اگر شك كند كه يك ركوع كرده يا بيشتر، چون زياد شدن ركوع نماز را باطل مى‏كند، بايد بنا بگذارد كه بيشتر از يك ركوع نكرده است.


مسأله 1195 ) كسى كه در يك چيز نماز زياد شك مى‏كند، چنانچه در چيزهاى ديگر نماز شك كند، بايد به دستور آن عمل نمايد، مثلاً كسى كه زياد شك مى‏كند سجده كرده يا نه، اگر در بجا آوردن ركوع شك كند، بايد به دستور آن رفتار نمايد، يعنى اگر به سجده نرفته، ركوع را بجا آورد و اگر به سجده رفته، اعتنا نكند.


مسأله 1196 ) كسى كه در نماز مخصوصى مثلاً در نماز ظهر زياد شك مى‏كند اگر در نماز ديگر مثلاً در نماز عصر شك كند، بايد به دستور شك رفتار نمايد.


مسأله 1197 ) كسى كه وقتى در جاى مخصوصى نماز مى‏خواند، زياد شك مى‏كند اگر در غير آنجا نماز بخواند و شكى براى او پيش آيد، بايد به دستور شك عمل نمايد.


مسأله 1198 ) اگر انسان شك كند كه كثيرالشك شده يا نه، بايد به دستور شك عمل نمايد و كثيرالشك تا وقتى يقين نكند كه به حال معمولى مردم برگشته، بايد به شك خود اعتنا نكند.


مسأله 1199 ) كسى كه زياد شك مى‏كند، اگر شك كند ركنى را بجا آورده يا نه، و اعتنا نكند بعد يادش بيايد كه آن را بجا نياورده، چنانچه مشغول ركن بعد نشده، بايد آن را بجا آورد و اگر مشغول ركن بعد شده نمازش باطل است. مثلاً اگر شك كند ركوع كرده يا نه و اعتنا نكند، چنانچه پيش از سجده يادش بيايد كه ركوع نكرده، و يا قبل از سجده دوم يادش بيايد، بايد ركوع كند و اگر در سجده دوم يادش بيايد، نمازش باطل است.


مسأله 1200 ) كسى كه زياد شك مى‏كند، اگر شك كند چيزى را كه ركن نيست بجا آورده يا نه و اعتنا نكند و بعد يادش بيايد كه آن را بجا نياورده، چنانچه از محل بجا آوردن آن نگذشته، بايد آن را بجا آورد و اگر از محل آن گذشته نمازش صحيح است. مثلاً اگر شك كند كه حمد خوانده يا نه و اعتنا نكند، چنانچه در قنوت يادش بيايد كه حمد نخوانده بايد بخواند و اگر در ركوع يادش بيايد، نماز او صحيح است.


5 – شك امام و مأموم

مسأله 1201 ) اگر امام جماعت در شماره ركعتهاى نماز شك كند، مثلاً شك كند كه سه ركعت خوانده يا چهار ركعت، چنانچه مأموم يقين يا گمان داشته باشد كه چهار ركعت خوانده و به امام بفهماند كه چهار ركعت خوانده است، امام بايد نماز را تمام كند و خواندن نماز احتياط لازم نيست و نيز اگر امام يقين يا گمان داشته باشد كه چند ركعت خوانده است و مأموم در شماره ركعتهاى نماز شك كند، بايد به شك خود اعتنا ننمايد.


6- شك در نماز مستحبى

مسأله 1202 ) اگر در شماره ركعتهاى نماز مستحبى شك كند، چنانچه طرف بيشتر شك را باطل مى‏كند، بايد بنا را بر كمتر بگذارد مثلاً اگر در نافله صبح شك كند كه دو ركعت خوانده يا سه ركعت، بايد بنا بگذارد كه دو ركعت خوانده است و اگر طرف بيشتر شك نماز را باطل نمى‏كند، مثلاً شك كند كه دو ركعت خوانده يا يك ركعت به هر طرف شك عمل كند، نمازش صحيح است.


مسأله 1203 ) كم شدن ركن، نافله را باطل مى‏كند ولى زياد شدن ركن، آن را باطل نمى‏كند پس اگر يكى از كارهاى نافله را فراموش كند و موقعى يادش بيايد كه مشغول ركن بعد از آن شده، بايد آن كار را انجام دهد و دوباره آن ركن را بجا آورد مثلاً اگر در بين ركوع يادش بيايد كه سوره را نخوانده، بايد برگردد و سوره را بخواند و دوباره به ركوع برود.


مسأله 1204 ) اگر در يكى از كارهاى نافله شك كند، خواه ركن باشد يا غير ركن چنانچه محل آن نگذشته، بايد بجا آورد و اگر محل آن گذشته، به شك خود اعتنا نكند.


مسأله 1205 ) اگر در نماز مستحبى دو ركعتى گمانش به سه ركعت يا بيشتر برود، بايد اعتنا نكند و نمازش صحيح است و اگر گمانش به دو ركعت يا كمتر برود، بايد به همان گمان عمل كند، مثلاً اگر گمانش به يك ركعت مى‏رود بايد يك ركعت ديگر بخواند.


مسأله 1206 ) اگر در نماز نافله كارى كند كه براى آن سجده سهو واجب مى‏شود يا يك سجده يا تشهد را فراموش نمايد، لازم نيست بعد از نماز، سجده سهو يا قضاى سجده و تشهد را بجا آورد.


مسأله 1207 ) اگر شك كند كه نماز مستحبى را خوانده يا نه، چنانچه آن نماز مثل نماز جعفر طيّار وقت معين نداشته باشد، بنا بگذارد كه نخوانده است و همچنين است اگر مثل نافله يوميه وقت معين داشته باشد و پيش از گذشتن وقت شك كند كه آن را بجا آورده يا نه، ولى اگر بعد از گذشتن وقت شك كند كه خوانده است يا نه، به شك خود اعتنا نكند.


شك هاى صحيح

مسأله 1208 ) در نُه صورت اگر در شماره ركعتهاى نماز چهار ركعتى شك كند بايد فوراً فكر نمايد، پس اگر يقين يا گمان به يك طرف شك پيدا كرد، همان طرف را بگيرد و نماز را تمام كند و گرنه به دستورهائى كه گفته مى‏شود عمل نمايد و آن نُه صورت از اين قرار است:

اول: آن كه بعد از تمام كردن ذكر واجب سجده دوم اگرچه هنوز سر برنداشته است، شك كند دو ركعت خوانده يا سه ركعت، كه بايد بنا بگذارد سه ركعت خوانده و يك ركعت ديگر بخواند و نماز را تمام كند و بعد از نماز يك ركعت نماز احتياط ايستاده به دستورى كه بعداً گفته مى‏شود، بجا آورد.

دوم: شك بين دو و چهار بعد از سر برداشتن از سجده دوم يا پس از اِتمام ذكر سجده دوم كه بايد بنا بگذارد چهار ركعت خوانده و نماز را تمام كند و بعد از نماز، دو ركعت نماز احتياط ايستاده بخواند.

سوم: شك بين دو و سه و چهار بعد از اِتمام ذكر واجب كه بايد بنا بر چهار بگذارد و بعد از نماز دو ركعت نماز احتياط ايستاده و بعد دو ركعت نشسته بجا آورد.

چهارم: شك بين چهار و پنج بعد از اِتمام ذكر سجده دوم كه بايد بنا بر چهار بگذارد و نماز را تمام كند و بعد از نماز دو سجده سهو بجا آورد، ولى اگر بعد از سجده اول يا پيش از اتمام ذكر سجده دوم يكى از اين چهار شك براى او پيش آيد، نمازش باطل است.

پنجم: شك بين سه و چهار، كه در هر جاى نماز باشد، بايد بنا بر چهار بگذارد و نماز را تمام كند و بعد از نماز بنابر احتياط دو ركعت نماز احتياط نشسته بجا آورد.

ششم: شك بين چهار و پنج در حال ايستاده كه بايد بنشيند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد و يك ركعت نماز احتياط ايستاده يا دو ركعت نشسته بجا آورد.

هفتم: شك بين سه و پنج در حال ايستاده كه بايد بنشيند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد و دو ركعت نماز احتياط ايستاده بجا آورد.

هشتم: شك بين سه و چهار و پنج در حال ايستاده، كه بايد بنشيند و تشهد بخواند و بعد از سلام نماز دو ركعت نماز احتياط ايستاده و بعد دو ركعت نشسته بجا آورد.

نهم: شك بين پنج و شش در حال ايستاده كه بايد بنشيند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد و دو سجده سهو بجا آورد و بنابراحتياط واجب دو سجده سهو ديگر براى ايستادن بيجا در اين چهار صورت بنمايد.


مسأله 1209 ) اگر يكى از شكهاى صحيح براى انسان پيش آيد، نبايد نماز را بشكند و چنانچه نماز را بشكند معصيت كرده است. پس اگر پيش از انجام كارى كه نماز را باطل مى‏كند مثل روگرداندن از قبله، نماز را از سر گيرد، نماز دومش هم باطل است و اگر بعد از انجام كارى كه نماز را باطل مى‏كند، مشغول نماز شود، نماز دومش صحيح است.


مسأله 1210 ) اگر يكى از شكهائى كه نماز احتياط براى آنها واجب است در نماز پيش آيد، چنانچه انسان نماز را تمام كند و بدون خواندن نماز احتياط، نماز را از سر بگيرد، معصيت كرده است. پس اگر پيش از انجام كارى كه نماز را باطل مى‏كند، نماز را از سر گرفته، نماز دومش هم باطل است و اگر بعد از انجام كارى كه نماز را باطل مى‏كند، مشغول نماز شده نماز دومش صحيح است.


مسأله 1211 ) وقتى يكى از شكهاى باطل براى انسان پيش آيد و بداند كه اگر به حالت بعدى منتقل شود، براى او يقين يا گمان پيدا مى‏شود جايز نيست با حالت شك نماز را ادامه دهد، مثلاً اگر در حال ايستادن شك كند كه يك ركعت خوانده يا بيشتر و بداند كه اگر به ركوع رود، به يك طرف يقين يا گمان پيدا مى‏كند جايز نيست با اين حال ركوع كند.


مسأله 1212 ) اگر اول گمانش به يك طرف بيشتر باشد، بعد دو طرف در نظر او مساوى شود، بايد به دستور شك عمل نمايد و اگر اول دو طرف در نظر او مساوى باشد و به طرفى كه وظيفه اوست بنا بگذارد، بعد گمانش به طرف ديگر برود، بايد همان طرف را بگيرد و نماز را تمام كند.


مسأله 1213 ) كسى كه نمى‏داند گمانش به يك طرف بيشتر است يا هر دو طرف در نظر او مساوى است بايد به دستور شك عمل كند.


مسأله 1214 ) اگر بعد از نماز بداند كه در بين نماز حال ترديدى داشته كه مثلاً دو ركعت خوانده يا سه ركعت و بنا را به سه گذاشته ولى نداند كه گمانش به خواندن سه ركعت بوده يا هر دو طرف در نظر او مساوى بوده و بنا را بر سه گذاشته، بايد نماز احتياط را بخواند.


مسأله 1215 ) اگر موقعى كه تشهد مى‏خواند، يا بعد از ايستادن شك كند كه دو سجده را بجا آورده يا نه، و در همان موقع يكى از شكهائى كه اگر بعد از تمام شدن دو سجده اتفاق بيفتد صحيح مى‏باشد، براى او پيش آيد، مثلاً شك كند كه دو ركعت خوانده يا سه ركعت چنانچه به دستور آن شك عمل كند، نمازش صحيح است.


مسأله 1216 ) اگر پيش از آن كه مشغول تشهد شود، يا پيش از ايستادن، شك كند كه دو سجده را بجا آورده يا نه، و در همان موقع يكى از شكهائى كه بعد از تمام شدن دو سجده صحيح است برايش پيش آيد، نماز باطل است.


مسأله 1217 ) اگر موقعى كه ايستاده بين سه و چهار يا بين سه و چهار و پنج شك كند و يادش بيايد كه يك يا دو سجده از ركعت پيش بجا نياورده، نمازش باطل است.


مسأله 1218 ) اگر شك او از بين برود و شك ديگرى برايش پيش آيد، مثلاً اول شك كند كه دو ركعت خوانده يا سه ركعت، بعد شك كند كه سه ركعت خوانده يا چهار ركعت، بايد به دستور شك دوم عمل نمايد.


مسأله 1219 ) اگر بعد از نماز شك كند كه در نماز مثلاً بين دو و چهار شك كرده، يا بين سه و چهار، احتياط واجب آنست كه به دستور هر دو عمل كند و نماز را هم دوباره بخواند.


مسأله 1220 ) اگر بعد از نماز بفهمد كه در نماز شكى براى او پيش آمده ولى نداند از شكهاى باطل بوده يا از شكهاى صحيح و اگر از شكهاى صحيح بوده كدام قسم آن بوده است، بايد دو ركعت نماز احتياط ايستاده و دو ركعت نشسته و دو جفت سجده سهو بجا آورد و نماز را هم دوباره بخواند.


مسأله 1221 ) كسى كه نشسته نماز مى‏خواند، اگر شكى كند كه بايد براى آن يك ركعت نماز احتياط ايستاده يا دو ركعت نشسته بخواند، بايد يك ركعت نشسته بجا آورد و اگر شكى كند كه بايد براى آن دو ركعت نماز احتياط ايستاده بخواند، بايد دو ركعت نشسته بجا آورد.


مسأله 1222 ) كسى كه ايستاده نماز مى‏خواند، اگر موقع خواندن نماز احتياط از ايستادن عاجز شود، بايد مثل كسى كه نماز را نشسته مى‏خواند، و حكم آن در مسأله پيش گفته شد، نماز احتياط را بجا آورد.


مسأله 1223 ) كسى كه نشسته نماز مى‏خواند، اگر موقع خواندن نماز احتياط بتواند بايستد، بايد به وظيفه كسى كه نماز را ايستاده مى‏خواند، عمل كند.


نماز احتياط

مسأله 1224 ) كسى كه نماز احتياط بر او واجب است، بعد از سلام نماز بايد فوراً نيت نماز احتياط كند و تكبير بگويد و حمد را بخواند و به ركوع رود و دو سجده نمايد پس اگر يك ركعت نماز احتياط بر او واجب است، بعد از دو سجده، تشهد بخواند و سلام دهد و اگر دو ركعت نماز احتياط بر او واجب است، بعد از ركعت دوم تشهد خوانده و سلام دهد.


مسأله 1225 ) نماز احتياط سوره و قنوت ندارد و بايد آن را آهسته بخوانند و نيت آن را به زبان نياورند و احتياط واجب آنست كه بسم ‏الله آن را هم آهسته بگويند.


مسأله 1226 ) اگر پيش از خواندن نماز احتياط بفهمد، نمازى كه خوانده درست بوده، لازم نيست نماز احتياط را بخواند و اگر در بين نماز احتياط بفهمد لازم نيست آن را تمام نمايد.


مسأله 1227 ) اگر پيش از خواندن نماز احتياط بفهمد كه ركعتهاى نمازش كم بوده، چنانچه كارى كه نماز را باطل مى‏كند انجام نداده، بايد آنچه از نماز نخوانده، بخواند و براى سلام بيجا دو سجده سهو بنمايد و اگر كارى كه نماز را باطل مى‏كند انجام داده، مثلاً پشت به قبله كرده، بايد نماز را دوباره بجا آورد.


مسأله 1228 ) اگر بعد از نماز احتياط بفهمد كسرى نمازش به مقدار نماز احتياط بوده، مثلاً در شك بين سه و چهار، يك ركعت نماز احتياط بخواند، بعد بفهمد نماز را سه ركعت خوانده، نمازش صحيح است.


مسأله 1229 ) اگر بعد از خواندن نماز احتياط بفهمد كسرى نماز كمتر از نماز احتياط بوده، مثلاً در شك بين دو و چهار، دو ركعت نماز احتياط بخواند، بعد بفهمد نماز را سه ركعت خوانده، بايد نماز را دوباره بخواند.


مسأله 1230 ) اگر بعد از خواندن نماز احتياط بفهمد كسرى نماز بيشتر از نماز احتياط بوده، مثلاً در شك بين سه و چهار يك ركعت نماز احتياط بخواند، بعد بفهمد نماز را دو ركعت خوانده، چنانچه بعد از نماز احتياط كارى كه نماز را باطل مى‏كند انجام داده، مثلاً پشت به قبله كرده بايد نماز را دوباره بخواند و اگر كارى كه نماز را باطل مى‏كند انجام نداده، بايد دو ركعت كسرى نمازش را بجا آورد بدين معنى كه يك ركعت ديگر هم به‏طور متصل بخواند كه با يك ركعت نماز احتياط كه خوانده نماز را كامل كند و نماز را هم دوباره بخواند و براى زيادى هر يك از سلام در اصل نماز و نماز احتياط دو سجده سهو بجا آورد.


مسأله 1231 ) اگر بين دو و سه و چهار شك كند و بعد از خواندن دو ركعت نماز احتياط ايستاده، يادش بيايد كه نماز را دو ركعت خوانده، لازم نيست دو ركعت نماز احتياط نشسته را بخواند. ولى دو سجده سهو براى زيادى سلام بجا آورد.


مسأله 1232 ) اگر بين سه و چهار شك كند و موقعى كه يك ركعت ايستاده را مى‏خواند، يادش بيايد كه نماز را سه ركعت خوانده بايد نماز احتياط را تمام كند و نماز صحيح است و براى سلام زيادى سجده سهو بنمايد و اگر موقعى كه دو ركعت نماز احتياط نشسته مى‏خواند يادش بيايد پس اگر قبل از ركوع يادش بيايد بايستد نماز را مطابق كسرى كه دارد تمام كند و اگر بعد از ركوع يادش بيايد بنابراحتياط وجوبى بايد آن را تمام كند و نماز را بعداً اعاده نمايد.


