احكام مُحْتضر

مسأله 539 ) مسلمانى را كه محتضر است، يعنى در حال جان دادن مى‏باشد، مرد باشد يا زن، بزرگ باشد يا كوچك، بنابراحتياط واجب بايد به پشت بخوابانند، به‏طورى كه كف پاهايش به طرف قبله باشد و اگر خواباندن او كاملاً به اين‏طور ممكن نيست تا اندازه‏اى كه ممكن است، بايد به اين دستور عمل كنند و چنانچه خواباندن او به هيچ قسم ممكن نباشد بايد او را رو به قبله بنشانند و اگر آن هم نشود، بايد او را به پهلوى راست يا به پهلوى چپ رو به قبله بخوابانند.


مسأله 540 ) احتياط واجب آن است كه بعد از مرگ، تا بلند كردن جنازه، او را رو به قبله بخوابانند، به‏گونه‏اى كه در مسأله پيش گفته شد، همچنين بنابراحتياط مستحب در حال غسل نيز تا وقتى كه غسل تمام نشده نيز او را رو به قبله بخوابانند ولى بعد از آن كه غسلش تمام شد، بهتر آن است كه او را مثل حالتى كه بر او نماز مى‏خوانند بخوابانند.


مسأله 541 ) بنابراحتياط رو به قبله كردن محتضر بر هر مسلمانى واجب است و اجازه گرفتن از ولىّ او احوط است.


مسأله 542 ) مستحب است شهادتين و اقرار به دوازده امام‏: و ساير عقائد حقّه را به كسى كه در حال جان دادن است، طورى تلقين كنند كه بفهمد و نيز مستحب است چيزهائى را كه گفته شد، تا وقت مرگ تكرار كنند.


مسأله 543 ) مستحب است كه اين دعا را طورى به محتضر تلقين كنند كه بفهمد:

«أَلّلهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الكَثِيرَ مِنْ مَعاصِيكَ وَ اقْبَلْ مِنِّي اليَسِيرَ مِنْ طاعَتِكَ يا مَنْ يَقْبَلُ اليَسِيرَ وَ يَعْفُوا عَنِ الكَثِيرِ اِقْبَلْ مِنِّي اليَسِيرَ وَاعْفُ عَنِّي الكَثِيرَ اِنَّكَ أَنْتَ العَفُوُّ الغَفُورُ الّلهُمَّ ارْحَمْنِي فَاِنَّكَ رَحِيمٌ».


مسأله 544 ) مستحب است كسى را كه سخت جان مى‏دهد، اگر ناراحت نمى‏شود به جائى كه نماز مى‏خوانده ببرند.


مسأله 545 ) مستحب است براى راحت شدن محتضر بر بالين او، سوره مباركه «يس و والصّافّات و أحزاب و آيةالكرسى و آيه پنجاه و چهارم از سوره اعراف كه آيه «إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمواتِ وَ الأَرْض» است تا آخر و سه آيه آخر سوره بقره، بلكه هرچه از قرآن ممكن است، بخوانند.


مسأله 546 ) تنها گذاشتن محتضر و گذاشتن چيزى روى شكم او و بودن جنب و حائض نزد او و همچنين حرف زدن زياد و گريه كردن و تنها گذاشتن زنها نزد او، مكروه است.


احكام بعد ازمرگ

مسأله 547 ) بعد از مرگ مستحب است، چشمها و لبها و چانه ميّت را ببندند و دست و پاى او را دراز كنند و پارچه‏اى روى او بيندازند و اگر شب مرده است، در جائى كه مرده چراغ روشن كنند و براى تشييع جنازه او مؤمنين را خبر كنند و در دفن او عجله نمايند، ولى اگر يقين به مردن او ندارند، بايد صبر كنند تا معلوم شود و نيز اگر ميت حامله باشد و بچه در شكم او زنده باشد، بايد به قدرى دفن را عقب بياندازند كه پهلوى چپ او را بشكافند و طفل را بيرون آورند و پهلو را بدوزند


احكام غسل و كفن و نماز و دفن ميّت

مسأله 548 ) غسل و كفن و نماز و دفن مسلمان اگرچه دوازده امامى نباشد، بر هر مكلّفى واجب است و اگر بعضى انجام دهند، از ديگران ساقط مى‏شود و چنانچه هيچ‏كس انجام ندهد، همه معصيت كرده ‏اند.


مسأله 549 ) اگر كسى مشغول كارهاى ميت شود بر ديگران واجب نيست، اقدام نمايند ولى اگر او عمل را نيمه‏ كاره بگذارد، بايد ديگران تمام كنند.