مسأله 1233 ) اگر بين دو و سه و چهار شك كند و موقعى كه دو ركعت نماز احتياط ايستاده را مى‏خواند، پيش از ركوع دوم يادش بيايد كه نماز را سه ركعت خوانده، بايد بنشيند و نماز احتياط را يك ركعتى تمام كند، و براى سلام زيادى سجده سهو بنمايد.


مسأله 1234 ) اگر در بين نماز احتياط بفهمد كسرى نمازش بيشتر يا كمتر از نماز احتياط بوده، چنانچه نتواند نماز احتياط را مطابق كسرى نمازش تمام كند بايد آن را رها كند و كسرى نماز را بجا آورد، و بنابراحتياط واجب نماز را دوباره بخواند. مثلاً در شك بين سه و چهار اگر موقعى كه دو ركعت نماز احتياط نشسته را مى‏خواند يادش بيايد كه نماز را دو ركعت خوانده چون نمى‏تواند دو ركعت نشسته را به جاى دو ركعت ايستاده حساب كند، بايد نماز احتياط نشسته را رها كند و دو ركعت كسرى نمازش را بخواند، و احتياطاً نماز را هم دوباره بجا آورد.


مسأله 1235 ) اگر شك كند نماز احتياطى را كه بر او واجب بوده بجا آورده يا نه، چنانچه وقت نماز گذشته به شك خود اعتنا نكند، و اگر وقت دارد در صورتى كه بين شك و نماز زياد طول نكشيده و كارى هم مثل روگرداندن از قبله كه نماز را باطل مى‏كند انجام نداده، بايد نماز احتياط را بخواند و اگر كارى كه نماز را باطل مى‏كند بجا آورده، يا بين نماز و شك او زياد طول كشيده، اعتنا به شك ننمايد.


مسأله 1236 ) اگر در نماز احتياط، ركنى را زياد كند يا مثلاً به جاى يك ركعت دو ركعت بخواند، نماز احتياط باطل مى‏شود و بايد دوباره نماز احتياط و اصل نماز را بخواند.


مسأله 1237 ) موقعى كه مشغول نماز احتياط است اگر در يكى از كارهاى آن شك كند، چنانچه محل آن نگذشته، بايد بجا آورد و اگر محلش گذشته، بايد به شك خود اعتنا نكند، مثلاً اگر شك كند كه حمد خوانده يا نه، چنانچه به ركوع نرفته بايد بخواند و اگر به ركوع رفته، بايد به شك خود اعتنا نكند.


مسأله 1238 ) اگر در شماره ركعتهاى نماز احتياط شك كند، چنانچه طرف بيشتر شك نماز را باطل مى‏كند، بايد بنا را بر كمتر بگذارد و اگر طرف بيشتر شك نماز را باطل نمى‏كند، بايد بنا را بر بيشتر بگذارد، مثلاً موقعى كه مشغول خواندن دو ركعت نماز احتياط است، اگر شك كند كه دو ركعت خوانده يا سه ركعت، چون طرف بيشتر شك نماز را باطل مى‏كند، بايد بنا بگذارد كه دو ركعت خوانده و اگر شك كند كه يك ركعت خوانده يا دو ركعت، چون طرف بيشتر شك نماز را باطل نمى‏كند، بايد بنا بگذارد كه دو ركعت خوانده است وبنابر احتياط نماز را دوباره بخواند.


مسأله 1239 ) اگر در نماز احتياط چيزى كه ركن نيست سهواً كم يا زياد شود، بنابر احتياط سجده سهو بجا آورد.


مسأله 1240 ) اگر بعد از نماز احتياط شك كند كه يكى از اجزاء يا شرائط آن را بجا آورده يا نه، به شك خود اعتنا نكند.


مسأله 1241 ) اگر در نماز احتياط، تشهد يا يك سجده را فراموش كند، احتياط واجب آن است كه بعد از سلام نماز، آن را قضا نمايد.


مسأله 1242 ) كسى كه بايد نماز احتياط بخواند، چنانچه سجده سهو بر او واجب شده باشد، بايد آن را بعد از نماز احتياط بجا آورد و سجده سهو براى تشهد و سجده فراموش شده را بعد از قضاى تشهد و سجده بجا مى‏آورد.


مسأله 1243 ) حكم گمان در ركعات نماز مثل حكم يقين است، مثلاً اگر انسان گمان دارد كه نماز را چهار ركعت خوانده، نبايد نماز احتياط بخواند ولى ظن در افعال نماز فائده ندارد و بايد احتياط كند مثلاً اگر گمان دارد كه ركوع كرده است اين گمان كافى نيست و بايد آن را تا محل باقى است انجام دهد. ولى ظن اگر در ركن باشد، نماز را هم اعاده نمايد.


مسأله 1244 ) حكم شك و سهو و گمان در نمازهاى واجب يوميه و نمازهاى واجب ديگر فرق ندارد، مثلاً اگر در نماز آيات شك كند كه يك ركعت خوانده يا دو ركعت چون شك او در نماز دو ركعتى است، نمازش باطل مى‏شود.


سجده سهو

مسأله 1245 ) براى هفت چيز بعد از سلام نماز، انسان بايد دو سجده سهو به دستورى كه بعداً گفته مى‏شود، بجا آورد:

اول: آن كه در بين نماز، سهواً حرف بزند.

دوم: جائى كه نبايد نماز را سلام دهد، مثلاً در ركعت اول سهواً سلام دهد.

سوم: آن كه يك سجده را فراموش كند.

چهارم: آن كه تشهد را فراموش كند.

پنجم: آن كه در نماز چهار ركعتى بعد از ذكر سجده دوم شك كند چهار ركعت خوانده يا پنج ركعت.

ششم و هفتم: ايستادن و نشستن بيجا مثلاً اگر در جائى كه بايد بايستد، مثلاً موقع خواندن حمد و سوره، اشتباهاً بنشيند يا در جائى كه بايد بنشيند، مثلاً موقع خواندن تشهد اشتباهاً بايستد بايد دو سجده سهو بجا آورد. بلكه براى هر چيزى كه در نماز اشتباهاً كم يا زياد كند، احتياط مستحب آن است كه دو سجده سهو بنمايد و احكام اين چند صورت در مسائل آينده گفته مى‏شود.


مسأله 1246 ) اگر انسان اشتباهاً يا به خيال اين كه نمازش تمام شده حرف بزند، بايد دو سجده سهو بجا آورد.


مسأله 1247 ) براى حرفى كه از آه كشيدن و سرفه پيدا مى‏شود، سجده سهو واجب نيست. ولى اگر مثلاً سهواً آخ يا آه بگويد، بايد سجده سهو نمايد.


مسأله 1248 ) اگر چيزى را كه غلط خوانده دوباره به‏طور صحيح بخواند، براى دوباره خواندن آن سجده سهو واجب نيست.


مسأله 1249 ) اگر در نماز سهواً مدتى حرف بزند و تمام آنها عرفاً يك مرتبه حساب شود، دو سجده سهو بعد از سلام نماز كافيست.


مسأله 1250 ) اگر سهواً تسبيحات اربعه را نگويد يا بيشتر يا كمتر از سه مرتبه بگويد، احتياط مستحب آن است كه بعد از نماز دو سجده سهو بجا آورد.


مسأله 1251 ) اگر در جائى كه نبايد سلام نماز را بگويد، سهواً بگويد: السَّلامُ عَلَيْنا وَ عَلى عِبادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ يا بگويد: السَّلامُ عَلَيْكُمْ اگرچه وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ را نگفته باشد، بايد دو سجده سهو بنمايد ولى اگر اشتباهاً بگويد: السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهاَ النَّبِىُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ احتياط مستحب آن است كه دو سجده سهو بجا آورد.


مسأله 1252 ) اگر در جائى كه نبايد سلام دهد، اشتباهاً هر سه سلام را بگويد، دو سجده سهو كافيست.


مسأله 1253 ) اگر يك سجده يا تشهد را فراموش كند و پيش از ركوع ركعت بعد يادش بيايد، بايد برگردد و بجا آورد و بعد از نماز براى ايستادن بيجا دو سجده سهو بنمايد.


مسأله 1254 ) اگر در ركوع يا بعد از آن يادش بيايد كه يك سجده يا تشهد را از ركعت پيش فراموش كرده، بايد بعد از سلام نماز سجده يا تشهد را قضا نمايد و بعد از آن دو سجده سهو بجا آورد.


مسأله 1255 ) اگر سجده سهو را بعد از سلام نماز عمداً بجا نياورد، معصيت كرده و واجب است هرچه زودتر آن را انجام دهد و چنانچه سهواً بجا نياورد، هر وقت يادش آمد بايد فوراً انجام دهد و لازم نيست نماز را دوباره بخواند.


مسأله 1256 ) اگر شك دارد كه سجده سهو بر او واجب شده يا نه، لازم نيست بجا آورد.


مسأله 1257 ) كسى كه شك دارد مثلاً دو سجده سهو بر او واجب شده يا چهار تا، اگر دو سجده بنمايد، كافيست.


مسأله 1258 ) اگر بداند يكى از دو سجده سهو را بجا نياورده، بايد دو سجده سهو بجا آورد و اگر بداند سهواً سه سجده سهو كرده، احتياط واجب آن است كه دوباره دو سجده سهو بنمايد.


 

دستور سجده سهو

مسأله 1259 ) دستور سجده سهو اين است كه بعد از سلام نماز فوراً نيّت سجده سهو كند و پيشانى را به چيزى كه سجده بر آن صحيح است، بگذارد و بگويد:

بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ صَلّىَ اللَّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ يا بگويد: بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ أَلّلهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ يا بگويد: بِسْمِ اللَّهِ و بِاللَّهِ أَلسَّلامُ عَليْكَ أَيُّهاَ النَّبِىُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ. بعد بايد بنشيند و دوباره به سجده رود و يكى از ذكرهائى را كه گفته شد بگويد و بنشيند و بعد از خواندن تشهد سلام دهد و مى‏تواند در سلام به السَّلامُ عَليْكُمْ اكتفا نمايد.


قضاى سجده و تشهّد فراموش شده

مسأله 1260 ) سجده و تشهدى را كه انسان فراموش كرده و بعد از نماز، قضاى آن را بجا مى‏آورد، بايد تمام شرائط نماز مانند پاك بودن بدن و لباس و رو به قبله بودن و شرطهاى ديگر را داشته باشد.


مسأله 1261 ) اگر سجده يا تشهد را چند دفعه فراموش كند، مثلاً يك سجده از ركعت اول و يك سجده از ركعت دوم فراموش نمايد، بايد بعد از نماز، قضاى هر دو را با سجده‏هاى سهوى كه براى آنها لازم است، بجا آورد و لازم نيست معين كند كه قضاى كدام‏يك از آنهاست.


مسأله 1262 ) اگر يك سجده و تشهد را فراموش كند، مى‏تواند هر يكى را كه بخواهد اول قضا نمايد، اگرچه بداند كدام‏يك اول فراموش شده است.


مسأله 1263 ) اگر دو سجده از دو ركعت فراموش نمايد، لازم نيست هنگام قضا مراعات ترتيب نمايد.


مسأله 1264 ) اگر در بين سلام نماز و قضاى سجده يا تشهد كارى كند كه اگر عمداً يا سهواً در نماز اتفاق بيفتد نماز باطل مى‏شود. مثلاً پشت به قبله نمايد، احتياط مستحب آن است كه بعد از قضاى سجده و تشهد، دوباره نماز را بخواند.


مسأله 1265 ) اگر بعد از سلام نماز يادش بيايد كه يك سجده از ركعت آخر فراموش كرده، چنانچه كارى كه عمدى و سهوى آن نماز را باطل مى‏كند، مثل رو گرداندن از قبله انجام نداده، بنابراحتياط واجب بايد به قصد اين كه وظيفه خود را انجام داده باشد، يك سجده و بعد از آن تشهد و سلام و دو سجده سهو بجا آورد و نيز اگر يادش بيايد كه تشهد ركعت آخر را فراموش كرده، احتياطاً بايد به قصد اين كه وظيفه خود را انجام داده باشد، تشهد را بخواند و بعد از آن سلام دهد و دو سجده سهو بنمايد.


مسأله 1266 ) اگر بين سلام نماز و قضاى سجده يا تشهد كارى كند كه براى آن سجده سهو واجب مى‏شود، مثل آن كه سهواً حرف بزند، بنابراحتياط واجب بايد سجده يا تشهد را قضا كند، و غير از سجده سهوى كه براى قضاى سجده يا تشهد مى‏نمايد، دو سجده سهو ديگر بنمايد.


مسأله 1267 ) اگر نداند كه سجده را فراموش كرده يا تشهد را، بايد هر دو را قضا نمايد و هركدام را اول بجا آورد، اشكال ندارد.


مسأله 1268 ) اگر شك دارد كه سجده يا تشهد را فراموش كرده يا نه، واجب نيست قضا نمايد.


مسأله 1269 ) اگر بداند سجده يا تشهد را فراموش كرده و شك كند كه پيش از ركوع ركعت بعد بجا آورده يا نه، احتياط واجب آن است كه آن را قضا نمايد.


مسأله 1270 ) كسى كه بايد سجده يا تشهد را قضا نمايد، اگر براى كار ديگرى سجده سهو بر او واجب شود، بنابراحتياط اين سجده سهو را پس از قضاى سجده يا قضاى تشهد بجا آورد.


مسأله 1271 ) اگر شك دارد كه بعد از نماز، قضاى سجده يا تشهد فراموش شده را بجا آورده يا نه، چنانچه منافى به عمل نيامده بايد سجده يا تشهد را قضا نمايد و اگر منافى به عمل آمده، بجا آوردن لازم نيست.


كم و زياد كردن اجزاء و شرائط نماز

مسأله 1272 ) هرگاه چيزى از واجبات نماز را عمداً كم يا زياد كند، اگرچه يك حرف آن باشد، نماز باطل است.


مسأله 1273 ) اگر به واسطه ندانستن مسأله چيزى از واجبات نماز را كم يا زياد كند، بنابراحتياط واجب نماز باطل است. ولى چنانچه به واسطه ندانستن مسأله حمد و سوره نماز صبح و مغرب وعشا را آهسته بخواند، يا حمد و سوره نماز ظهر و عصر را بلند بخواند، يا در مسافرت نماز ظهر و عصر و عشا را چهار ركعتى بخواند، نمازش صحيح است.


مسأله 1274 ) اگر در بين نماز بفهمد وضو يا غسلش باطل بوده، يا بدون وضو يا غسل مشغول نماز شده، بايد نماز را بهم بزند و دوباره با وضو يا غسل بخواند و اگر بعد از نماز بفهمد، بايد دوباره نماز را با وضو يا غسل بجا آورد و اگر وقت گذشته، قضا نمايد.


مسأله 1275 ) اگر بعد از رسيدن به ركوع يادش بيايد كه دو سجده از ركعت پيش فراموش كرده، نمازش باطل است و اگر پيش از رسيدن به ركوع يادش بيايد، بايد برگردد و دو سجده را بجا آورد و برخيزد و حمد و سوره يا تسبيحات را بخواند و نماز را تمام كند و بعد از نماز براى ايستادن بيجا دو سجده سهو بنمايد.


مسأله 1276 ) اگر پيش از گفتن السلام علينا و السلام عليكم يادش بيايد كه دو سجده ركعت آخر را بجا نياورده، بايد دو سجده را بجا آورد و دوباره تشهد بخواند و نماز را سلام دهد.


مسأله 1277 ) اگر پيش از سلام نماز يادش بيايد كه يك ركعت يا بيشتر از آخر نماز نخوانده، بايد مقدارى را كه فراموش كرده بجا آورد.


مسأله 1278 ) اگر بعد از سلام نماز يادش بيايد كه يك ركعت يا بيشتر از آخر نماز را نخوانده، چنانچه كارى انجام داده كه اگر در نماز عمداً يا سهواً اتفاق بيفتد نماز را باطل مى‏كند، مثلاً پشت به قبله كرده نمازش باطل است و اگر كارى كه عمدى و سهوى آن، نماز را باطل مى‏كند انجام نداده، بايد فوراً مقدارى را كه فراموش كرده بجا آورد و براى سلام بيجا نيز دو سجده سهو بنمايد.


مسأله 1279 ) هرگاه بعد از سلام نماز عملى انجام دهد كه اگر در نماز عمداً يا سهواً اتفاق بيفتد نماز را باطل مى‏كند، مثلاً پشت به قبله نمايد و بعد يادش بيايد كه دو سجده آخر را بجا نياورده، نمازش باطل است و اگر پيش از انجام كارى كه نماز را باطل مى‏كند يادش بيايد، بايد دو سجده‏اى را كه فراموش كرده بجا آورد و دوباره تشهد بخواند و سلام نماز را بدهد و دو سجده سهو ديگر براى تشهد و سلام بيجا كه آورده است، بعمل آورد.


مسأله 1280 ) اگر بفهمد نماز را پيش از وقت خوانده، يا پشت به قبله يا به طرف راست يا به طرف چپ قبله بجا آورده، بايد دوباره بخواند و اگر وقت گذشته، قضا نمايد.


نماز مسافر

مسافر بايد نماز ظهر و عصر و عشا را با هشت شرط شكسته بجا آورد يعنى دو ركعت بخواند:

شرط اول

آن كه سفر او كمتر از هشت فرسخ شرعى نباشد و هر فرسخ شرعى عبارت است از تقريباً پنج كيلومتر و نيم و هشت فرسخ ظاهراً 200/43 كيلومتر مى‏باشد.


مسأله 1281 ) كسى كه رفتن و برگشتن او هشت فرسخ است، بايد نماز را شكسته بخواند، خواه رفتن او يا برگشتنش هر يك به اندازه چهار فرسخ باشد يا نباشد. بنابراين اگر رفتن سه فرسخ و برگشتن پنج فرسخ باشد، يا بالعكس بايد نماز را شكسته بخواند.


مسأله 1282 ) اگر رفتن و برگشتن هشت فرسخ باشد خواه همان روز يا روزهاى بعد برگردد بايد نماز را شكسته و روزه را افطار كند.


مسأله 1283 ) سفر اگر از هشت فرسخ شرعى مقدارى كمتر باشد اگرچه آن مقدار خيلى كم است يا مسافر نداند كه هشت فرسخ هست يا نه، بايد نماز را تمام بخواند و هشت فرسخ به سه چيز ثابت مى‏شود:

1 – خود مسافر بداند. 2 – دو عادل بگويند. 3 – بين مردم معروف باشد كه هشت فرسخ است.

و اگر شك دارد كه سفرش هشت فرسخ هست يا نه، چنانچه تحقيق كردن مشقّت ندارد، بايد تحقيق كند پس اگر دو عادل بگويند يا بفهمد كه بين مردم معروف است، بايد نماز را شكسته و روزه را افطار كند و اگر در شك باقى بماند يا تحقيق كردن مشقت دارد به‏طورى كه مردم تحمل نمى‏كنند، بايد تمام بخواند و لازم نيست تحقيق كند.


مسأله 1284 ) اگر يك عادل خبر دهد كه سفر انسان هشت فرسخ است اگر از گفته او اطمينان حاصل شود، بايد نماز را شكسته بخواند و گرنه بايد نمازش را تمام بخواند.


مسأله 1285 ) كسى كه يقين دارد سفر او هشت فرسخ است، اگر نماز را شكسته بخواند و بعد بفهمد كه هشت فرسخ نبوده، بايد آن را چهار ركعتى بجا آورد و اگر وقت گذشته، قضا نمايد.


مسأله 1286 ) كسى كه قصد محل معينى داشته باشد و يقين دارد سفرش هشت فرسخ نيست، يا شك دارد كه هشت فرسخ هست يا نه، چنانچه در بين راه بفهمد كه سفر او هشت فرسخ بوده اگرچه كمى از راه باقى باشد، بايد نماز را شكسته بخواند و اگر تمام خوانده دوباره شكسته بجا آورد، اما اگر مثلاً قصد ملاقات شخصى را داشته و گمان مى‏كرد كه سر هفت فرسخ است، بعد معلوم شود سر هشت فرسخى يا بيشتر است، در اين صورت اگر نمازش را تمام خوانده، صحيح است و بعد از دانستن هم تا قصد مسافرت هشت فرسخى نكرده، نمازش تمام است.


مسأله 1287 ) اگر بين دو محلى كه فاصله آنها كمتر از چهار فرسخ است، چند مرتبه رفت و آمد كند، اگرچه روي هم رفته هشت فرسخ شود، بايد نماز را تمام بخواند.


مسأله 1288 ) اگر محلى دو راه داشته باشد رفتن و برگشتن يك راه آن كمتر از هشت فرسخ و راه ديگر آن هشت فرسخ يا بيشتر باشد، چنانچه انسان از راهى كه هشت فرسخ است سفر كند بايد نماز را شكسته بخواند و اگر از راهى كه هشت فرسخ نيست مسافرت كند، بايد تمام بخواند.


مسأله 1289 ) اگر شهر ديوارى دارد، بايد ابتداى هشت فرسخ را از ديوار شهر حساب كند و اگر ديوار ندارد، بايد از خانه‏هاى آخر آن شهر حساب نمايد، اگرچه آن شهر بزرگ باشد و انتهاى هشت فرسخ، آخرين مقصد او مى‏باشد.


شرط دوم

آن كه از اول مسافرت قصد هشت فرسخ را داشته باشد، پس اگر به جائى كه كمتر از هشت فرسخ است مسافرت كند، و بعد از رسيدن به آنجا قصد كند به جائى برود كه با مقدارى كه آمده هشت فرسخ شود، چون از اول قصد هشت فرسخ را نداشته بايد نماز را تمام بخواند ولى اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود يا چهار فرسخ برود و پيش از ده روز به وطنش يا به جائى كه مى‏خواهد ده روز بماند برگردد، بايد نماز را شكسته بخواند.


مسأله 1290 ) كسى كه نمى‏داند سفرش چند فرسخ است، مثلاً براى پيدا كردن گمشده‏اى مسافرت مى‏كند و نمى‏داند كه چه مقدار بايد برود تا آن را پيدا كند، بايد نماز را تمام بخواند ولى در برگشتن چنانچه تا وطنش يا جائى كه مى‏خواهد ده روز در آنجا بماند هشت فرسخ يا بيشتر باشد بايد نماز را شكسته بخواند و نيز اگر در بين رفتن قصد كند كه چهار فرسخ برود و پيش از ده روز برگردد چنانچه رفتن و برگشتن هشت فرسخ شود، بايد نماز را شكسته بخواند.


مسأله 1291 ) مسافر در صورتى بايد نماز را شكسته بخواند كه تصميم داشته باشد سفر هشت فرسخى برود پس كسى كه از شهر بيرون مى‏رود و مثلاً قصدش اين است كه اگر رفيق پيدا كند سفر هشت فرسخى برود چنانچه اطمينان دارد كه رفيق پيدا مى‏كند بايد نماز را شكسته بخواند و اگر اطمينان ندارد بايد تمام بخواند.


مسأله 1292 ) كسى كه قصد هشت فرسخ دارد اگرچه در هر روز مقدار كمى راه برود وقتى به جائى برسد كه صداى اذان شهر را نشنود و مردم شهر او را نبينند، بايد نماز را شكسته بخواند ولى اگر در هر روز مقدار خيلى كمى راه برود كه نگويند مسافر است، بايد نمازش را تمام بخواند و احتياط مستحب آن است كه هم شكسته و هم تمام بخواند.


مسأله 1293 ) كسى كه در سفر در اختيار ديگرى است مانند نوكرى كه با آقاى خود مسافرت مى‏كند چنانچه بداند سفر او هشت فرسخ است بايد نماز را شكسته بخواند و اگر نداند بايد از او بپرسد كه اگر سفر او هشت فرسخ باشد، نماز را شكسته بجا آورد.


مسأله 1294 ) كسى كه در سفر در اختيار ديگرى است، اگر بداند يا گمان داشته باشد كه پيش از رسيدن به چهار فرسخ از او جدا مى‏شود، بايد نماز را تمام بخواند.


مسأله 1295 ) كسى كه در سفر در اختيار ديگرى است اگر شك دارد كه پيش از رسيدن به چهار فرسخ از او جدا مى‏شود يا نه، بايد نماز را تمام بخواند ولى اگر شك او از اين جهت است كه احتمال مى‏دهد مانعى براى سفر او پيش آيد خواه احتمال او در نظر مردم بجا باشد يا بجا نباشد، بايد نماز را شكسته بخواند.


شرط سوم

آن كه در بين راه از قصد خود برنگردد. پس اگر پيش از رسيدن به چهار فرسخ از قصد خود برگردد يا مردّد شود، بايد نماز را تمام بخواند.


مسأله 1296 ) اگر بعد از رسيدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود چنانچه تصميم داشته باشد كه همانجا بماند يا بعد از ده روز برگردد يا در برگشتن و ماندن مردد باشد، بايد نماز را تمام بخواند.


مسأله 1297 ) اگر بعد از رسيدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود و تصميم داشته باشد كه برگردد بايد نماز را شكسته بخواند اگرچه بخواهد كمتر از ده روز در آنجا بماند.


مسأله 1298 ) اگر براى رفتن به محلى حركت كند و بعد از رفتن مقدارى از راه بخواهد جاى ديگرى برود چنانچه از محل اولى كه حركت كرده تا جائى كه مى‏خواهد برود، هشت فرسخ باشد، بايد نماز را شكسته بخواند.


مسأله 1299 ) اگر پيش از آن كه به هشت فرسخ برسد، مردد شود كه بقيه راه را برود يا نه، و در موقعى كه مردد است، راه نرود و بعد تصميم بگيرد كه بقيه راه را برود، بايد تا آخر مسافرت نماز را شكسته بخواند، لكن بنابراحتياط بايد بين تمام و شكسته جمع نمايد.


مسأله 1300 ) اگر پيش از آن كه به هشت فرسخ برسد، مردد شود كه بقيه راه را برود يا نه و در موقعى كه مردد است مقدارى راه برود و بعد تصميم بگيرد كه هشت فرسخ ديگر برود يا چهار فرسخ برود و پيش از ده روز برگردد، تا آخر مسافرت بايد نماز را شكسته بخواند.


مسأله 1301 ) اگر پيش از آن كه به هشت فرسخ برسد، مردد شود كه راه را برود يا نه، و در موقعى كه مردد است مقدارى راه برود و بعد تصميم بگيرد كه بقيه راه را برود، چنانچه باقيمانده راه با آنچه بايد برگردد به هشت فرسخ برسد بايد شكسته بخواند.


شرط چهارم

آن كه نخواهد پيش از رسيدن به هشت فرسخ از وطن خود بگذرد، يا ده روز يا بيشتر در جائى بماند پس كسى كه مى‏خواهد پيش از رسيدن به هشت فرسخ از وطنش بگذرد، يا ده روز در جائى بماند، بايد نماز را تمام بخواند.


مسأله 1302 ) كسى كه نمى‏داند پيش از رسيدن به هشت فرسخ از وطنش مى‏گذرد يا نه، يا ده روز در جائى مى‏ماند يا نه، يعنى تصميم بر هيچ‏طرف نگرفته است بايد نماز را تمام بخواند.


مسأله 1303 ) كسى كه مى‏خواهد پيش از رسيدن به هشت فرسخ از وطنش بگذرد، يا ده روز در جائى بماند، و نيز كسى كه مردد است كه از وطنش بگذرد، يا ده روز در جائى بماند، اگر از ماندن ده روز يا گذشتن از وطن منصرف شود، باز هم بايد نماز را تمام بخواند. ولى اگر باقيمانده راه هشت فرسخ باشد، يا چهار فرسخ باشد و بخواهد برود و پيش از ده روز برگردد، بايد نماز را شكسته بخواند.


شرط پنجم

آن كه براى كار حرام سفر نكند و اگر براى كار حرامى مانند دزدى سفر كند، بايد نماز را تمام بخواند و همچنين است اگر خود سفر حرام باشد مثل آن كه زن بدون اجازه شوهر و فرزند با نهى پدر و مادر كه باعث ايذاء در معاشرت باشد، سفرى بروند كه بر آنان واجب نباشد، ولى اگر مثل سفر حج واجب باشد، بايد نماز را شكسته بخوانند.


مسأله 1304 ) در سفرى كه ضرر عقلائى داشته باشد، بنابراحتياط واجب نمازها را بين تمام و شكسته جمع نمايد.


مسأله 1305 ) كسى كه سفر او حرام نيست و براى كار حرام هم سفر نمى‏كند، اگرچه در سفر، معصيتى انجام دهد، مثلاً غيبت كند يا شراب بخورد، بايد نماز را شكسته بخواند.


مسأله 1306 ) اگر مخصوصاً براى آن كه كار واجبى را ترك كند، مسافرت نمايد نمازش تمام است پس كسى كه بدهكار است، اگر بتواند بدهى خود را بدهد و طلبكار هم مطالبه كند، چنانچه در سفر نتواند بدهى خود را بدهد و مخصوصاً براى فرار از دادن قرض مسافرت نمايد، بايد نماز را تمام بخواند ولى اگر مخصوصاً براى ترك واجب مسافرت نكند، بايد نماز را شكسته بخواند و احتياط مستحب آن است كه هم شكسته و هم تمام بخواند.


مسأله 1307 ) اگر سفر او حرام نباشد ولى حيوان سوارى يا مركب ديگرى كه سوار است، غصبى باشد يا در زمين غصبى مسافرت كند، بايد نماز را شكسته بخواند.


مسأله 1308 ) كسى كه با ظالم مسافرت مى‏كند، اگر ناچار نباشد و مسافرت او كمك به ظالم باشد، بايد نماز را تمام بخواند و اگر ناچار باشد يا مثلاً براى نجات دادن مظلومى با او مسافرت كند، نمازش شكسته است.


مسأله 1309 ) اگر به قصد تفريح و گردش مسافرت كند، حرام نيست و بايد نماز را شكسته بخواند.


مسأله 1310 ) اگر براى لهو و خوش‏گذرانى به شكار رود، نمازش تمام است و چنانچه براى تهيه معاش به شكار رود، نمازش شكسته است و اگر براى كسب و زياد كردن مال برود، بايد نماز را شكسته بخواند و روزه نگيرد.


مسأله 1311 ) كسى كه براى معصيت سفركرده، موقعى كه از سفر برمى‏گردد اگر توبه كرده، بايد نماز را شكسته بخواند و اگر توبه نكرده در صورتى كه برگشتن به تنهائى هشت فرسخ باشد بايد نماز را شكسته بخواند و احتياط مستحب آن است كه هم شكسته و هم تمام بخواند.


مسأله 1312 ) كسى كه سفر او سفر معصيت است، اگر در بين راه از قصد معصيت برگردد، چنانچه باقيمانده راه هشت فرسخ باشد، يا مى‏خواهد به جائى برود كه به ضميمه برگشت هشت فرسخ مى‏باشد، بايد نماز را شكسته بخواند.


مسأله 1313 ) كسى كه براى معصيت سفر نكرده، اگر در بين راه قصد كند كه بقيه راه را براى معصيت برود، بايد نماز را تمام بخواند ولى نمازهائى را كه شكسته خوانده، در صورتى كه مقدار راهى كه رفته هشت فرسخ بوده، صحيح است و الاّ احتياط واجب آن است كه آن نمازها را تماماً اعاده نمايد.


شرط ششم

آن كه از صحرانشينهائى نباشد كه خانه ندارند و در بيابانها گردش مى‏كنند و هرجا آب و خوراك براى خود و حشمشان پيدا كنند، مى‏مانند و بعد از چندى به جاى ديگر مى‏روند و صحرانشينها در اين مسافرتها بايد نماز را تمام بخوانند.


مسأله 1314 ) اگر يكى از صحرانشينها براى پيدا كردن منزل و چراگاه حيواناتشان سفر كند، چنانچه خيمه و لوازم زندگيشان همراه او نباشد و سفر او هشت فرسخ باشد، بايد نماز را شكسته بخواند.


مسأله 1315 ) اگر صحرانشين براى زيارت يا حج يا تجارت و مانند اينها مسافرت كند در صورتى كه خيمه و اثاثيه زندگيشان همراهش نباشد، بايد نماز را شكسته بخواند.


شرط هفتم

آن كه بسيار مسافرت نكند (=كثيرالسفر نباشد) بنابراين كسى كه شغل او مسافرت است، مانند شتردار و راننده و چوبدار و كشتيبان و مانند اينها، بايد نماز را تمام بخوانند و همچنين كسى كه شغل او مسافرت نباشد ولى به جهتى مثلاً براى زيارت، مى‏بايد بسيار مسافرت كند.


مسأله 1316 ) كسى كه شغلش مسافرت است اگر براى كار ديگرى، مثلاً براى زيارت يا حج مسافرت كند واجب است نمازش را تمام بخواند.


مسأله 1317 ) حمله‏ دار يعنى كسى كه براى رساندن حاجيها به مكه مسافرت مى‏كند، چنانچه شغلش مسافرت باشد، بايد نماز را تمام بخواند و اگر شغلش مسافرت نباشد و فقط در ايّام حج براى حمله‏دارى سفر مى‏كند، بايد نمازش را شكسته بخواند.


مسأله 1318 ) كثيرالسفر در سفر اول نمازش را بايد شكسته بخواند ولى در سفر دوم تمام بخواند.


مسأله 1319 ) كسى كه فقط در مقدارى از سال شغلش مسافرت است، مانند راننده‏اى كه فقط در تابستان يا زمستان مسافران را جابه‏جا مى‏كند، بايد در آن سفر نماز را تمام بخواند و احتياط مستحب آن است كه شكسته نيز بخواند ولى اگر مدت سفر او كم باشد، به‏قدرى كه عرفاً به او كثيرالسفر نگويند مانند كسى كه سالى يك ماه مسافر جابه جا مى‏كند بايد نماز را شكسته بخواند.


مسأله 1320 ) راننده و دوره‏گردى كه در دو سه فرسخى شهر رفت و آمد مى‏كند چنانچه اتفاقاً سفر هشت فرسخى برود، بايد نماز را شكسته بخواند.


مسأله 1321 ) كسى كه زياد مسافرت مى‏كند اگر ده روز يا بيشتر در وطن خود بماند چه از اول قصد ماندن ده روز را داشته باشد، چه بدون قصد بماند، بايد در سفر اولى كه بعد از ده روز مى‏رود، نماز را شكسته بخواند و در سفر دوم تمام خواندن نماز كفايت مى‏كند.


مسأله 1322 ) كسى كه زياد مسافرت مى‏كند اگر در غير وطن خود ده روز بماند چنانچه از اول قصد ماندن ده روز را داشته، در سفر اولى كه بعد از ده روز مى‏رود، بايد نماز را شكسته بخواند و در سفر دوم تمام كفايت مى‏كند و اگر از اول قصد ماندن ده روز را نداشته، احتياط واجب آن است كه در سفر اول هم شكسته و هم تمام بخواند.


مسأله 1323 ) كسى كه زياد مسافرت مى‏كند اگر شك كند كه در وطن خود يا جاى ديگر ده روز مانده يا نه، بايد نماز را تمام بخواند.