مسأله 550 ) اگر انسان يقين كند كه ديگرى مشغول كارهاى ميت شده، واجب نيست به كارهاى ميت اقدام كند ولى اگر شك يا گمان دارد، بايد اقدام نمايد.


مسأله 551 ) اگر كسى بداند غسل يا كفن يا نماز يا دفن ميت را باطل انجام داده ‏اند بايد دوباره انجام دهد، ولى اگر گمان دارد كه باطل بوده، يا شك دارد درست بوده يا نه، لازم نيست اقدام نمايد.


مسأله 552 ) براى غسل و كفن و نماز و دفن ميت، بايد از ولى او اجازه بگيرند.


مسأله 553 ) ولىّ زن شوهر او است، و بعد از او خويشاوندان نَسَبى به ترتيب طبقات ارث و در هر طبقه مردها بر زنها مقدمند و در صورت تعدّد، بنابراحتياط از همه بايد اجازه گرفته شود.


مسأله 554 ) اگر كسى بگويد من ولىّ ميت هستم، يا ولى ميت به من اجازه داده كه غسل و كفن و دفن ميت را انجام دهم يا بگويد راجع به امور تجهيز ميت من وصى او مى‏باشم چنانچه به حرف او اطمينان دارند، يا ميت در تصرف او است يا اين كه دو نفر عادل، بلكه يك نفر شخصى كه مورد اطمينان باشد، به گفته او شهادت دهند، بايد حرف او را قبول كرد.


مسأله 555 ) اگر ميّت براى غسل و كفن و دفن و نماز خود غير از ولىّ كسى ديگرى را معين كند، ولايت اين امور با اوست و لازم نيست كسى كه ميت او را براى انجام اين كارها معين كرده، اين وصيت را قبول كند. ولى اگر قبول كرد، بايد به آن عمل نمايد.


احكام غسل ميّت

مسأله 556 ) واجب است ميت را سه غسل بدهند: اوّل: با آبى كه با سِدر مخلوط باشد. دوم: به آبى كه با كافور مخلوط باشد. سوّم: با آب خالص.


مسأله 557 ) سدر و كافور بايد به اندازه ‏اى زياد نباشد كه آب را مضاف كند و به اندازه‏ اى هم كم نباشد كه نگويند سدر و كافور با آب مخلوط شده است.


مسأله 558 ) اگر سدر و كافور به اندازه ‏اى كه لازم است پيدا نشود، بنابر احتياط واجب بايد مقدارى كه به آن دسترسى دارند، در آب بريزند.


مسأله 559 ) اگر كسى در حال احرام بميرد، نبايد او را با آب كافور غسل دهند و به جاى آن بايد با آب خالص غسلش بدهند، مگر اين كه در احرام حج بوده و سعى بين صفا و مروه كرده باشد يا در احرام عمره مفرده بوده و حلق يا تقصير نموده باشد.


مسأله 560 ) اگر سدر و كافور يا يكى از اينها پيدا نشود، يا استعمال آن جايز نباشد مثل آن كه غصبى باشد، بايد به جاى هر كدام كه ممكن نيست، ميت را با آب خالص غسل بدهند.


مسأله 561 ) كسى كه ميّت را غسل مى‏دهد بايد مسلمان دوازده ‏امامى و عاقل و بالغ بوده و غسل را درست انجام دهد، ولى اگر ميّت مسلمان غير دوازده امامى را هم مذهب خودش بر طبق مذهبش غسل بدهد، تكليف از مسلمان دوازده امامى ساقط است.


مسأله 562 ) كسى كه ميت را غسل مى‏دهد بايد قصد قربت داشته باشد يعنى غسل را براى انجام فرمان خداوند عالم بجا آورد و در اولِ غسل دوم و سوم تجديد نيت غسل لازم نيست و همان قصد باطنى كه از اول داشته و اكنون هم دارد، كافى است.


مسأله 563 ) غسل بچه مسلمان اگرچه از زنا باشد، واجب است و غسل و كفن و دفن كافر و اولاد او، جايز نيست و كسى كه از بچگى ديوانه بوده و به حال ديوانگى بالغ شده، چنانچه پدر و مادر او يا يكى از آنان مسلمان باشند، بايد او را غسل داد و اگر هيچ كدام آنان مسلمان نباشند، غسل دادن او جايز نيست.


مسأله 564 ) بچه سقط شده را اگر چهار ماه يا بيشتر دارد، بايد غسل بدهند و اگر چهار ماه ندارد واجب است در پارچه‏ اى بپيچند و بدون غسل دفن كنند.


مسأله 565 ) حرام است مرد، زن را و زن، مرد را غسل بدهد ولى زن مى‏تواند شوهر خود را غسل دهد و شوهر هم مى‏تواند زن خود را غسل بدهد، اگرچه احتياط مستحب آن است كه زن، شوهر خود و شوهر، زن خود را غسل ندهد.