مسأله 1324 ) كسى كه در شهرها سياحت مى‏كند و براى خود وطنى اختيار نكرده، بايد نماز را تمام بخواند.


مسأله 1325 ) كسى كه زياد مسافرت نمى‏كند، اگر مثلاً در شهرى يا در دهى جنسى دارد كه براى حمل آن مسافرتهاى پى‏درپى مى‏كند، بايد نماز را شكسته بخواند.


مسأله 1326 ) كسى كه از وطنش صرفنظر كرده و مى‏خواهد وطن ديگرى براى خود اختيار كند، اگر كثيرالسفر نباشد، بايد در مسافرت نماز را شكسته بخواند.


شرط هشتم

آن است كه به «حدّ ترخّص» برسد. يعنى از وطن به اندازه‏اى دور شود كه صداى اذان شهر را نشنود و مردم شهر او را نبينند، اما ديدن و نديدن ديوارهاى شهر اثرى ندارد، ولى بايد در هوا گرد و غُبار يا مه يا چيز ديگرى كه مانع ديدن است يا سر و صدايى كه مانع شنيدن است، وجود نداشته باشد.


مسأله 1327 ) اگر يكى از اين دو علامت حاصل شود، كافى است، به شرط اين كه يقين به نبودن ديگرى نداشته باشد، و الاّ احتياط جمع ميان نماز شكسته و تمام است و همچنين است معيار حد ترخّص موقع برگشتن به وطن خود.


مسأله 1328 ) اگر بخواهد از جائى كه ده روز در آنجا مى‏ماند مسافرت كند، اعتبار حد ترخص در اين صورت معلوم نيست و احتياط واجب است كه قبل از رسيدن به حد ترخص اگر نماز بخواند، هم تمام بخواند و هم شكسته.


مسأله 1329 ) مسافرى كه به وطنش برمى‏گردد وقتى كه اهل شهر او را ببيند و صداى اذان آن را بشنود، بايد نماز را تمام بخواند. ولى مسافرى كه مى‏خواهد ده روز در جائى بماند وقتى كه اهل شهر او را ببينند و صداى اذان شهر را بشنود، احتياط واجب آن است كه نمازش را به تأخير بيندازد تا به منزل برسد و اگر بخواهد همانجا نماز بخواند، بايد نماز را هم شكسته و هم تمام بخواند.


مسأله 1330 ) معيار در شهرها، شهرهاى معمولى است و اگر شهرى زياد در گودى يا در بلندى قرار گرفته باشد بايد مطابق شهرهاى معمولى با آن رفتار كرد يعنى ببينيم چه اندازه مسافت سبب مى‏شود كه در شهرهاى معمولى انسان صداى اذان شهر را نشنود و اهالى شهر او را نبينند.


مسأله 1331 ) اگر به قدرى دور شود كه نداند صدائى را كه مى‏شنود صداى اذان است يا صداى ديگر بايد نماز را شكسته بخواند. ولى اگر بفهمد اذان مى‏گويند و كلمات آن را تشخيص ندهد، بايد تمام بخواند.


مسأله 1332 ) اگر به قدرى دور شود كه اذان خانه‏ها را نشنود ولى اذان شهر را كه معمولاً در جاى بلند مى‏گويند بشنود، نبايد نماز را شكسته بخواند.


مسأله 1333 ) اگر به جائى برسد كه اذان شهر را كه معمولاً در جاى بلند مى‏گويند، نشنود ولى اذانى را كه در جاى خيلى بلند كه خارج از حد متعارف و معمول باشد مى‏گويند، بشنود بايد نماز را شكسته بخواند.


مسأله 1334 ) اگر چشم يا گوش بيننده يا صداى اذان غير معمولى باشد، در جائى بايد نماز را شكسته بخواند كه چشم متوسط او را نبيند و گوش متوسط صداى اذان معمولى را نشنود.


مسأله 1335 ) اگر موقعى كه سفر مى‏رود شك كند كه به حد ترخص رسيده يا نه، بايد نماز را تمام بخواند و در موقع برگشتن، اگر شك كند كه به حد ترخص رسيده يا نه، بايد شكسته بخواند.


مسأله 1336 ) مسافرى كه در سفر از وطن خود عبور مى‏كند وقتى كه به حد ترخص برسد، بايد نمازش را تمام بخواند.


مسأله 1337 ) مسافرى كه در بين مسافرت به وطنش رسيده، تا وقتى در آنجا هست بايد نماز را تمام بخواند ولى اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود، يا چهار فرسخ برود و پيش از ده روز برگردد وقتى به حد ترخص برسد، بايد نماز را شكسته بخواند.


مسأله 1338 ) جائى را كه انسان براى اقامت و زندگى خود اختيار كرده وطن اوست، چه در آنجا به دنيا آمده و وطن پدر و مادرش باشد، يا خودش آنجا را براى زندگى اختيار كرده باشد.


مسأله 1339 ) اگر قصد دارد در جائى كه وطن اصليش نيست، مدت كوتاهى بماند و بعد به جاى ديگر رود، آنجا وطن او حساب نمى‏شود.


مسأله 1340 ) جائى را كه انسان محلّ زندگى خود قرار داده و مثل كسى كه آنجا وطن دائمى اوست، در آنجا زندگى مى‏كند كه اگر مسافرتى براى او پيش آيد، دوباره به همان‏جا برمى‏گردد اگرچه قصد نداشته باشد كه هميشه در آنجا بماند، وطن او محسوب مى‏شود و كسانى كه مانند اكثر طلاّب حوزه‏هاى علميه و دانشجويان، مدتى مثلاً به تحصيل در جائى كه وطن آنها نيست، اشتغال دارند و در آنجا عرفاً مسافر خوانده نمى‏شوند، در زمان تحصيل -مثلاً- آنجا در حكم وطن آنها مى‏باشد.


مسأله 1341 ) كسى كه در دو محل زندگى مى‏كند، مثلاً شش ماه در شهرى و شش ماه در شهر ديگر مى‏ماند، هر دو وطن اوست و نيز اگر بيشتر از دو محل را براى زندگى خود اختيار كرده باشد، همه آنها وطن او حساب مى‏شود.


مسأله 1342 ) كسى كه مالك منزل مسكونى است اگر موقعى كه آن ملك را دارد، شش ماه در آنجا به قصد وطن مانده باشد پس از آن، از آن محل صرف نظر نمايد هر وقت به آنجا برسد بايد بنابراحتياط نماز را هم تمام و هم شكسته بخواند.


مسأله 1343 ) اگر به جائى برسد كه وطن او بوده و از آنجا صرف نظر كرده، نبايد نماز را تمام بخواند، اگرچه وطن ديگرى هم براى خود اختيار نكرده باشد.


مسأله 1344 ) مسافرى كه قصد دارد، ده روز پشت‏سرهم در جائى بماند، يا مى‏داند كه بدون اختيار ده روز در جائى مى‏ماند، در آن محل بايد نماز را تمام بخواند.


مسأله 1345 ) مسافرى كه مى‏خواهد ده روز در جائى بماند، لازم نيست قصد ماندن شب اول يا شب يازدهم را داشته باشد و همين كه قصد كند از اول آفتاب روز اول تا غروب روز دهم بماند، بايد نماز را تمام بخواند، اگر مثلاً قصدش اين باشد كه از ظهر روز اول تا ظهر روز يازدهم بماند، بايد نماز را نيز تمام بخواند.


مسأله 1346 ) مسافرى كه مى‏خواهد ده روز در محلى بماند، در صورتى بايد نماز را تمام بخواند كه بخواهد تمام ده روز در يك‏جا بماند، پس اگر بخواهد مثلاً ده روز در نجف و كوفه يا در قم و جمكران بماند، بايد نماز را شكسته بخواند و معيار آن است كه در عرف دو محل محسوب شوند، هرچند به‏قدرى به يكديگر نزديك باشند كه به مقدار حد ترخص نيز فاصله نباشد يا به هم چسبيده باشند.


مسأله 1347 ) مسافرى كه مى‏خواهد ده روز در محلى بماند اگر از اول قصد داشته باشد كه در بين ده روز به اطراف آنجا برود چنانچه جائى كه مى‏خواهد برود كمتر از مسافت شرعى باشد و زمان رفتن و برگشتن كمتر از نصف روز باشد، اين مقدار ضرر به قصد ماندن ده روز در آنجا نمى‏رساند و نمازش تمام است و اگر بخواهد بيشتر بماند، احتياط در آن است كه هم شكسته و هم تمام بخواند و اگر جائى كه مى‏خواهد برود به مقدار مسافت شرعى باشد، نماز را شكسته بخواند.


مسأله 1348 ) مسافرى كه تصميم ندارد ده روز در جائى بماند مثلاً قصدش اين است كه اگر رفيقش بيايد، يا منزل خوبى پيداكند، ده روز بماند، بايد نماز را شكسته بخواند.


مسأله 1349 ) كسى كه تصميم دارد ده روز در جائى بماند، اگرچه احتمال بدهد كه براى ماندن او مانعى برسد، بايد نماز را تمام بخواند.


مسأله 1350 ) اگر مسافر بداند كه مثلاً ده روز يا بيشتر به آخر ماه مانده و قصد كند كه تا آخر ماه در جائى بماند، بايد نماز را تمام بخواند، ولى اگر نداند تا آخر ماه چقدر مانده و قصد كند كه تا آخر ماه بماند بايد نماز را شكسته بخواند، و اگر فى‏الجمله قصد ماندن ده روز از او پيدا شده است، بايد نماز را تمام بخواند.


مسأله 1351 ) اگر مسافر قصد كند ده روز در جائى بماند، چنانچه پيش از خواندن يك نماز چهار ركعتى از ماندن منصرف شود، يا مردد شود كه درآنجا بماند يا به جاى ديگر برود، بايد نماز را شكسته بخواند و اگر بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى از ماندن منصرف شود، يا مردد شود، تا وقتى در آنجا هست، بايد نماز را تمام بخواند.


مسأله 1352 ) مسافرى كه قصد كرده ده روز در جائى بماند، اگر روزه بگيرد و بعد از ظهر از ماندن در آنجا منصرف شود، چنانچه يك نماز چهار ركعتى خوانده باشد، روزه‏اش صحيح است و تا وقتى در آنجا هست، بايد نمازهاى خود را تمام بخواند و اگر يك نماز چهار ركعتى نخوانده باشد، روزه آن روزش صحيح است اما نمازهاى خود را بايد شكسته بخواند و روزهاى بعد هم نمى‏تواند روزه بگيرد.


مسأله 1353 ) مسافرى كه قصدكرده ده روز در محلى بماند، اگر از ماندن منصرف شود يا در ماندن مردّد شود، و شك كند كه پيش از آن نماز چهار ركعتى ادائى خوانده است يا نه، چنانچه پس از قصد اقامه وقت بجا آوردن نماز چهار ركعتى گذشته باشد، بايد نمازهاى بعدى را تمام بخواند، ولى چنانچه قبل از گذشتن وقت نماز چهار ركعتى شك كند كه آيا نماز چهار ركعتى خوانده يا نه، بايد آن نماز و نمازهاى بعد را شكسته بخواند.


مسأله 1354 ) اگر مسافر به نيت اين كه نماز را شكسته بخواند، مشغول نماز شود و در بين نماز تصميم بگيرد كه ده روز يا بيشتر بماند، بايد نماز را چهار ركعتى تمام نمايد.


مسأله 1355 ) مسافرى كه قصد كرده ده روز در جائى بماند، اگر در بين نماز چهار ركعتى از قصد خود برگردد، چنانچه مشغول ركعت سوم نشده، بايد نماز را دو ركعتى تمام نمايد و بقيه نمازهاى خود را شكسته بخواند و اگر مشغول ركعت سوم شده و به ركوع نرفته بايد بنشيند و تشهد و سلام را بگويد و نمازش صحيح است و تا وقتى در آنجا هست، بايد نماز را شكسته بخواند و اگر به ركوع ركعت سوم رفته بهتر است نماز را چهار ركعتى تمام كند و دوباره شكسته بخواند و تا در آنجا هست نمازهايش را شكسته بجا آورد.


مسأله 1356 ) مسافرى كه قصد كرده ده روز در جائى بماند، اگر بيشتر از ده روز در آنجا بماند، تا وقتى مسافرت نكرده، بايد نمازش را تمام بخواند و لازم نيست دوباره قصد ماندن ده روز كند.


مسأله 1357 ) مسافرى كه قصد كرده ده روز در جائى بماند، بايد روزه واجب را بگيرد و مى‏تواند روزه مستحبى را هم بجا آورد و نماز جمعه و نافله ظهر و عصر و عشاء را هم بخواند.


مسأله 1358 ) مسافرى كه قصد كرده ده روز در محلّى بماند، اگر بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى ادائى، يا بعد از ماندن ده روز -اگرچه يك نماز تمام هم نخوانده باشد- بخواهد به جائى كه كمتر از مسافت شرعى است برود و برگردد، و دوباره در جاى اول خود ده روز يا كمتر يا بيشتر بماند، از وقتى كه مى‏رود تا وقتى كه برمى‏گردد و بعد از برگشتن، بايد نماز را تمام بخواند. ولى اگر برگشتن به محلّ اقامتش فقط از اين جهت باشد كه در مسير سفرش واقع شده است و رفت و برگشت او مجموعاً هشت فرسخ باشد، لازم است در حال رفتن بعد از گذشتن از حد ترخّص و در مقصد و در بازگشت و در جائى كه قبلاً قصد اقامه كرده بود، نمازش را شكسته بخواند.


مسأله 1359 ) مسافرى كه قصد كرده ده روز در محلى بماند، اگر بعد از يك نماز چهار ركعتى ادائى، يا بعد از ماندن ده روز بخواهد به جاى ديگرى برود كه كمتر از مسافت شرعى است در تمام مدت سفر بايد نماز خود را تمام بخواند، خواه قصد ماندن ده روز در مقصد يا در بين راه را داشته باشد يا نه و اگر محلى كه مى‏خواهد برود هشت فرسخ يا بيشتر باشد، در طول راه و در مقصد نمازش شكسته است. مگر آن كه بخواهد ده روز در مقصد بماند كه بايد نماز را در موقع رفتن شكسته و در مقصد تمام بخواند.


مسأله 1360 ) مسافرى كه قصد كرده ده روز در جائى بماند اگر بعد از ماندن ده روز يا پيش از تمام شدن آن بخواهد به جائى كه كمتر از چهار فرسخ است برود، چنانچه مردد باشد كه به محل اولش برگردد يا نه، يا به كلى از برگشتن به آنجا غافل باشد يا بخواهد بعد از يك روز يا چند روز برگردد ولى مردد باشد كه ده روز در آنجا بماند يا نه، يا آن كه از ده روز ماندن در آنجا غافل باشد، بايد از وقتى كه مى‏رود تا برمى‏گردد و بعد از برگشتن نمازهاى خود را تمام بخواند.


مسأله 1361 ) اگر به خيال اين كه رفقايش مى‏خواهند ده روز در جائى بمانند قصد كند كه ده روز در آنجا بماند و بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى بفهمد كه آنها قصد نكرده‏اند، اگرچه خودش هم از ماندن منصرف شود، تا مدتى كه در آنجا هست، بايد نماز را تمام بخواند.


مسأله 1362 ) اگر مسافر بعد از رسيدن به هشت فرسخ سى روز در جائى بماند و در تمام سى روز در رفتن و ماندن يا ماندن و برگشتن مردد باشد، بعد ازگذشتن سى روز اگرچه به مقدار يك نماز در آنجا بماند، بايد نماز را تمام بخواند. ولى اگر پيش از رسيدن به هشت فرسخ در رفتن بقيه راه مردد باشد، از وقتى كه مردد مى‏شود، بايد نماز را تمام بخواند.


مسأله 1363 ) مسافرى كه مى‏خواهد نه روز يا كمتر در جائى بماند اگر بعد از آن كه نه روز يا كمتر در آنجا ماند، بخواهد دوباره نه روز ديگر يا كمتر بماند و همين‏طور تا سى روز، روز سى و يكم بايد نماز را تمام بخواند.


مسأله 1364 ) مسافرى كه سى روز مردد بوده، در صورتى بايد نماز را تمام بخواند كه سى روز را در يكجا بماند، پس اگر مقدارى از آن را در جائى و مقدارى را در جاى ديگر بماند، بعد از سى روز هم بايد نماز را شكسته بخواند.


 

مسائل متفرّقه نماز مسافر

مسأله 1365 ) مسافر مى‏تواند در مسجدالحرام و مسجد پيغمبر صل الله علیه و آله، بلكه در تمام شهر قديم مكه و مدينه و مسجد كوفه نمازش را تمام بخواند و نيز مسافر مى‏تواند در حرم حضرت سيدالشهداء علیه السلام نماز را به شعاع تقریباً دو و نیم متر، تمام بخواند.


مسأله 1366 ) كسى كه مى‏داند مسافر است و بايد نماز را شكسته بخواند، اگر در غير چهار مكانى كه در مسأله پيش گفته شد عمداً تمام بخواند، نمازش باطل است.


مسأله 1367 ) كسى كه مى‏داند مسافر است و بايد نماز را شكسته بخواند، اگر فراموش كند كه بايد نماز را شكسته بخواند و تمام بخواند، بنابر احتياط نمازش باطل است.


مسأله 1368 ) مسافرى كه نمى‏داند بايد نماز را شكسته بخواند اگر تمام بخواند، نمازش صحيح است.


مسأله 1369 ) مسافرى كه مى‏داند بايد نماز را شكسته بخواند اگر بعضى از خصوصيات آن را نداند، مثلاً نداند كه در سفر هشت فرسخى بايد شكسته بخواند، چنانچه تمام بخواند و در وقت بفهمد بايد اعاده نمايد و چنانچه اعاده نكرد، قضاء نمايد و اگر در خارج وقت بفهمد قضا کند.