مسأله 566 ) مرد مى‏تواند دختر بچه‏ اى را كه سن او از سه سال بيشتر نيست، غسل دهد، زن هم مى‏تواند پسر بچه‏ اى را كه سه سال بيشتر ندارد، غسل دهد.


مسأله 567 ) اگر براى غسل دادن ميتى كه مرد است مرد پيدا نشود، زنانى كه با او نسبت دارند و محرمند، مثل مادر و خواهر و عمّه و خاله، يا به واسطه شير خوردن با او محرم شده ‏اند، مى‏توانند از زير لباس يا چيزى كه بدن او را بپوشاند، غسل بدهند و نيز اگر براى غسل ميت زن، زن ديگرى نباشد مردهائى كه با او نسبت دارند و محرمند يا به واسطه شير خوردن با او محرم شده ‏اند، مى‏توانند از زير لباس او را غسل دهند.


مسأله 568 ) اگر ميت و كسى كه او را غسل مى‏دهد هر دو مرد و يا هر دو زن باشند بهتر آن است كه غير از عورت، جاهاى ديگر ميت برهنه باشد.


مسأله 569 ) نگاه كردن به عورت ميت حرام است و كسى كه او را غسل مى‏دهد اگر نگاه كند معصيت كرده، ولى غسل باطل نمى‏شود.


مسأله 570 ) اگر جائى از بدن ميت نجس باشد، بايد پيش از آن كه آنجا را غسل بدهند، آب بكشند و احتياط مستحب آن است كه تمام بدن ميت، پيش از شروع به غسل پاك باشد.


مسأله 571 ) غسل ميت مثل غسل جنابت است و احتياط واجب آن است كه تا غسل ترتيبى ممكن است، ميت را غسل ارتماسى ندهند و در غسل ترتيبى جايز است هر يك از سه قسمت بدن را در آب فرو ببرند و يا آب را روى آن بريزند.


مسأله 572 ) كسى را كه در حال حيض يا در حال جنابت مرده، لازم نيست غسل حيض يا غسل جنابت بدهند، بلكه همان غسل ميت براى او كافيست.


مسأله 573 ) مزد گرفتن براى غسل دادن ميت حرام است و اگر كسى براى گرفتن مزد، ميت را غسل دهد، آن غسل باطل است ولى مزد گرفتن براى كارهاى مقدماتى غسل حرام نيست.


مسأله 574 ) بنابر مشهور در غسل ميت غسل جبيره‏ اى نيست و اگر آب پيدا نشود، يا استعمال آن مانعى داشته باشد، بايد عوض هر غسل، ميت را يك تيمم بدهند و احتياط واجب آن است كه يك تيمم ديگر هم عوض هر سه غسل بدهند و اگر كسى كه تيمم مى‏دهد، در يكى از اين سه تيمم قصد مافى‏ الذّمّه نمايد، يعنى نيّت كند كه اين تيمم را براى آن كه به تكليف عمل شده باشد، انجام مى‏دهم، تيمم چهارم لازم نيست لكن در صورت امكان غسل جبيره ‏اى ترك نشود.


مسأله 575 ) كسى كه ميت را تيمم مى‏دهد، بايد دست خود را به زمين بزند و به صورت و پشت دستهاى ميت بكشد و اگر ممكن باشد، احتياط واجب آن است كه با دست ميت هم او را تيمم بدهد.


احكام كفن ميّت

مسأله 576 ) ميت مسلمان را بايد با سه پارچه كه آنها را لنگ و پيراهن و سرتاسرى مى‏گويند، كفن نمايند.


مسأله 577 ) لنگ بايد از ناف تا زانو، اطراف بدن را بپوشاند و بهتر آن است كه از سينه تا روى پا برسد و پيراهن بايد از سر شانه تا نصف ساق يا تمام بدن را بپوشاند و بهتر آن است كه تا روى پا برسد و درازاى سرتاسرى بايد به قدرى باشد كه بستن دو سر آن ممكن باشد و پهناى آن بايد به اندازه‏اى باشد كه يك طرف آن روى طرف ديگر بيايد.


مسأله 578 ) مقدارى از لنگ كه ناف تا زانو را مى‏پوشاند و مقدارى از پيراهن كه از شانه تا نصف ساق را مى‏پوشاند، مقدار واجب كفن است و آنچه بيشتر از اين مقدار در مسأله قبل گفته شد، مقدار مستحب كفن مى‏باشد.


مسأله 579 ) اگر ورثه بالغ باشند و اجازه دهند كه بيشتر از مقدار واجب كفن را كه در مسأله قبل گفته شد از سهم آنان بردارند، اشكال ندارد و احتياط مستحب آن است كه بيشتر از مقدار واجب كفن را از سهم وارثى كه بالغ نشده، برندارند.


مسأله 580 ) اگر كسى وصيت كرده باشد كه مقدار مستحب كفن را كه در دو مسأله قبل گفته شد، از ثُلث مال او بردارند، يا وصيت كرده باشد ثلث مال را به مصرف خود او برسانند ولى مصرف آن را معين نكرده باشد، يا فقط مصرف مقدارى از آن را معين كرده باشد، مى‏توانند مقدار مستحب كفن را از ثلث مال او بردارند.


مسأله 581 ) اگر ميت وصيت نكرده باشد كه كفن را از ثلث مال او بردارند، مى‏توانند در حدود كفن هاى معمولى از اصل مال بردارند ولى احتياط مستحب آن است كه فقط مقدار واجب كفن را به ارزانترين قيمتى كه ممكن است تهيه نمايند ولى اگر كسانى از ورثه كه بالغ هستند اجازه دهند كه از سهم آنان بردارند، مقدارى را كه اجازه داده‏اند از سهم آنان مى‏شود برداشت.


مسأله 582 ) كفن زن بر شوهر است، اگرچه زن از خود مال داشته باشد و همچنين اگر زن را به شرحى كه در احكام طلاق گفته مى‏شود، طلاق رجعى بدهند و پيش از تمام شدن عدّه بميرد، شوهرش بايد كفن او را بدهد و چنانچه شوهر بالغ نباشد يا ديوانه باشد، ولىّ شوهر بايد از مال او كفن زن را بدهد.


مسأله 583 ) كفن ميّت بر خويشان او واجب نيست، اگرچه مخارج او در حال زندگى بر آنان واجب باشد.


مسأله 584 ) احتياط واجب آن است كه هر يك از سه پارچه كفن به قدرى نازك نباشد كه بدن ميت از زير آن پيدا باشد.


مسأله 585 ) كفن كردن با پوست مردار و چيز غصبى، اگر چيز ديگرى هم پيدا نشود، جايز نيست و چنانچه كفن ميت غصبى باشد و صاحب آن راضى نباشد، بايد از تنش بيرون آورند، اگرچه او را دفن كرده باشند.


مسأله 586 ) كفن كردن ميت با چيز نجس و يا پارچه ابريشمى خالص، يا پارچه‏ اى كه با طلا بافته شده، جايز نيست. ولى در حال ناچارى اشكال ندارد و اجزاء حرام‏گوشت مقدم است بر اينها.


مسأله 587 ) كفن كردن با پارچه ‏اى كه از پشم يا موى حيوان حرام‏گوشت تهيه شده، در حال اختيار جايز نيست و احتياط واجب آن است كه با پوست حيوان حلال‏ گوشتى هم كه به دستور شرع كشته شده، ميت را كفن نكنند ولى اگر كفن از مو و پشم حيوان حلال‏ گوشت باشد، اشكال ندارد، اگرچه احتياط مستحب آن است كه با اين دو هم كفن ننمايند.


مسأله 588 ) اگر كفن ميت به نجاست خود او يا به نجاست ديگرى نجس شود، چنانچه كفن ضايع نمى‏شود، بايد مقدار نجس را بشويند يا ببُرند اگرچه بعد از گذاشتن در قبر باشد و اگر شستن يا بريدن آن ممكن نيست، در صورتى كه عوض كردن آن ممكن باشد، بايد عوض نمايند.


مسأله 589 ) كسى كه براى حج يا عمره احرام بسته اگر بميرد، بايد مثل ديگران كفن شود و پوشاندن سر و صورتش اشكال ندارد.


مسأله 590 ) مستحب است انسان در حال سلامتى، كفن و سدر و كافور خود را تهيه كند.


احكام حنوط

مسأله 591 ) بعد از غسل واجب است ميت را حنوط كنند يعنى به پيشانى و كف دستها و سر زانوها و سر دو انگشت بزرگ پاهاى او كافور بمالند، و مستحب است به سر بينى ميت هم كافور بمالند و بايد كافور، سائيده و تازه باشد و اگر به واسطه كهنه بودن، عطر آن از بين رفته باشد، كافى نيست.


مسأله 592 ) احتياط واجب آن است كه اول كافور را به پيشانى ميت بمالند، ولى در جاهاى ديگر ترتيب لازم نيست.


مسأله 593 ) بهتر آن است كه ميت را پيش از كفن كردن، حنوط نمايند اگرچه در بين كفن كردن و بعد از آن هم مانعى ندارد.


مسأله 594 ) كسى كه براى حج يا عمره احرام بسته، اگر بميرد حنوط كردن او جايز نيست، مگر اين كه در احرام حج بعد از سعى بين صفا و مروه، يا عمره مفرده پس از حلق يا تقصير بميرد.