مسأله 1370 ) مسافرى كه مى‏داند بايد نماز را شكسته بخواند، اگر به گمان اين كه مقصد معيّن او كمتر از هشت فرسخ است تمام بخواند، وقتى بفهمد كه سفرش هشت فرسخ بوده، نمازى را كه تمام خوانده بايد دوباره شكسته بخواند و اگر وقت گذشته، قضا نمايد.


مسأله 1371 ) اگر فراموش كند كه مسافر است و نماز را تمام بخواند، چنانچه در وقت يادش بيايد، بايد شكسته بجا آورد و اگر بعد از وقت يادش بيايد، قضاى آن نماز بر او واجب نيست.


مسأله 1372 ) كسى كه بايد نماز را تمام بخواند، اگر شكسته بجا آورد در هر صورت نمازش باطل است.


مسأله 1373 ) اگر مشغول نماز چهار ركعتى شود و در بين نماز يادش بيايد كه مسافر است، يا ملتفت شود كه سفر او هشت فرسخ است، چنانچه به ركوع ركعت سوم نرفته، بايد نماز را دو ركعتى تمام كند و اگر به ركوع ركعت سوم رفته نمازش باطل است و در صورتى كه به مقدار خواندن يك ركعت هم وقت داشته باشد، بايد نماز را شكسته بخواند.


مسأله 1374 ) اگر مسافر بعضى از خصوصيات نماز مسافر را نداند، مثلاً نداند كه اگر چهار فرسخ برود و قبل از توقف ده روز برگردد بايد شكسته بخواند چنانچه به نيت نماز چهار ركعتى مشغول نماز شود، و پيش از ركوع ركعت سوم مسأله را بفهمد بايد نماز را دو ركعتى تمام كند و اگر در ركوع ملتفت شود نمازش باطل است و در صورتى كه به مقدار يك ركعت از وقت هم مانده باشد، بايد نماز را از سر شكسته بخواند.


مسأله 1375 ) مسافرى كه بايد نماز را تمام بخواند اگر به واسطه ندانستن مسأله به نيت نماز دو ركعتى مشغول نماز شود و در بين نماز مسأله را بفهمد، بايد نماز را چهار ركعتى تمام كند و احتياط مستحب آن است كه بعد از تمام شدن نماز دوباره آن نماز را چهار ركعتى بخواند.


مسأله 1376 ) مسافرى كه نماز نخوانده، اگر پيش از تمام شدن وقت به وطنش برسد، يا به جائى برسد كه مى‏خواهد ده روز در آنجا بماند، بايد نماز را تمام بخواند و كسى كه مسافر نيست، اگر در اول وقت نماز نخواند و مسافرت كند، در سفر بايد نماز را شكسته بخواند.


مسأله 1377 ) اگر از مسافرى كه بايد نماز را شكسته بخواند نماز ظهر يا عصر يا عشا قضا شود، بايد آن را دو ركعتى قضا نمايد اگرچه اول وقت به قدر اداى نماز حاضر بوده و اگرچه در غير سفر بخواهد قضاى آن را بجا آورد و اگر از كسى كه مسافر نيست يكى از اين سه نماز قضا شود، بايد چهار ركعتى قضا نمايد اگرچه در سفر بخواهد آن را قضا نمايد.


مسأله 1378 ) مستحب است مسافر بعد از هر نماز سى مرتبه بگويد: سبحان‏ الله والحمد لله و لا اله الا الله والله اكبر و در تعقيب نماز ظهر و عصر و عشا بيشتر سفارش شده است، بلكه بهتر است در تعقيب اين سه نماز شصت مرتبه بگويد.


نماز قضا

مسأله 1379 ) كسى كه نماز واجب خود را در وقت آن نخوانده بايد قضاى آن را بجا آورد، اگرچه در تمام وقت نماز خواب مانده يا مست باشد و كسانى كه در تمام وقت بيهوش و ديوانه بوده‏اند، قضا بر آنها لازم نيست ولى چنانچه كارى كند كه در تمام وقت بيهوش شود، مثل اين كه به جهت عمل جراحى خود را در اختيار پزشك قرار دهد، بنابراحتياط واجب قضاى نماز را بجا آورد ولى نمازهاى يوميه‏اى را كه زن در حال حيض يا نفاس نخوانده، قضا ندارد.


مسأله 1380 ) اگر بعد از وقت نماز بفهمد نمازى را كه خوانده باطل بوده بايد قضاى آن را بخواند.


مسأله 1381 ) كسى كه نماز قضا دارد، بايد در خواندن آن كوتاهى نكند ولى واجب نيست فوراً آن را بجا آورد.


مسأله 1382 ) كسى كه نماز قضا دارد مى‏تواند نماز مستحبى بخواند.


مسأله 1383 ) اگر انسان احتمال دهد كه نماز قضائى دارد يا نمازهائى را كه خوانده صحيح نبوده، مستحب است احتياطاً قضاى آنها را بجا آورد.


مسأله 1384 ) قضاى نمازهاى يوميه بايد به ترتيب خوانده شود مثلاً كسى كه يك روز نماز عصر و روز بعد نماز ظهر را نخوانده، بايد اول نماز عصر و بعد از آن نماز ظهر را قضا نمايد، و اگر در يك روز نماز صبح و ظهر از او فوت شده باشد، بايد نماز صبح را پيش از نماز ظهر بخواند.


مسأله 1385 ) اگر بخواهد قضاى چند نماز غير يوميه مانند نماز آيات را بخواند يا مثلاً بخواهد قضاى يك نماز يوميه و چند نماز غير يوميه را بخواند، لازم نيست آنها را به ترتيب بجا آورد.


مسأله 1386 ) اگر ترتيب نمازهائى را كه نخوانده نداند، ترتيب در اين صورت ساقط است مگر در نمازهائى كه در اداء آنها ترتيب لازم مى‏باشد مانند نماز ظهر و عصر از يك روز ولى اگر مثلاً قضاى يك نماز ظهر و يك نماز مغرب بر او واجب است و نمى‏داند كدام اوّل قضا شده، مخيّر است هركدام را بخواهد اول بجا آورد.


مسأله 1387 ) اگر نماز ظهر يك روز و نماز عصر يك روز ديگر يا دو نماز ظهر يا دو نماز عصر يا ظهر و عشاء يا عصر و عشاء كه ركعات آنها يكسان است، از او قضا شده و نمى‏داند كدام اول قضا شده است، ترتيب واجب نيست و هر يك را اول بخواند، كافى است و احتياط مستحب آن است كه به ترتيب بخواند پس چنانچه دو نماز چهار ركعتى بخواند به نيت اين كه اولى قضاى نماز روز اول و دومى قضاى نماز روز دوم باشد، كافيست و ترتيب مراعات شده است اگر هر دو اخفائيه باشد.


مسأله 1388 ) اگر يك نماز ظهر و يك نماز عشا يا يك نماز عصر و يك نماز عشا از او قضا شود، و نداند كدام اول قضا شده است، بهتر آن است كه طورى آنها را بخواند كه يقين كند به ترتيب بجا آورده است، مثلاً اگر يك نماز ظهر و يك نماز عشا از او قضا شده و اولى آنها را نمى‏داند، اول يك نماز ظهر بعد از آن يك نماز عشا، دوباره يك نماز ظهر بخواند، يا اول يك نماز عشا بعد يك نماز ظهر، دوباره يك نماز عشا بخواند.


مسأله 1389 ) كسى كه مى‏داند يك نماز چهار ركعتى نخوانده ولى نمى‏داند نماز ظهر است يا نماز عصر، اگر يك نماز چهار ركعتى به نيّت قضاى نمازى كه نخوانده بجا آورد، كافيست.


مسأله 1390 ) كسى كه پنج نماز پشت‏سرهم از او قضا شده و نمى‏داند اولى آنها كدام است احتياط مستحب آن است كه نُه نماز به ترتيب بخواند مثلاً از نماز صبح شروع كند و بعد از آن كه ظهر و عصر و مغرب و عشا را خواند دو مرتبه نماز صبح و ظهر و عصر و مغرب را بخواند و اگر شش نماز پشت‏سرهم از او قضا شده و اولى آنها را نمى‏داند، ده نماز به ترتيب قضا كند و همين‏طور براى هر يك نمازى كه به نمازهاى قضاى او اضافه مى‏شود، در صورتى كه پشت‏سرهم قضا شده باشد، يك نماز بر مقدارى كه گفته شد، اضافه نمايد مثلاً اگر هفت نماز از او قضا شده و اولى آنها را نمى‏داند يازده نماز به ترتيب بجا آورد و در تمام اين صُورتها همين نمازهاى فوت شده را قضا بكند كافيست.


مسأله 1391 ) كسى كه مى‏داند نمازهاى پنجگانه او هر كدام از يك روز قضا شده و ترتيب آنها را نمى‏داند پنج نماز بخواند، كافيست و بنابراحتياط مستحب پنج شبانه‏روز نماز بخواند تا ترتيب بين آنها مراعات شود و اگر شش نماز از شش روز از او قضا شده شش شبانه‏روز نماز بخواند و همچنين براى هر نمازى كه به نمازهاى قضاى او اضافه شود، يك شبانه‏روز بيشتر بخواند تا يقين كند به ترتيبى كه قضا شده، بجا آورده است. مثلاً اگر هفت نماز را هفت روز نخوانده باشد، هفت شبانه‏روز قضا نمايد.


مسأله 1392 ) كسى كه مثلاً چند نماز صبح يا چند نماز ظهر از او قضا شده و شماره آنها را نمى‏داند، مثلاً نمى‏داند كه سه يا چهار يا پنج نماز بوده، چنانچه مقدار كمتر را بخواند كافيست. ولى اگر شماره آنها را مى‏دانسته و فراموش كرده، بنابراحتياط مستحب بايد به قدرى نماز بخواند كه يقين كند تمام آنها را خوانده است. مثلاً اگر فراموش كرده كه چند نماز صبح از او قضا شده است، و يقين دارد كه بيشتر از ده تا نبوده، به‏طور احتياط مستحب ده نماز صبح بخواند.


مسأله 1393 ) كسى كه فقط يك نماز قضا از روزهاى پيش دارد، بنابراحتياط مستحب اگر ممكن است بايد اول آن را بخواند بعد مشغول نماز آن روز شود و اگر از روزهاى پيش نماز قضا ندارد، ولى يك نماز يا بيشتر از همان روز از او قضا شده است در صورتى كه ممكن باشد، بنابراحتياط مستحب بايد نماز قضاى آن روز را پيش از نماز ادا بخواند.


مسأله 1394 ) اگر در بين نماز يادش بيايد كه يك نماز يا بيشتر از همان روز از او قضا شده، چنانچه وقت وسعت دارد و ممكن است نيت را به نماز قضا برگرداند، بنابراحتياط بايد نيت نماز قضا كند، مثلاً اگر در نماز ظهر پيش از تمام شدن ركعت دوم يادش بيايد كه نماز صبح آن روز قضا شده در صورتى كه وقت نماز ظهر تنگ نباشد، احتياطاً بايد نيت را به نماز صبح برگرداند و آن را دو ركعتى تمام كند بعد نماز ظهر را بخواند، ولى اگر وقت تنگ است يا نمى‏تواند نيت را به نماز قضا برگرداند، مثلاً در ركوع ركعت سوم نماز ظهر يادش بيايد كه نماز صبح را نخوانده، چون اگر بخواهد نيت نماز صبح كند يك ركوع كه ركن است زياد مى‏شود، نبايد نيت را به قضاى صبح برگرداند.


مسأله 1395 ) اگر از روزهاى گذشته نمازهاى قضا دارد و يك نماز يا بيشتر هم از همان روز از او قضا شده، چنانچه براى قضاى تمام آنها وقت ندارد، يا نمى‏خواهد همه را در آن روز بخواند، بنابر احتياط بايد كه نماز قضاى آن روز را پيش از نماز ادا بخواند.


مسأله 1396 ) تا انسان زنده است اگرچه از خواندن نماز قضاهاى خود عاجز باشد، ديگرى نمى‏تواند نمازهاى او را قضا نمايد.


مسأله 1397 ) نماز قضا را با جماعت مى‏شود خواند، چه نماز امام جماعت ادا باشد يا قضا در صورتى كه نماز قضا بر ذمّه امام قطعى باشد و لازم نيست هر دو يك نماز را بخوانند مثلاً اگر نماز قضاى صبح را با نماز ظهر يا عصر امام بخواند، اشكالى ندارد.


مسأله 1398 ) مستحب است بچه مميّز را يعنى بچه‏اى كه خوب و بد را مى‏فهمد، به نماز خواندن و عبادتهاى ديگر عادت بدهند، بلكه مستحب است او را به قضاى نمازها هم وادار نمايند.


نماز قضاى پدر كه بر پسر بزرگتر واجب است

مسأله 1399 ) نمازى كه پدر به واسطه داشتن عذر ترك نموده (مثل خواب و فراموشى) نه مثل سفر و مرض و نتوانسته قضا كند، بر پسر بزرگتر واجب است بجا آورد يا براى آن اجير بگيرد و نيز روزه‏اى را كه به واسطه عذر مانند مرض نگرفته و پس از برطرف شدن عذر مى‏توانسته است قضاى آن را بگيرد يا روزه‏اى را كه در سفر نگرفته گرچه بعد از سفر نتوانسته باشد عوض آن را بگيرد، بر پسر بزرگتر واجب است، بلكه نماز و روزه‏اى را كه عمداً نگرفته، احتياط مستحب آن است كه پسر بزرگتر بگيرد و قضاى نمازهاى مادر بر پسر واجب نيست، هرچند بهتر است.


مسأله 1400 ) اگر پسر بزرگتر شك دارد كه پدرش نماز و روزه قضا داشته يا نه، چيزى بر او واجب نيست.


مسأله 1401 ) اگر پسر بزرگتر بداند كه پدرش نماز قضا داشته و نداند كه به واسطه عذر ترك شده يا بدون عذر، واجب نيست قضا كند. ولى احتياط مستحب آن است كه قضا نمايد.


مسأله 1402 ) اگر معلوم نباشد كه پسر بزرگتر كدام است، قضاى نماز و روزه پدر بر هيچكدام از پسرها واجب نيست ولى احتياط مستحب آن است كه نماز و روزه پدر را بين خودشان قسمت كنند، يا براى انجام آن قرعه بزنند.


مسأله 1403 ) اگر ميت وصيت كرده باشد كه براى نماز و روزه او اجير بگيرند بعد از آن كه اجير، نماز و روزه او را به‏طور صحيح بجا آورد، بر پسر بزرگتر چيزى واجب نيست.


مسأله 1404 ) اگر پسر بزرگتر بخواهد نماز مادر را بخواند، بايد به تكليف خود عمل كند، مثلاً قضاى نماز صبح و مغرب و عشاء مادرش را بايد بلند بخواند.


مسأله 1405 ) كسى كه خودش نماز و روزه قضا دارد، اگر نماز و روزه پدر هم بر او واجب شود، هركدام را اول بجا آورد، صحيح است.


مسأله 1406 ) اگر پسر بزرگتر موقع مرگ پدر نابالغ يا ديوانه باشد، وقتى كه بالغ يا عاقل گرديد، بايد نماز و روزه پدر را قضا نمايد و چنانچه پيش از بالغ شدن يا عاقل شدن بميرد، بر پسر دوم چيزى واجب نيست.


مسأله 1407 ) اگر پسر بزرگتر پيش از آن كه بتواند نماز و روزه پدر را قضا كند بميرد، بر پسر دوم چيزى واجب نيست.


نماز جماعت

مسأله 1408 ) مستحب است نمازهاى واجب خصوصاً نمازهاى يوميه را به جماعت بخوانند و در نماز صبح و مغرب و عشاء، خصوصاً براى همسايه مسجد و كسى كه صداى اذان مسجد را مى‏شنود بيشتر سفارش شده است.


مسأله 1409 ) در روايات معتبره وارد است كه نماز با جماعت بيست و پنچ درجه افضل از نماز فُرادى است.

در روايتى آمده است كه اگر يك نفر به امام جماعت اقتدا كند، هر ركعت آن ثواب يكصد و پنجاه نماز دارد و اگر دو نفر اقتدا كند، هر ركعت ثواب ششصد نماز و هر قدر عدد نمازگزاران بيشتر شود، ثواب نمازشان بيشتر خواهد شد و اگر عدد آنان از ده نفر بگذرد، اگر تمام آسمانها كاغذ و درياها مركب و درختها قلم و ملائكه و انس و جن نويسنده شوند، نمى‏توانند ثواب يك ركعت آن را بنويسند.


مسأله 1410 ) حاضر نشدن به نماز جماعت از روى بى‏اعتنائى در بعضى از موارد جايز نيست و سزاوار نيست كه انسان بدون عذر نماز جماعت را ترك كند.


مسأله 1411 ) مستحب است كه انسان صبر كند كه نماز را به جماعت بخواند و نماز جماعت از نماز اوّل وقت كه فُرادى (يعنى تنها) خوانده شود، بهتر است و نيز نماز جماعتى را كه مختصر بخوانند از نماز فُرادى كه آن را طول بدهند، بهتر مى‏باشد.


مسأله 1412 ) وقتى كه جماعت برپا مى‏شود، مستحب است كسى كه نمازش را فرادى خوانده، دوباره با جماعت بخواند و اگر بعد بفهمد كه نماز اولش باطل بوده، نماز دوم او كافى است.


مسأله 1413 ) اگر امام يا مأموم بخواهد نمازى را كه با جماعت خوانده، دوباره با جماعت بخواند، چنانچه احتمال فساد آن نماز را ندهد، اشكال دارد. مگر اين كه اماماً اعاده نمايد به شرطى كه در مأمومين كسى باشد كه نماز واجب را نخوانده باشد، اگرچه احتياط در اين صورت هم ترك امامت است.