مسأله 595 ) زنى كه شوهر او مرده و هنوز عدّه‏ اش تمام نشده، اگرچه حرام است خود را خوشبو كند ولى چنانچه بميرد حنوط او واجب است.


مسأله 596 ) احتياط واجب آن است كه ميت را با مشك و عنبر و عود و عطرهاى ديگر خوشبو نكنند و اينها را با كافور مخلوط ننمايند.


مسأله 597 ) مستحب است، قدرى تربت حضرت سيّدالشُهداء علیه السلام را با كافور مخلوط كنند ولى بايد از آن كافور به جاهائى كه بى‏ احترامى مى‏شود، نرسانند و نيز بايد تربت به قدرى زياد نباشد كه وقتى با كافور مخلوط شد، به آن كافور نگويند.


مسأله 598 ) اگر كافور پيدا نشود، يا فقط به اندازه غسل باشد حنوط لازم نيست و چنانچه از غسل زياد بيايد ولى به همه هفت عضو نرسد، بايد اول پيشانى و اگر زياد آمد به جاهاى ديگر بمالند.


مسأله 599 ) مستحب است دو چوب تر و تازه در قبر همراه ميت بگذارند.


احكام نماز ميّت

مسأله 600 ) نماز خواندن بر ميّت مسلمان، اگرچه بچه باشد واجب است. ولى بايد پدر و مادر آن بچه يا يكى از آنان مسلمان باشند و شش سال بچه تمام شده باشد.


مسأله 601 ) معلوم نيست نماز خواندن بر بچه‏ اى كه شش سال او تمام نشده، مستحب باشد، ولى چنانچه نماز بر او بخوانند صحيح است ولى نماز خواندن بر بچه ‏اى كه مرده به دنيا آمده، قطعاً مستحب نيست.


مسأله 602 ) نماز ميت بايد بعد از غسل و حنوط و كفن كردن او خوانده شود، و اگر پيش ازاينها يا در بين اينها بخوانند، اگر چه از روى فراموشى يا ندانستن مسأله باشد، كافى نيست.


مسأله 603 ) كسى كه مى‏خواهد نماز ميت بخواند، لازم نيست با وضو يا غسل يا تيمم باشد و بدن و لباسش پاك باشد و اگر لباس او غصبى هم باشد، اشكال ندارد. اگرچه احتياط مستحب آن است كه تمام چيزهائى را كه در نمازهاى ديگر لازم است، رعايت كند.


مسأله 604 ) كسى كه به ميت نماز مى‏خواند، بايد رو به قبله باشد و نيز واجب است ميت را مقابل او به پشت بخوابانند، به طورى كه سر او به طرف راست نمازگزار و پاى او به طرف چپ نمازگزار باشد.


مسأله 605 ) مكان نمازگزار بنابراحتياط بايد غصبى نباشد و نيز بايد از جاى ميت پست‏تر يا بلندتر نباشد ولى پستى و بلندى مختصر اشكال ندارد.


مسأله 606 ) نمازگزار بايد از ميت دور نباشد، ولى كسى كه نماز ميت را به جماعت مى‏خواند، اگر از ميت دور باشد، چنانچه صفها به يكديگر متصل باشند، اشكال ندارد.


مسأله 607 ) نمازگزار بايد مقابل ميت بايستد، ولى اگر نماز به جماعت خوانده شود و صف جماعت از دو طرف ميت بگذرد، نماز كسى كه مقابل ميت نيست، اشكال ندارد.


مسأله 608 ) بين ميت و نمازگزار، بايد پرده و ديوار يا چيزى مانند اينها نباشد ولى اگر ميت در تابوت و مانند آن باشد، اشكال ندارد.


مسأله 609 ) در وقت خواندن نماز، بايد عورت ميت پوشيده باشد و اگر كفن كردن او ممكن نيست، بايد عورتش را اگرچه با تخته و آجر و مانند اينها باشد، بپوشانند.


مسأله 610 ) نماز ميت را بايد ايستاده و با قصد قربت بخواند و در موقع نيت ميت را معين كند، مثلاً نيت كند نماز مى‏خوانم بر اين ميّت قُرْبَةً إِلىَ اللَّه.


مسأله 611 ) اگر كسى نباشد كه بتواند نماز ميت را ايستاده بخواند، مى‏شود نشسته بر او نماز خواند.


مسأله 612 ) اگر ميت وصيت كرده باشد كه شخص معينى بر او نماز بخواند، احتياط مستحب آن است كه آن شخص از ولىّ ميت اجازه بگيرد و بر ولى هم واجب است كه اجازه بدهد.