مسأله 1414 ) كسى كه در نماز به حدى وسواس دارد كه موجب بطلان نمازش مى‏شود و فقط در صورتى كه نماز را با جماعت بخواند، از وسواس راحت مى‏شود، بايد نماز را با جماعت بخواند.


مسأله 1415 ) اگر پدر يا مادر به فرزند خود امر كند كه نماز را به جماعت بخواند، نماز جماعت بر او واجب مى‏شود در صورتى كه مخالفت موجب ايذاء در معاشرت باشد.


مسأله 1416 ) نماز مستحب را نمى‏شود به جماعت خواند مگر نماز استسقاء كه براى آمدن باران مى‏خوانند و نمازى كه واجب بوده و به جهتى مستحب شده است مانند نماز عيد فطر و قربان كه در زمان امام معصوم7 واجب بوده و به واسطه غائب شدن ايشان مستحب مى‏باشد.


مسأله 1417 ) موقعى كه امام جماعت نماز يوميه مى‏خواند، هركدام از نمازهاى يوميه را مى‏شود به او اقتدا كرد، ولى اگر نماز يوميه امام جماعت به عقيده مأموم احتياطى باشد، نمى‏شود به او اقتدا كرد. مگر در برخى صورتهاى خاص، مثل آن كه مأموم و امام احتياط مشابهى داشته باشند، مانند آن كه دو نفر باهم سفر كرده‏اند و احتياطاً مى‏خواهند نماز را هم شكسته و هم تمام بخوانند كه مى‏تواند يكى از آنها نمازِ شكسته خود را به نمازِ شكسته ديگرى و نماز تمام را به نماز تمامِ او اقتدا كند.


مسأله 1418 ) اگر امام جماعت قضاى يوميه خود يا قضاى قطعى كس ديگر را مى‏خواند، مى‏شود به او اقتدا كرد ولى اگر نمازش را احتياطاً قضا مى‏كند، اقتدا به او اشكال دارد.


مسأله 1419 ) اگر انسان نداند نمازى را كه امام مى‏خواند نماز واجب يوميه است يا نماز مستحب، نمى‏تواند به او اقتدا كند.


مسأله 1420 ) اگر امام در محراب باشد و كسى پشت‏سر او اقتدا نكرده باشد، كسانى كه دو طرف محراب ايستاده‏اند و به واسطه ديوار محراب امام را نمى‏بينند نمى‏توانند اقتدا كنند ولى اگر كسى پشت‏سر امام اقتدا كرده باشد، اقتدا كردن كسانى كه دو طرف او ايستاده‏اند و به واسطه ديوار محراب امام را نمى‏بينند اگر صف آنها متصل باشد، اشكال ندارد.


مسأله 1421 ) اگر به واسطه درازى صف اول، كسانى كه دو طرف صف ايستاده‏اند، امام را نبينند مى‏توانند اقتدا كنند و نيز اگر به واسطه درازى يكى از صفهاى ديگر كسانى كه دو طرف آن ايستاده‏اند، صف جلوى خود را نبينند مى‏توانند اقتدا نمايند.


مسأله 1422 ) اگر صف‏هاى جماعت تا درب مسجد برسد كسانى كه در بيرون مسجد در دو طرف درب و كسانى كه مقابل درب پشت صف داخل مسجد ايستاده‏اند يا كسانى كه پشت‏سر آنها اقتدا مى‏كنند، نمازشان صحيح است و هركس در نماز جماعت از جلو يا از طرف راست يا چپ متصل به نماز جماعت باشد، نمازش با جماعت صحيح است.


مسأله 1423 ) كسى كه پشت ستون ايستاده، اگر از طرف راست يا چپ به واسطه مأموم ديگر به امام متّصل نباشد، نمى‏تواند اقتدا كند.


مسأله 1424 ) جاى ايستادن امام بايد از جاى مأموم بلندتر نباشد، ولى اگر مكان امام مقدار خيلى كمى مثلاً چند سانتيمتر بلندتر باشد، اشكال ندارد و نيز اگر زمين سراشيبى باشد و امام در طرفى كه بلندتر است، بايستد در صورتى كه سراشيبى آن زياد نباشد و طورى باشد كه به آن، زمين مسطّح بگويند، مانعى ندارد.


مسأله 1425 ) جاى مأموم هرقدر بلندتر از جاى امام باشد، اشكال ندارد. ولى اگر به قدرى بلند باشد كه نگويند اجتماع كرده‏اند، مانند اين كه سر مناره بلند اقتداء كنند در اين‏صورت خالى از اشكال نيست.


مسأله 1426 ) اگر بين كسانى كه در يك صف ايستاده‏اند بچه مميز يعنى بچه‏اى كه بد و خوب را مى‏فهمد فاصله شود، چنانچه ندانند نماز او باطل است مى‏توانند اقتدا كنند.


مسأله 1427 ) بعد از تكبير امام اگر صف جلو آماده نماز بوده و تكبير گفتن آنان نزديك باشد، كسى كه در صف بعد ايستاده، تكبير گفتن او خالى از اشكال نيست.


مسأله 1428 ) اگر بداند نماز يك صف از صفهاى جلو باطل است، در صفهاى بعد نمى‏تواند اقتدا كند، ولى اگر نداند نماز آنان صحيح است يا نه، مى‏تواند اقتدا نمايد.


مسأله 1429 ) هرگاه بداند نماز امام باطل است مثلاً بداند امام وضو ندارد، اگرچه خود امام ملتفت نباشد، نمى‏تواند به او اقتدا كند، ولى اگر نماز امام برخى از شرائط را دارا نباشد يا با برخى از موانع همراه باشد كه فقدان سهوى آن شرائط يا همراه بودن سهوى آن موانع نماز را باطل نمى‏كند، مى‏توان به او اقتدا كرد، مثل آن كه امام جماعت سهواً از قبله منحرف بوده و مقدار انحرافش به بيش از سمت راست يا سمت چپ قبله نرسيده باشد، يا سهواً با لباس نجس نماز بخواند، همچنين اگر امام برخى از كارهاى نماز را ترك كند، در صورتى كه انجام آن كارها از سوى امام، به جاى مأموم نباشد، بنابراين اگر امام به جهت فراموشى در ركعت سوم و چهارم تسبيحات اربعه را نخواند، يا در ركعت قبل، تمام يا قسمتى از حمد را نخوانده باشد، مى‏تواند در ركعت بعد به او اقتدا كند، ولى در آن ركعتى كه تمام يا قسمتى از حمد را نخوانده، نمى‏تواند به او اقتدا كند، اگرچه در حال ركوع بخواهد اقتدا كند و اگر بعد از اقتدا، امام بعضى از قرائت را فراموش كند بايد نماز خود را فرادى بخواند و خواندن مأموم كافى نيست.


مسأله 1430 ) اگر مأموم بعد از نماز بفهمد كه امام عادل نبوده، يا كافر بوده، يا به جهتى نمازش باطل بوده، مثلاً بى‏وضو نماز خوانده، نمازش صحيح است و ظاهراً جماعت هم صحيح مى‏باشد. بنابراين اگرچه سهواً پيش از امام سر از ركوع بردارد و به جهت تبعيت از امام جماعت، ركوع را زياد كرده باشد، نمازش باطل نمى‏شود، هرچند زيادى سهوى ركوع نيز در نماز فُرادى نماز را باطل مى‏كند.


مسأله 1431 ) اگر در بين نماز جماعت قبل از ركوع، شك كند كه تكبيرةالإحرام را گفته يا نه، بنا را بر اين مى‏گذارد كه نگفته و اگر اطمينان دارد كه تكبيرةالإحرام را گفته و شك كند كه نيت جماعت كرده يا نه، بايد نماز را به نيت فرادى تمام كند، هرچند قبل از نماز بناى بر جماعت خواندن داشته و الان هم مشغول كارى باشد كه مأمومين انجام مى‏دهند. مثلاً به حمد و سوره امام گوش مى‏دهد و اگر در ركوع يا بعد از آن شك كند كه تكبيرةالإحرام را گفته يا نه، يا نيت جماعت كرده يا نه، نماز را به جماعت تمام كرده و صحيح مى‏باشد.


مسأله 1432 ) احتياط مستحب آن است كه در بين نماز جماعت تا ناچار نشود، نيت فرادى نكند. ولى اگر نيت فرادى كرد، اشكالى ندارد، بلكه اگر ازابتداى نماز هم قصد داشته باشد كه در بين نماز نيت فرادى كند، نماز جماعتش اشكالى ندارد.


مسأله 1433 ) اگر مأموم به واسطه عذرى بعد از حمد و سوره امام نيت فرادى كند، لازم نيست حمد و سوره را بخواند. ولى اگر پيش از تمام شدن حمد و سوره نيت فرادى نمايد، بايد مقدارى را كه امام نخوانده بخواند.


مسأله 1434 ) اگر در بين نماز جماعت نيت فرادى نمايد، نمى‏تواند دوباره نيت جماعت كند ولى اگر مردد شود كه نيت فرادى كند يا نه، و بعد تصميم بگيرد كه نماز را با جماعت تمام كند، نمازش صحيح است.


مسأله 1435 ) اگر شك كند كه نيت فرادى كرده يا نه، بايد بنا بگذارد كه نيت فرادى نكرده است.


مسأله 1436 ) اگر موقعى كه امام در ركوع است اقتدا كند و به ركوع امام برسد، اگرچه ذكر امام تمام شده باشد، نمازش صحيح است و يك ركعت حساب مى‏شود اما اگر به مقدار ركوع خم شود و به ركوع امام نرسد، نمازش باطل است.


مسأله 1437 ) اگر موقعى كه امام در ركوع است، اقتدا كند و به مقدار ركوع خم شود و شك كند كه به ركوع امام رسيده يا نه، نمازش باطل است.


مسأله 1438 ) اگر موقعى كه امام در ركوع است اقتدا كند و پيش از آن كه به اندازه ركوع خم شود امام سر از ركوع بردارد، بنابراحتياط واجب بايد نيّت فُرادى نمايد.


مسأله 1439 ) اگر اول نماز يا بين حمد و سوره اقتدا كند و اتّفاقاً پيش از آن كه به ركوع رود امام سر از ركوع بردارد، نماز او صحيح است.


مسأله 1440 ) اگر موقعى برسد كه امام مشغول خواندن تشهد آخر نماز است چنانچه بخواهد به ثواب جماعت برسد، بايد بعد از نيت و گفتن تكبيرةالإحرام بنشيند وتشهد را با امام بخواند ولى سلام را نگويد و صبر كند تا امام سلام نماز را بدهد بعد بايستد و بدون آن كه دوباره نيت كند و تكبير بگويد، حمد و سوره را بخواند و آن ركعت را ركعت اول نماز خود حساب كند.


مسأله 1441 ) مأموم نبايد جلوتر از امام بايستد و بنابراحتياط واجب بايد در وقت ايستادن از امام عقب‏تر باشد، بلكه اگر قد او بلندتر از امام باشد، بنابراحتياط واجب بايد طورى بايستد كه در ركوع و سجود سر و جاى مهر او از امام عقب‏تر باشد.


مسأله 1442 ) در نماز جماعت بايد بين مأموم و امام حائلى -خواه پشت آن ديده شود يا نه- فاصله نباشد و همچنين است بين انسان و مأموم ديگرى كه انسان به واسطه او به امام متصل شده است. ولى اگر امام مرد و مأموم زن باشد، چنانچه بين آن زن و امام يا بين آن زن و مأموم ديگرى كه مرد است و زن به واسطه او به امام متصل شده است، پرده و ديوار و مانند آنها باشد، اشكال ندارد.


مسأله 1443 ) اگر بعد از شروع به نماز بين مأموم و امام، يا بين مأموم و كسى كه مأموم به واسطه او متصل به امام است، پرده يا چيز ديگرى فاصله شود، نماز مأموم خود به خود فُرادى مى‏شود ولو قصد فرادى نكند.


مسأله 1444 ) احتياط واجب آن است كه بين جاى سجده مأموم و جاى ايستادن امام بيشتر از يك قدم بلند (يعنى مقدارى كه ممكن است پاها را از هم جدا گذاشت) فاصله نباشد، و نيز اگر انسان به واسطه مأمومى كه جلوى او ايستاده به امام متصل باشد، بنابراحتياط واجب بايد فاصله جاى سجده‏اش از جاى ايستادن او بيشتر از يك قدم بلند نباشد و احتياط مستحب آن است كه جاى سجده مأموم با جاى كسى كه جلوى او ايستاده هيچ فاصله نداشته باشد.


مسأله 1445 ) اگر مأموم به واسطه كسى كه طرف راست يا چپ او اقتدا كرده، به امام متصل باشد و از جلو به امام متصل نباشد، بنابراحتياط واجب بايد با كسى كه در طرف راست يا چپ او اقتدا كرده، بيشتر از يك قدم بلند فاصله نداشته باشد.


مسأله 1446 ) اگر در نماز، بين مأموم و امام يا بين مأموم و كسى كه مأموم به واسطه او به امام متصل است، بيشتر از يك قدم فاصله پيدا شود، نماز مأموم خود به خود فُرادى مى‏شود.


مسأله 1447 ) اگر نماز همه كسانى كه در صف جلو هستند، تمام شود يا همه نيّت فُرادى نمايند، نماز صف بعد فرادى مى‏شود هرچند صف جلو فوراً براى نماز ديگرى به امام اقتدا كنند.


مسأله 1448 ) اگر در ركعت دوم اقتدا كند، لازم نيست حمد و سوره بخواند. ولى مى‏تواند قنوت و تشهد را با امام بخواند و احتياط واجب آن است كه موقع خواندن تشهد انگشتان دست و سينه پا را به زمين بگذارد و زانوها را بلند كند و بايد بعد از تشهد با امام برخيزد و حمد و سوره را بخواند و اگر براى سوره وقت ندارد و مى‏تواند حمد را تمام كند و در ركوع به امام برسد، بايد حمد را بخواند و در ركوع به امام برسد و اگر براى خواندن حمد وقت ندارد، بنابراحتياط واجب قصد انفراد نمايد.


مسأله 1449 ) اگر موقعى كه امام در ركعت دوم نماز چهار ركعتى است، اقتداء كند، بايد در ركعت دوم نمازش كه ركعت سوم امام است، بعد از دو سجده بنشيند و تشهد را به مقدار واجب بخواند و برخيزد و چنانچه براى گفتن سه مرتبه تسبيحات وقت ندارد، يك مرتبه بگويد و در ركوع يا سجده خود را به امام برساند.


مسأله 1450 ) اگر امام در ركعت سوم يا چهارم باشد و مأموم بداند كه اگر اقتدا كند و حمد را بخواند به ركوع امام نمى‏رسد، بنابراحتياط واجب بايد صبر كند تا امام به ركوع رود، بعد اقتدا نمايد.


مسأله 1451 ) اگر در ركعت سوم يا چهار امام اقتدا كند، بايد حمد و سوره را بخواند و اگر براى سوره وقت ندارد، بايد حمد را تمام كند و در ركوع خود را به امام برساند و اگر نتواند حمد را تنها بخواند، بنابراحتياط قصد انفراد نمايد.


مسأله 1452 ) كسى كه مى‏داند اگر سوره يا قنوت را تمام كند، به ركوع امام نمى‏رسد. چنانچه عمداً سوره يا قنوت را بخواند و به ركوع نرسد، نمازش صحيح است و بايد به وظيفه منفرد عمل نمايد.


مسأله 1453 ) كسى كه اطمينان دارد اگر سوره را شروع كند يا تمام نمايد، به ركوع امام مى‏رسد، همينقدر كه امام به ركوع رفت، مى‏تواند سوره را ترك كند.


مسأله 1454 ) كسى كه يقين دارد اگر سوره را شروع كند يا تمام نمايد به ركوع امام مى‏رسد، چنانچه سوره را بخواند و به ركوع امام نرسد، نمازش صحيح است.


مسأله 1455 ) اگر امام ايستاده باشد و مأموم نداند كه در كدام ركعت است مى‏تواند اقتدا كند. ولى بايد حمد و سوره را به قصد قربت بخواند و اگرچه بعد بفهمد كه امام در ركعت اول يا دوم بوده نمازش صحيح است و لكن در نماز اخفائيه مثل ظهر و عصر بنابراحتياط وجوبى بايد صبر كند و در ركوع امام اقتدا نمايد.


مسأله 1456 ) اگر به خيال اين كه امام در ركعت اول يا دوم است، حمد و سوره نخواند و بعد از ركوع بفهمد كه در ركعت سوم يا چهارم بوده بنابراحتياط نمازش باطل است. ولى اگر پيش از ركوع بفهمد، بايد حمد و سوره را بخواند و اگر وقت ندارد، فقط حمد را بخواند و در ركوع خود را به امام برساند و اگر نمى‏رسد، بنابراحتياط قصد انفراد كند.


مسأله 1457 ) اگر به خيال اين كه امام در ركعت سوم يا چهارم است، حمد و سوره بخواند و پيش از ركوع يا بعد از آن بفهمد كه در ركعت اول يا دوم بوده، نمازش صحيح است و اگر در بين حمد و سوره بفهمد لازم نيست آنها را تمام كند.


مسأله 1458 ) اگر موقعى كه مشغول نماز مستحبى است جماعت برپا شود چنانچه اطمينان ندارد كه اگر نماز را تمام كند به جماعت برسد، مستحب است نماز را رها كند و مشغول نماز جماعت شود. بلكه اگر اطمينان نداشته باشد كه به ركعت اول برسد مستحب است به همين دستور رفتار نمايد.


مسأله 1459 ) اگر موقعى كه مشغول نماز سه ركعتى يا چهار ركعتى است، جماعت برپا شود، چنانچه به ركوع ركعت سوم نرفته و اطمينان ندارد كه اگر نماز را تمام كند به جماعت برسد، مستحب است به نيت نماز مستحبى نماز را دو ركعتى تمام كند و خود را به جماعت برساند.


مسأله 1460 ) اگر نماز امام تمام شود و مأموم مشغول تشهد يا سلام اول باشد، لازم نيست نيت فُرادى كند.


مسأله 1461 ) كسى كه يك ركعت از امام عقب مانده مى‏تواند پس از سجده دوم برخيزد ولى بهتر اين است كه وقتى امام تشهد ركعت آخر را مى‏خواند، انگشتان دست و سينه پا را به زمين بگذارد و زانوها را بلند نگهدارد و صبر كند تا امام سلام نماز را بگويد و بعد برخيزد.


شرائط امام جماعت

مسأله 1462 ) امام جماعت بايد بالغ و عاقل و شيعه دوازده‏امامى و عادل و حلال‏زاده باشد و نماز را به‏طور صحيح بخواند و نيز اگر مأموم مرد است امام او هم بايد مرد باشد، بلكه در غير نماز ميّت احتياط لازم آن است كه زن امامت نكند هرچند مأموم زن باشد و اقتدا كردن بچه مميز كه خوب و بد را مى‏فهمد به بچه مميز ديگر مانعى ندارد.


مسأله 1463 ) امامى را كه عادل مى‏دانسته، اگر شك كند به عدالت خود باقيست يا نه، مى‏تواند به او اقتدا نمايد.


مسأله 1464 ) كسى كه ايستاده نماز مى‏خواند، نمى‏تواند به كسى كه نشسته يا خوابيده نماز مى‏خواند، اقتدا كند و كسى كه نشسته نماز مى‏خواند، نمى‏تواند به كسى كه خوابيده نماز مى‏خواند، اقتدا نمايد.


مسأله 1465 ) كسى كه نشسته يا خوابيده نماز مى‏خواند، مى‏تواند به كسى كه نشسته نماز مى‏خواند اقتدا كند و كسى كه خوابيده نماز مى‏خواند، مى‏تواند به كسى كه خوابيده نماز مى‏خواند، اقتدا نمايد.


مسأله 1466 ) اگر امام جماعت به واسطه عذرى با تيمم يا با وضوى جبيره‏اى نماز بخواند، مى‏شود به او اقتدا كرد و اما اگر به واسطه عذرى با لباس نجس نماز بخواند، اقتدا به او مشكل است.


مسأله 1467 ) اگر امام مرضى دارد كه نمى‏تواند از بيرون آمدن بول و غائط خوددارى كند بنابراحتياط نبايد به او اقتدا كرد و نيز اگر معذور باشد و نتواند وظيفه اصلى خود را اعم از سجده تام و قيام استقلالى انجام دهد، افراد غير معذور نبايد به او اقتدا كنند.


مسأله 1468 ) بنابراحتياط واجب كسى كه مرض خوره يا پيسى دارد و كسى كه حد شرعى بر او جارى شده است، نبايد امام جماعت شود.


 

احكام جماعت

مسأله 1469 ) موقعى كه مأموم نيت مى‏كند، بايد امام را معين نمايد ولى دانستن اسم او لازم نيست مثلاً اگرنيت كند اقتدا مى‏كنم به امام حاضر، نمازش صحيح است.


مسأله 1470 ) مأموم بايد غير از حمد و سوره همه چيز نماز را خودش بخواند، ولى اگر ركعت اول يا دوم او و ركعت سوم يا چهارم امام باشد، بايد حمد و سوره را بخواند.


مسأله 1471 ) اگر مأموم در ركعت اول و دوم نماز صبح و مغرب وعشا صداى حمد و سوره امام را بشنود، اگرچه كلمات را تشخيص ندهد، بايد حمد و سوره را نخواند و اگر صداى امام را نشنود، مستحب است حمد و سوره را بخواند ولى بايد آهسته بخواند و چنانچه سهواً بلند بخواند، اشكال ندارد.


مسأله 1472 ) اگر مأموم بعضى از كلمات حمد و سوره امام را بشنود، احتياط واجب آن است كه حمد و سوره را نخواند.


مسأله 1473 ) اگر مأموم سهواً حمد و سوره بخواند، يا خيال كند صدائى را كه مى‏شنود، صداى امام نيست و حمد و سوره بخواند و بعد بفهمد صداى امام بوده، نمازش صحيح است.


مسأله 1474 ) اگر شك كند كه صداى امام را مى‏شنود يا نه، يا صدائى بشنود و نداند صداى امام است يا صداى كس ديگر، مى‏تواند حمد و سوره بخواند.


مسأله 1475 ) خواندن حمد و سوره براى مأموم در ركعت اول و دوم نماز ظهر و عصر بنابراحتياط جايز نيست و مستحب است به جاى آن ذكر بگويد.


مسأله 1476 ) مأموم نبايد تكبيرةالإحرام را پيش از امام بگويد، بلكه احتياط واجب آن است كه تا تكبير امام تمام نشده، تكبير نگويد.


مسأله 1477 ) اگر مأموم سهواً پيش از امام سلام دهد، نمازش صحيح است و لازم نيست دوباره با امام سلام دهد، بلكه اگر عمداً هم پيش از امام سلام دهد، نمازش اشكال ندارد، هرچند از اول نماز قصد داشته باشد.


مسأله 1478 ) اگر مأموم غير از تكبيرةالإحرام چيزهاى ديگر نماز را پيش از امام بگويد، اشكال ندارد. ولى اگر آنها را بشنود، يا بداند امام چه وقت مى‏گويد احتياط مستحب آن است كه پيش از امام نگويد.


مسأله 1479 ) مأموم بايد غير از آنچه در نماز خوانده مى‏شود، كارهاى ديگر آن مانند ركوع و سجود را با امام يا كمى بعد از امام بجا آورد و اگر عمداً پيش از امام يا مدتى بعد از امام انجام دهد، جماعتش باطل مى‏شود ولى نمازش صحيح است و بايد نمازش را فُرادى تمام كند.


مسأله 1480 ) اگر سهواً پيش از امام سر از ركوع بردارد، چنانچه امام در ركوع باشد، بايد به ركوع برگردد و با امام سر بردارد و در اين صورت زياد شدن ركوع كه ركن است، نماز را باطل نمى‏كند. ولى اگر به ركوع برگردد و پيش از آن كه به ركوع برسد، امام سر بردارد نمازش باطل است به سبب زيادى ركن بدون حصول متابعت و لكن احتياط لازم اين است كه نمازش را با امام تمام نموده و دوباره اعاده كند.


مسأله 1481 ) اگر اشتباهاً سر بردارد و ببيند امام در سجده است، بايد به سجده برگردد و چنانچه در هر دو سجده اين اتفاق بيفتد براى زياد شدن دو سجده كه ركن است، نماز باطل نمى‏شود.


مسأله 1482 ) كسى كه اشتباهاً پيش از امام سر از سجده برداشته بايد به سجده برگردد و هرگاه به سجده برگشت درحالى كه امام سر برداشته، نمازش صحيح است. ولى اگر در هر دو سجده از يك ركعت اين اتفاق بيفتد، نمازش باطل است و لكن احتياط لازم اين است كه نمازش را با امام تمام نموده و دوباره اعاده كند.


مسأله 1483 ) اگر اشتباهاً سر از ركوع يا سجده بردارد يا قبل از ذكر يا بعد از ذكر و سهواً و يا به خيال اين كه به امام نمى‏رسد، به ركوع يا سجده نرود، نمازش صحيح است و اگر عمداً برنگردد نمازش را منفرداً تمام كند و اگر عمداً پيش از امام سر بردارد اگر بعد از ذكر است، نبايد برگردد و نمازش را منفرداً تمام كند و اگر قبل از ذكر است، نماز باطل مى‏شود.


مسأله 1484 ) اگر سر از سجده بردارد و ببيند امام در سجده است، چنانچه به خيال اين كه سجده اول امام است، برگردد با امام سجده كند و بفهمد سجده دوم امام بوده سجده دوم او حساب مى‏شود و اگر به خيال اين كه سجده دوم امام است به سجده رود و بفهمد سجده اول امام بوده، بايد دوباره با امام به سجده رود و در هر دو صورت احتياط مستحب آن است كه نماز را به جماعت تمام كند و دوباره بخواند.


مسأله 1485 ) اگر سهواً پيش از امام به ركوع رود و طورى باشد كه اگر سربردارد به مقدارى از قرائت امام مى‏رسد، چنانچه سر بردارد و با امام به ركوع رود، نمازش صحيح و اگر عمداً برنگردد، نمازش باطل است اگر عمداً پيش از امام به ركوع رود، اگر قبل از تمام شدن قرائت باشد، نمازش باطل است و اگر بعد از قرائت باشد، نبايد برگردد و نماز را منفرداً تمام كند.


مسأله 1486 ) اگر سهواً پيش از امام به ركوع رود و طورى باشد كه اگر برگردد به چيزى از قرائت امام نمى‏رسد، اگر برگردد و با امام به ركوع رود جماعتش صحيح است و اگر عمداً برنگردد نمازش را منفرداً تمام كند.


مسأله 1487 ) اگر سهواً پيش از امام به سجده رود، اگر به قصد اين كه با امام نماز بخواند سر بردارد و با امام به سجده رود جماعت و نمازش صحيح است و اگر عمداً برنگردد نمازش صحيح و منفرد مى‏شود.


مسأله 1488 ) اگر امام در ركعتى كه قنوت ندارد، اشتباهاً قنوت بخواند، يا در ركعتى كه تشهد ندارد، اشتباهاً مشغول خواندن تشهد شود، مأموم نبايد قنوت و تشهد را بخواند، ولى نمى‏تواند پيش از امام به ركوع رود، يا پيش از ايستادن امام بايستد، بلكه بايد صبر كند تا قنوت و تشهد امام تمام شود و بقيه نماز را با او بخواند و در صورت امكان بنابراحتياط واجب امام را متوجه سازد.


چيزهائى كه در نماز جماعت مستحب است

مسأله 1489 ) اگر مأموم يك مرد باشد، مستحب است طرف راست امام بايستد و اگر يك زن باشد، مستحب است در طرف راست امام طورى بايستد كه جاى سجده‏اش مساوى زانو يا قدم امام باشد و اگر يك مرد و يك زن يا يك مرد و چند زن باشند، مستحب است مرد طرف راست امام و باقى پشت‏سر امام بايستند و اگر چند مرد يا چند زن باشند، مستحب است پشت‏سر امام بايستند و اگر چند مرد و چند زن باشند مستحب است مردها عقب امام و زنها پشت‏سر مردها بايستند.


مسأله 1490 ) در نماز ميّت كه امامت زن بر زنان جايز است، بهتر است كه رديف يكديگر بايستند و امام جلوتر از ديگران نايستد.


مسأله 1491 ) مستحب است امام در وسط صف بايستد و اهل علم و كمال و تقوى در صف اول بايستند.


مسأله 1492 ) مستحب است صفهاى جماعت منظم باشد و بين كسانى كه در يك صف ايستاده‏اند، فاصله نباشد و شانه آنان رديف يكديگر باشد.


مسأله 1493 ) مستحب است بعد ازگفتن «قد قامت‏ الصلاة» مأمومين برخيزند.


مسأله 1494 ) مستحب است امام جماعت حال مأمومى را كه از ديگران ضعيف‏تر است، رعايت كند و قنوت و ركوع و سجود را طول ندهد، مگر بداند همه كسانى كه به او اقتدا كرده‏اند، مايلند.


مسأله 1495 ) مستحب است امام جماعت در حمد و سوره و ذكرهائى كه بلند مى‏خواند، صداى خود را به قدرى بلند كند كه ديگران بشنوند، ولى بايد بيش از اندازه صدا را بلند نكند.


مسأله 1496 ) اگر امام در ركوع بفهمد كسى تازه رسيده و مى‏خواهد اقتدا كند، مستحب است ركوع را دو برابر هميشه طول بدهد و بعد برخيزد، اگرچه بفهمد كس ديگرى هم براى اقتدا وارده شده است.


چيزهائى كه در نماز جماعت مكروه است

مسأله 1497 ) اگر در صفهاى جماعت جا باشد، مكروه است انسان تنها بايستد.


مسأله 1498 ) مكروه است مأموم ذكرهاى نماز را طورى بگويد كه امام بشنود.


مسأله 1499 ) مسافرى كه نماز ظهر و عصر و عشا را دو ركعتى مى‏خواند، مكروه است در اين نمازها به كسى كه مسافر نيست، اقتدا كند و كسى كه مسافر نيست، مكروه است در اين نمازها به مسافر اقتدا نمايد.


نماز آيات

مسأله 1500 ) نماز آيات كه دستور آن بعداً گفته خواهد شد، به واسطه چهار چيز واجب مى‏شود:

اول: گرفتن خورشيد. دوم: گرفتن ماه اگرچه مقدار كمى از آنها گرفته شود و كسى هم از آن نترسد. سوم: زلزله اگرچه كسى هم نترسد. چهارم: رعد و برق و بادهاى سياه و سرخ و مانند اينها در صورتى كه بيشتر مردم بترسند.


مسأله 1501 ) اگر از چيزهائى كه نماز آيات براى آنها واجب است بيش از يكى اتفاق بيفتد، انسان بايد براى هر يك از آنها يك نماز آيات بخواند. مثلاً اگر خورشيد بگيرد و زلزله هم بشود، بايد دو نماز آيات بخواند.


مسأله 1502 ) كسى كه قضاى چند نماز آيات بر او واجب است، چه همه آنها براى يك چيز بر او واجب شده باشد، مثلاً سه مرتبه خورشيد گرفته و نماز آنها را نخوانده است، چه براى چند چيز باشد مثلاً براى آفتاب گرفتن و ماه گرفتن و زلزله نمازهائى بر او واجب شده باشد، موقعى كه قضاى آنها را مى‏خواند لازم نيست معين كند كه براى كدام‏يك از آنها باشد.


مسأله 1503 ) چيزهائى كه نماز آيات براى آنها واجب است، در هر شهرى اتفاق بيفتد، فقط مردم همان شهر بايد نماز آيات بخوانند و بر مردم جاهاى ديگر واجب نيست ولى اگر مكان آنها به قدرى نزديك باشد كه با آن شهر يكى حساب شود، نماز آيات بنابراحتياط بر آنها هم واجب است.


مسأله 1504 ) از وقتى كه خورشيد يا ماه شروع به گرفتن مى‏كند، انسان مى‏تواند نماز آيات را بخواند و تا باز شدن كامل، وقت نماز باقى است.


مسأله 1505 ) اگر خواندن نماز آيات را به قدرى تأخير بيندازد كه آفتاب يا ماه شروع به باز شدن كند، بايد نيت ادا كند ولى اگر بعد از باز شدن تمام آن، نماز بخواند بايد نيت قضا نمايد.


مسأله 1506 ) اگر مدت گرفتن خورشيد يا ماه به اندازه نماز آيات باشد، بايد نماز آيات بجا آورد و تا زمانى كه از گرفتن ماه يا خورشيد به مقدار خواندن يك ركعت وقت باقى است، نماز اداء است و بعد از آن نماز قضا مى‏شود و اگر مدت گرفتن خورشيد يا ماه كمتر از نماز آيات باشد، بنابراحتياط نماز آيات را بخواند و نيت اداء و قضا ننمايد، هرچند بعد از باز شدن خوانده شود.


مسأله 1507 ) موقعى كه زلزله و رعد و برق و مانند اينها اتفاق مى‏افتد انسان بايد فوراً نماز آيات را بخواند و اگر نخواند معصيت كرده و تا آخر عمر بر او واجب است و هر وقت بخواند، ادا است.


مسأله 1508 ) اگر بعد از باز شدن آفتاب يا ماه بفهمد كه تمام آن گرفته بوده بايد قضاى نماز آيات را بخواند، ولى اگر بفهمد مقدارى از آن گرفته بوده قضا بر او واجب نيست.


مسأله 1509 ) اگر عده‏اى بگويند كه خورشيد يا ماه گرفته است، چنانچه انسان از گفته آنان اطمينان پيدا نكند و نماز آيات نخواند و بعد معلوم شود راست گفته‏اند، در صورتى كه تمام خورشيد يا ماه گرفته باشد، بايد قضاى نماز آيات را بخواند، بلكه اگر مقدارى از آن هم گرفته باشد، بنابراحتياط مستحب نماز آيات را بخواند و همچنين است اگر دو نفر كه عادل بودن آنان معلوم نيست، بگويند خورشيد يا ماه گرفته، بعد معلوم شود كه عادل بوده‏ اند.


مسأله 1510 ) اگر انسان به گفته كسانى كه از روى قاعده علمى وقت گرفتن خورشيد و ماه را مى‏دانند، اطمينان پيدا كند كه خورشيد يا ماه گرفته، بنابراحتياط واجب بايد نماز آيات را بخواند و نيز اگر بگويند فلان وقت خورشيد يا ماه مى‏گيرد و فلان مقدار طول مى‏كشد و انسان به گفته آنان اطمينان پيدا كند، بنابراحتياط واجب بايد به حرف آنان عمل نمايد، مثلاً اگر بگويند آفتاب فلان ساعت شروع به باز شدن مى‏كند مى‏تواند تا باز شدن كامل، نماز را تأخير بيندازد.


مسأله 1511 ) اگر بفهمد نماز آياتى كه خوانده باطل بوده، بايد دوباره بخواند و اگر وقت گذشته، قضا نمايد.