مسأله 613 ) مكروه است بر ميت چند مرتبه نماز بخوانند، ولى اگر ميت اهل علم و تقوى باشد، مكروه نيست.


مسأله 614 ) اگر ميت را عمداً يا از روى فراموشى با به جهت عذرى بدون نماز دفن كنند، يا بعد از دفن معلوم شود نمازى كه بر او خوانده شده، باطل بوده است، تا وقتى جسد او از هم نپاشيده واجب است با شرطهائى كه براى نماز ميت گفته شد، به قبرش نماز بخوانند.


دستور نماز ميّت

مسأله 615 ) نماز ميّت پنج تكبير دارد و اگر نمازگزار پنج تكبير به اين ترتيب بگويد كافى است:

بعد از نيّت و گفتن تكبير اول بگويد: أَشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ

و بعد از تكبير دوم بگويد: أَلّلهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

و بعد از تكبير سوم بگويد: أَلّلهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ المُؤْمِناتِ

و بعد از تكبير چهارم اگر ميت مرد است بگويد: أَلّلهُمَّ اغْفِرْ لِهذاَ المَيِّتِ و اگر زن است بگويد: أَلَّهُمَّ اغْفِرْ لِهذِهِ المَيِّتِ

و بعد تكبير پنجم را بگويد

و بهتر است بعد از تكبير اول بگويد: أَشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ اِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ بِالحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً بَيْنَ يَدَيِ السَّاعَةِ.

و بعد از تكبير دوم بگويد: أَلّلهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ بارِكْ عَلى مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْحَمْ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ كَأَفْضَلِ ما صَلَّيْتَ وَ بارَكْتَ وَ تَرَحَّمْتَ عَلى إِبْراهِيمَ وَ آلِ اِبْراهِيمَ اِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ وَ صَلِّ عَلى جَمِيعِ الأَنْبِياءِ وَ المُرْسَلِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ جَمِيعِ عِبادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ.

و بعد از تكبير سوم بگويد: أَلّلهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ المُؤْمِناتِ وَالمُسْلِمِينَ وَالمُسْلِماتِ أَلاَحْياءِ مِنْهُمْ وَ الأَمْواتِ تابِعْ بَيْنَنا وَ بَيْنَهُمْ بِالخَيْراتِ اِنَّكَ مُجِيبُ الدَّعَواتِ اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيٍ قَدِيرٌ.

و بعد از تكبير چهارم اگر ميت مرد است بگويد: أَلّلهُمَّ اِنَّ هذا عَبْدُكَ وَ ابْنُ عَبْدِكَ وَ ابْنُ أَمَتِكَ نَزَلَ بِكَ وَ أَنْتَ خَيْرُ مَنْزُولٍ بِهِ أَلّلهُمَّ اِنَّا لا نَعْلَمُ مِنْهُ اِلاَّ خَيْراً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنَّا، أَلّلهُمَّ اِنْ كانَ مُحْسِناً فَزِدْ فِي اِحْسانِهِ وَ اِنْ كانَ مُسِيئاً فَتَجاوَزْ عَنْهُ وَاغْفِرْ لَهُ أَلّلهُمَّ اجْعَلْهُ عِنْدَكَ فِى أَعْلى عِلِّيّينَ وَاخْلُفْ عَلى أَهْلِهِ فِى الغابِرِينَ وَارْحَمْهُ بِرَحْمَتِكَ يا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.

و بعد تكبير پنجم را بگويد. و اگر ميت زن است، بعد از تكبير چهارم بگويد: أَلّلهُمَّ اِنَّ هذِهِ أَمَتُكَ وَ ابْنَةُ عَبْدِكَ وَابْنَةُ أَمَتِكَ نَزَلَتْ بِكَ وَ أَنْتَ خَيْرُ مَنْزُولٍ بِهِ أَلّلهُمَّ إِنَّا لا نَعْلَمُ مِنْها اِلاَّ خَيْراً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِها مِنَّا أَلّلهُمَّ اِنْ كانَتْ مُحْسِنَةً فَزِدْ فِى اِحْسانِها وَ اِنْ كانَتْ مُسِيئَةً فَتَجاوَزْ عَنْها وَ اغْفِرْ لَها ألّلهُمَّ اجْعَلْها عِنْدَكَ فِى أَعْلى عِلِّيِّينَ وَ اخْلُفْ عَلى أَهْلِها فِى الغابِرِينَ وَ ارْحَمْها بِرَحْمَتِكَ يا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.


مسأله 616 ) بايد تكبيرها و دعاها را طورى پشت‏ سرهم بخواند كه نماز از صورت خود خارج نشود.


مسأله 617 ) كسى كه نماز ميت را به جماعت مى‏خواند بايد تكبيرها و دعاهاى آن را هم بخواند.


مستحبات نماز ميّت

مسأله 618 ) چند چيز در نماز ميت مستحب است: اوّل: كسى كه نماز ميت مى‏خواند، با وضو يا غسل يا تيمم باشد و احتياط مستحب آن است كه در صورتى تيمم كند كه وضو و غسل ممكن نباشد، يا بترسد كه اگر وضو بگيرد يا غسل كند به نماز ميت نرسد. دوم: اگر ميت مرد است، امام جماعت يا كسى كه فُرادى به او نماز مى‏خواند، مقابل وسط قامت او بايستد و اگر ميت زن است مقابل سينه‏ اش بايستد. سوم: پابرهنه نماز بخواند. چهارم: در هر تكبير دستها را بلند كند. پنجم: فاصله او با ميت به قدرى كم باشد كه اگر باد لباسش را حركت دهد، به جنازه برسد. ششم: نماز ميت را به جماعت بخواند. هفتم: امام جماعت تكبير و دعاها را بلند بخواند و كسانى كه با او نماز مى‏خوانند، آهسته بخوانند. هشتم: در جماعت اگرچه مأموم يك نفر باشد، عقب امام بايستد. نهم: نمازگزار براى ميت و مؤمنين زياد دعا كند. دهم: پيش از نماز سه مرتبه بگويد: الصلاة. يازدهم نماز را در جائى بخوانند كه مردم براى نماز ميت بيشتر به آنجا مى‏ روند. دوازدهم زن حائض اگر نماز ميت را به جماعت مى‏خواند، در صفى تنها بايستد.


مسأله 619 ) خواندن نماز ميت در مساجد مكروه است ولى در مسجدالحرام مكروه نيست.


احكام دفن

مسأله 620 ) واجب است ميت را طورى در زمين دفن كنند كه بوى او بيرون نيايد و درندگان هم نتوانند بدنش را بيرون آورند و اگر ترس آن باشد كه جانور بدن او را بيرون آورد، بايد قبر را با آجر و مانند آن محكم كنند.


مسأله 621 ) اگر دفن ميت در زمين ممكن نباشد لازم است به جاى دفن، او را در بنا يا تابوت بگذارند.


مسأله 622 ) ميت را بايد در قبر به پهلوى راست طورى بخوابانند كه جلوى بدن او رو به قبله باشد.


مسأله 623 ) اگر كسى در كشتى بميرد، چنانچه جسد او فاسد نمى‏شود و بودن او در كشتى مانعى ندارد، بايد صبر كنند تا به خشكى برسند و او را در زمين دفن كنند و گرنه، بايد در كشتى غسلش بدهند و حنوط و كفن كنند و پس از خواندن نماز ميت او را در خمره‏ اى بگذارند و درش را ببندند و به دريا بيندازند و اگر ممكن نشد، چيز سنگينى به پايش ببندند و به دريا بيندازند و اگر ممكن است بايد او را در جائى بيندازند كه فوراً طعمه حيوانات نشود.


مسأله 624 ) اگر بترسند كه دشمن قبر ميت را بشكافد و بدن او را بيرون آورد و گوش يا بينى يا اعضاى ديگر او را ببُرد، چنانچه ممكن باشد بايد طورى كه در مسأله پيش گفته شد، او را به دريا بيندازند.


مسأله 625 ) مخارج انداختن در دريا و مخارج محكم كردن قبر ميت را در صورتى كه لازم باشد، بايد از اصل مال ميت بردارند.


مسأله 626 ) اگر زن كافره بميرد و بچه در شكم او مرده باشد، يا هنوز روح به بدن او داخل نشده باشد، چنانچه پدر بچه مسلمان باشد، بايد زن را در قبر به پهلوى چپ پشت به قبله بخوابانند كه روى بچه به طرف قبله باشد.


مسأله 627 ) دفن مسلمان، در قبرستان كفّار و دفن كافر، در قبرستان مسلمانان جايز نيست.


مسأله 628 ) دفن مسلمان در جائى كه بى ‏احترامى به او باشد، مانند جائى كه خاكروبه و كثافت مى‏ريزند، جايز نيست.


مسأله 629 ) دفن ميت در جاى غصبى و در زمينى كه مثل مسجد براى غير دفن كردن وقف شده، جايز نيست.


مسأله 630 ) دفن ميت در قبر مرده ديگر جايز نيست، مگر آن كه قبر، كهنه شده و ميت اولى از بين رفته باشد.


مسأله 631 ) چيزى كه از ميت جدا مى‏شود، اگرچه مو و ناخن و دندانش باشد، بايد با او دفن شود و دفن ناخن و دندانى كه در حال زندگى از انسان جدا مى‏شود، مستحب است.