مسأله 1512 ) اگر در وقت نماز يوميه نماز آيات هم بر انسان واجب شود چنانچه براى هر دو نماز وقت دارد، هركدام را اول بخواند، اشكال ندارد و اگر وقت يكى از آن دو تنگ باشد، بايد اول آن را بخواند و اگر وقت هر دو تنگ باشد، بايد اول نماز يوميه را بخواند.


مسأله 1513 ) اگر در بين نماز يوميه بفهمد كه وقت نماز آيات تنگ است چنانچه وقت نماز يوميه هم تنگ باشد، بايد آن را تمام كند و بعد نماز آيات را بخواند و اگر وقت نماز يوميه تنگ نباشد، بايد آن را بشكند و اول نماز آيات، بعد نماز يوميه را بجا آورد.


مسأله 1514 ) اگر در بين نماز آيات بفهمد كه وقت نماز يوميه تنگ است، بايد نماز آيات را رها كند و مشغول نماز يوميه شود و بعد از آن كه نماز را تمام كرد پيش از انجام كارى كه نماز را بهم بزند، بقيه نماز آيات را از همانجا كه رها كرده، بخواند.


مسأله 1515 ) اگر درحال حيض يا نفاس زن آفتاب يا ماه بگيرد، نماز آيات بر او واجب نيست ولى احتياط آن است كه قضاى آن را بجا آورد و اگر زلزله يا رعد و برق و مانند اينها اتفاق بيفتد، احتياط واجب آن است كه بعد از پاك شدن، نماز آيات را بخواند.


دستور نماز آيات

مسأله 1516 ) نماز آيات دو ركعت است و در هر ركعت پنج ركوع دارد و دستور آن اين است كه انسان بعد از نيت، تكبير بگويد و يك حمد و يك سوره تمام بخواند و به ركوع رود و سر از ركوع بردارد، دوباره يك حمد و يك سوره بخواند، باز به ركوع رود تا پنج مرتبه و بعد از بلند شدن از ركوع پنجم، دو سجده نمايد وبرخيزد و ركعت دوم را هم مثل ركعت اول بجا آورد و تشهد بخواند و سلام دهد.


مسأله 1517 ) در نماز آيات ممكن است انسان بعد از نيت و تكبير و خواندن حمد آيه‏هاى يك سوره را پنج قسمت كند و يك آيه يا بيشتر از آن را بخواند و به ركوع رود و سر بردارد و بدون اين كه حمد بخواند، قسمت دوم از همان سوره را بخواند و به ركوع رود و همينطور تا پيش از ركوع پنجم سوره را تمام نمايد، مثلاً به قصد سوره «قُل هو الله احد»، «بسم‏الله الرحمن الرحيم» بگويد و به ركوع رود، بعد بايستد و بگويد: «قل هو الله احد» دوباره به ركوع رود و بعد از ركوع بايستد و بگويد «الله الصمد» باز به ركوع رود و بايستد و بگويد «لم يلد و لم يولد» و برود به ركوع بازهم سر بردارد و بگويد «ولم يكن له كفواً احد» و بعد از آن به ركوع پنجم رود و بعد از سر برداشتن، دو سجده كند و ركعت دوم را هم مثل ركعت اول بجا آورد و بعد از سجده دوم تشهد بخواند و نماز را سلام دهد.


مسأله 1518 ) اگر در يك ركعت از نماز آيات، پنج مرتبه حمد و سوره بخواند و در ركعت ديگر يك حمد بخواند و سوره را پنج قسمت كند، مانعى ندارد.


مسأله 1519 ) چيزهائى كه در نماز يوميه واجب و مستحب است، در نماز آيات هم واجب و مستحب مى‏باشد. ولى در نماز آيات مستحب است به جاى اذان و اقامه سه مرتبه بگويند: «الصلاة».


مسأله 1520 ) مستحب است بعد از ركوع پنجم و دهم بگويد: سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ و نيز پيش از هر ركوع و بعد از آن تكبير بگويد.


مسأله 1521 ) مستحب است پيش از ركوع دوم و چهارم و ششم و هشتم و دهم قنوت بخواند و اگر فقط يك قنوت پيش از ركوع دهم بخواند، كافيست.


مسأله 1522 ) اگر در نماز آيات شك كند كه چند ركعت خوانده و فكرش به جائى نرسد، نماز باطل است.


مسأله 1523 ) اگر شك كند كه در ركوع آخر ركعت اول است، يا در ركوع اول ركعت دوم و فكرش به جائى نرسد، نماز باطل است. ولى اگر مثلاً شك كند كه چهار ركوع كرده يا پنج ركوع، چنانچه شك او پيش از رسيدن به سجده بوده، بايد ركوعى را كه شك دارد به جا آورده يا نه، بجا آورد و اگر به سجده رسيده باشد، بايد به شك خود اعتنا نكند.


مسأله 1524 ) هر يك از ركوع‏هاى نمازهاى آيات ركن است كه اگر عمداً يا اشتباهاً كم يازياد شود، نماز باطل است.


نماز عيد فطر و قربان

مسأله 1525 ) نماز عيد فطر و قربان در زمان حضور امام علیه السلام واجب است و بايد به جماعت خوانده شود و در زمان ما كه امام علیه السلام غائب است، مستحب مى‏باشد و مى‏شود آن را به جماعت يا فُرادى خواند.


مسأله 1526 ) وقت نماز عيد فطر و قربان از اول آفتاب روز عيد است تا ظهر.


مسأله 1527 ) مستحب است نماز عيد قربان را بعد از بلند شدن آفتاب بخوانند و در عيد فطر مستحب است، بعد از بلند شدن آفتاب افطار كنند و زكات فطره را بدهند يا جدا نمايند، بعد نماز عيد را بخوانند.


مسأله 1528 ) نماز عيد فطر و قربان دو ركعت است كه در ركعت اول بعد از خواندن حمد و سوره بايد پنج تكبير بگويد و بعد از هر تكبير يك قنوت بخواند و بعد از قنوت پنجم تكبير ديگر بگويد و به ركوع رود و دو سجده بجا آورد و برخيزد و در ركعت دوم چهار تكبير بگويد و بعد از هر تكبير قنوت بخواند و تكبير پنجم را بگويد و به ركوع رود و بعد از ركوع دو سجده كند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد.


مسأله 1529 ) در قنوت نماز عيد فطر و قربان هر دعا و ذكرى بخوانند، كافيست ولى بهتر است اين دعا را بخوانند:

«اَللَّهُمَّ أَهْلَ الكِبْرِياءِ وَالعَظَمَةِ وَ أهَْلَ الجُودِ وَالجَبَرُوتِ وَ أَهْلَ العَفْوِ وَالرَّحْمَةِ وَ أَهْلَ التَّقْوى وَ المَغْفِرَةِ أَسْأَلُكَ بِحَقِّ هذاَ اليَوْمِ الَّذِى جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمِينَ عِيداً وَ لِمُحَمَّدٍ صَلَّىَ اللَّهُ عَلَيْهِ و آلِهِ ذُخْراً وَ شَرَفاً وَ كَرامَةً وَ مَزِيداً أَنْ تُصَلِّيَ عَلى مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تُدْخِلَنِي فِى كُلِّ خَيْرٍ أَدْخَلْتَ فِيهِ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تُخْرِجَنِى مِنْ كُلِّ سُوءٍ أَخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداًوَ آلَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمْ أَللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأءلُكَ خَيْرَ ما سَأَلَكَ بِهِ عِبادُكَ الصَّالِحُونَ وَ أَعُوذُ بِكَ مِمّاَ اسْتَعاذَ مِنْهُ عِبادُكَ المُخْلَصُونَ».


مسأله 1530 ) در زمان غائب بودن امام علیه السلام مستحب است بعد از نماز عيد فطر و قربان دو خطبه بخوانند و بهتر است كه در خطبه عيد فطر احكام زكات فطره و در خطبه عيد قربان احكام قربانى را بگويند.


مسأله 1531 ) نماز عيد سوره مخصوصى ندارد، ولى بهتر است كه در ركعت اول آن سوره شمس (سوره 91) و در ركعت دوم سوره غاشيه (سوره 88) را بخوانند يا در ركعت اول سوره اعلی (سوره 87) و در ركعت دوم سوره شمس را بخوانند.


مسأله 1532 ) مستحب است نماز عيد را در صحرا بخوانند ولى در مكه مستحب است در مسجدالحرام خوانده شود.


مسأله 1533 ) مستحب است پياده و پابرهنه و باوقار به نماز عيد بروند و پيش از نماز غسل كنند و عمامه سفيد بر سر بگذارند.


مسأله 1534 ) مستحب است در نماز عيد بر زمين سجده كنند نه به مثل چوب و برگ درخت و در حال گفتن تكبيرها دستها را بلند كنند و كسى كه نماز عيد مى‏خواند، اگر امام جماعت است يا فرادى نماز مى‏خواند، نماز را بلند بخواند.


مسأله 1535 ) بعد از نماز مغرب و عشاء شب عيد فطر، و بعد از نماز صبح آن و بعد از نماز عيد فطر مستحب است اين تكبيرها را بگويد:

أَللَّهُ أَكْبَرُ أَللَّهُ أَكْبَرُ لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ وَاللَّهُ اَكْبَرُ اَللَّهُ اَكْبَر وَ لِلَّهِ الحَمْدُ أَلْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى ما هَدانا وَ لَهُ الشُّكْرُ عَلى ما أَوْلينا.


مسأله 1536 ) مستحب است انسان در عيد قربان بعد از ده نماز كه اول آنها نماز ظهر روز عيد و آخر آنها نماز صبح روز دوازدهم است، تكبيرهائى را كه در مسأله پيش گفته شد، بگويد و بعد از آن بگويد: أَللَّهُ اَكْبَرُ عَلى ما رَزَقْنا مِنْ بَهِيمَةِ الأَنْعامِ وَالحَمْدُ لِلَّهِ عَلى ما أَبْلانا. ولى اگر عيد قربان را در منى باشد، مستحب است بعد از پانزده نماز كه اول آنها نماز ظهر روز عيد و آخر آنها نماز صبح روز سيزدهم ذى‏حجه است، اين تكبيرها را بگويد.


مسأله 1537 ) احتياط مستحب آن است كه زنها از رفتن به نماز عيد خوددارى كنند ولى اين احتياط براى زنهاى پير نيست.


مسأله 1538 ) در نماز عيد هم مثل نمازهاى ديگر، مأموم بايد غير از حمد و سوره، چيزهاى ديگر نماز را خودش بخواند.


مسأله 1539 ) اگر مأموم موقعى برسد كه امام مقدارى از تكبيرها را گفته، بعد از آن كه امام به ركوع رفت، بايد آنچه از تكبيرها و قنوت‏ها را كه با امام نگفته خودش بگويد و در ركوع خود را به امام برساند و اگر به ركوع نمى‏رسد، احتياط اين است كه بقيه نماز را فُرادى بخواند و اگر در هر قنوت يك سبحان‏ الله يا يك الحمدلله بگويد، كافيست.


مسأله 1540 ) اگر در نماز عيد موقعى برسد كه امام در ركوع است، مى‏تواند نيت كند و تكبير اول نماز را بگويد و به ركوع رود ولى احتياط اين است كه به آن نماز اكتفاء نكند.


مسأله 1541 ) اگر در نماز عيد يك سجده يا تشهد را فراموش كند، احتياط مستحب آن است كه بعد از نماز آن را بجا آورد و نيز اگر كارى كه براى آن سجده سهو لازم است پيش آيد، بنابراحتياط مستحب بعد از نماز دو سجده سهو بنمايد.


اجير گرفتن براى نماز

مسأله 1542 ) بعد از مرگ انسان مى‏شود نماز و عبادتهاى ديگر او را كه در زندگى بجا نياورده، شخص ديگرى بجا آورد كه به او نايب مى‏گويند و عمل او را نيابت مى‏نامند، و در حال حيات انسان تنها در حج و زيارت، نيابت مشروع است به تفصيلى كه در جاى خود ذكر شده است.


مسأله 1543 ) انسان مى‏تواند براى بعضى از كارهاى مستحبى مثل زيارت قبر پيغمبر و امامان‏: از طرف زندگان اجير شود و نيز مى‏تواند كارهاى مستحبى را انجام دهد و ثواب آن را براى مردگان يا زندگان هديه نمايد.


مسأله 1544 ) كسى كه براى نماز قضاى ميت اجير شده، بايد يا مجتهد باشد يا مسائل نماز را از روى تقليد صحيح بداند يا آن كه عمل به احتياط كند.


مسأله 1545 ) اجير بايد در موقع نيت، ميت را معين نمايد و لازم نيست اسم او را بداند، پس اگر نيت كند از طرف كسى نماز مى‏خوانم كه براى او اجير شده‏ام كافى است.


مسأله 1546 ) لازم نيست اجير خود را به جاى ميت فرض كند و عبادتهاى او را قضا نمايد بلكه همين اندازه كه نظرش اين باشد چيزى كه بر ذمّه ميت است بجا آورد، كافى است و اگر عملى را به قصد عمل خود انجام دهد و ثواب آن را براى او هديه كند، كافى نيست.


مسأله 1547 ) بايد كسى را اجير كنند كه اطمينان داشته باشند عمل را به‏طور صحيح انجام مى‏دهد.


مسأله 1548 ) كسى كه ديگرى را براى نمازهاى ميت اجير كرده، اگر بفهمد كه عمل را بجا نياورده، يا باطل انجام داده، بايد دوباره اجير بگيرد.


مسأله 1549 ) هرگاه شك كند كه اجير عمل را انجام داده يا نه، اگرچه بگويد انجام داده‏ام، بايد دوباره اجير بگيرد مگر آن كه از گفته او اطمينان حاصل شود ولى اگر شك كند كه عمل او صحيح بوده يا نه، گرفتن اجير لازم نيست.


مسأله 1550 ) كسى را كه عذرى دارد و مثلاً با تيمم يا نشسته نماز مى‏خواند نمى‏شود براى نمازهاى ميت اجير كرد، اگرچه نماز ميت هم همان‏طور قضا شده باشد.


مسأله 1551 ) مرد براى زن و زن براى مرد مى‏تواند اجير شود و در بلند خواندن و آهسته خواندن نماز بايد به تكليف خود عمل نمايد.


مسأله 1552 ) قضاى نمازهاى ميت بايد به ترتيب خوانده شود و اگر ترتيب آنها را نمى‏دانند، در اين صورت مراعات ترتيب لازم نيست مگر در نمازهائى كه در اداى آنها ترتيب معتبر است مانند ظهر و عصر از يك روز.


مسأله 1553 ) اگر با اجير شرط كنند كه عمل را به‏طور مخصوصى انجام دهد بايد همان‏طور بجا آورد و اگر با او شرط نكنند، بايد در آن عمل به تكليف خود رفتار نمايد.


مسأله 1554 ) اگر با اجير شرط نكنند كه نماز را با چه مقدار از مستحبات آن بخواند، بايد مقدارى از مستحبات نماز را كه معمول است، بجا آورد.


مسأله 1555 ) اگر انسان چند نفر را براى نماز قضاى ميت اجير كند، اگر ترتيب قضا شدن آنها را مى‏داند بايد براى هركدام آنها وقتى را معين نمايد، مثلاً اگر با يكى از آنها قرار گذاشت كه از صبح تا ظهر نماز قضا بخواند، با ديگرى قرار بگذارد كه از ظهر تا شب بخواند و نيز بايد نمازى را كه در هر دفعه شروع مى‏كند، معين نمايد مثلاً قرار بگذارد، اول نمازى را كه مى‏خواند، صبح باشد يا ظهر يا عصر و همچنين بايد با آنها قرار بگذارد كه در هر دفعه نماز يك شبانه‏روز را تمام كند و اگر ناقص بگذارند آن را حساب نكنند و در دفعه بعد نماز يك شبانه‏روز را از سر شروع نمايند. ولى همان طور كه در مسأله 1386 گفته شد در صورت جهل به ترتيب، رعايت آن واجب نيست مگر در نمازهائى مانند ظهر و عصر كه ترتيب در اداء آنها واجب است.


مسأله 1556 ) اگر كسى اجير شود كه مثلاً در مدت يك سال نمازهاى ميت را بخواند و پيش از تمام شدن سال بميرد، بنابراحتياط واجب بايد براى نمازهائى كه مى‏دانند يا احتمال مى‏دهند بجا نياورده، ديگرى را اجير نمايند.


مسأله 1557 ) كسى را كه براى نمازهاى ميت اجير كرده‏اند، اگر پيش از تمام كردن نمازها بميرد و اجرت همه آنها را گرفته باشد، چنانچه شرط كرده باشند كه تمام نمازها را خودش بخواند، بايد اجاره كننده اجرةالمثل باقيمانده را بگيرد، يا آن كه اجاره را فسخ نموده اجرةالمثل مقدارى را كه بجا آورده، كسر نموده و مابقى را بگيرد و اين در صورتى است كه اجير بعد از عقد اجاره قادر بر عمل بوده باشد و اگر قادر نبوده مورد اجاره را بجا آورد، ظاهراً اجاره باطل است و بايد اجرةالمسمّى را گرفت، و اگر شرط نكرده است كه خودش بخواند، بايد ورثه‏اش از مال او اجير بگيرند، و اگر مال نداشته باشد، چيزى بر ورثه او واجب نيست.


مسأله 1558 ) اگر اجير پيش از تمام كردن نمازهاى ميت بميرد و خودش هم نماز قضا داشته باشد، بايد از مال او براى نمازهائى كه اجير بوده، ديگرى را اجير نمايند و اگر چيزى زياد آمد، در صورتى كه وصيت كرده باشد و ورثه اجازه بدهند، براى تمام نمازهاى او اجير بگيرند، و اگر اجازه ندهند، ثلث آن را به مصرف نماز خودش برسانند.