مسأله 632 ) اگر كسى در چاه بميرد و بيرون آوردنش ممكن نباشد، بايد درِ چاه را ببندند و همان چاه را قبر او قرار دهند.


مسأله 633 ) اگر بچه در رحم مادر بميرد و ماندنش در رحم براى مادر خطر داشته باشد، بايد به آسانترين راه او را بيرون آورند و چنانچه ناچار شوند كه او را قطعه قطعه كنند، اشكال ندارد. ولى بايد به وسيله شوهرش اگر اهل فنّ است، يا زنى كه اهل فنّ باشد او را بيرون بياورند و اگر ممكن نيست، مرد محرمى كه اهل فن باشد و اگر آن هم ممكن نشود، مرد نامحرمى كه اهل فن باشد، بچه را بيرون بياورد و در صورتى كه آن هم پيدا نشود، كسى كه اهل فن نباشد مى‏تواند بچه را بيرون آورد.


مسأله 634 ) هرگاه مادر بميرد و بچه در شكمش زنده باشد، اگرچه احتمال زنده ماندن طفل ضعيف باشد، بايد به ترتيبى كه در مسأله پيش گفته شد، به هر راهى كه براى زنده ماندن بچه سودمندتر است، بچه را از شكم مادر بيرون آورده و محلّ بريدگى را بدوزند.


مستحبّات دفن

مسأله 635 ) مستحب است قبر را به اندازه قدّ انسان متوسط گود كنند و ميت را در نزديكترين قبرستان دفن نمايند، مگر آن كه قبرستان دورتر از جهتى بهتر باشد مثل آن كه مردمان خوب در آنجا دفن شده باشند، يا مردم براى فاتحه اهل قبور بيشتر به آنجا بروند و نيز مستحب است جنازه را در چند ذراعى قبر، زمين بگذارند و تا سه مرتبه كم‏ كم نزديك ببرند و در هر مرتبه زمين بگذارند و بردارند و در نوبت چهارم وارد قبر كنند و اگر ميت مرد است در دفعه سوم به طورى زمين بگذارند كه سر او طرف پائين قبر باشد و در دفعه چهارم از طرف سر وارد قبر نمايند و اگر زن است، در دفعه سوم طرف قبله قبر بگذارند و به پهنا وارد قبر كنند و در موقع وارد كردن، پارچه ‏اى روى قبر بگيرند و نيز مستحب است جنازه را به آرامى از تابوت بگيرند و وارد قبر كنند و دعاهائى كه دستور داده شده، پيش از دفن و موقع دفن بخوانند و بعد از آن كه ميت را در لَحَد گذاشتند، گره‏ هاى كفن را باز كنند و صورت ميت را روى خاك بگذارند و بالشى از خاك زير سر او بسازند و پشت ميت خشت خام يا كلوخى بگذارند كه ميت به پشت برنگردد و پيش از آن كه لحد را بپوشانند، دست راست را به شانه راست ميت بزنند و دست چپ را به قوّت به شانه چپ ميت بگذارند و دهان را نزديك گوش او ببرند و به شدت حركتش دهند و سه مرتبه بگويند: اِسمَعْ اِفْهَمْ يا فُلانُ بْنُ فُلانٍ و به جاى فُلانُ بنُ فُلانٍ اسم ميّت و پدرش را بگويد، مثلاً اگر اسم او محمد و اسم پدرش على است، سه مرتبه بگويد: اِسْمَعْ اِفْهَمْ يا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِىٍّ پس از آن بگويد:

هَلْ اَنْتَ عَلىَ العَهْدِ الَّذى فارَقْتَنا عَلَيهِ مِنْ شَهادَةِ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَ اَنَّ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ سَيِّدُ النَّبِيِّينَ وَ خاتمِ‏المُرْسَلِينَ وَ اَنَّ عَلِيّاً اَمِيرِالمُؤْمِنِينَ وَ سَيِّدِ الوَصِيِّينَ وَ اِمامٌ اَفْتَرَضَ اللَّهُ طاعَتَهُ عَلىَ العالَمِينَ وَ اَنَّ الحَسَنَ وَالحُسَيْنَ وَ عَلِىِّ بْنِ الحُسَيْن وَ مُحَمَّد بْنِ عَلِىٍّ وَ جَعْفَر بنَ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَىَ بْنَ جَعْفَرٍ وَ عَلِىِّ بنِ مُوسى وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلِىٍّ وَ عَلِىِّ بنِ مُحَمَّدٍ وَالحَسَنَ بنَ عَلِىٍّ وَالقائِمَ الحُجَّةِ المَهْدِى صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيهِمْ اَئِمَّةالمُؤْمِنِينَ وَ حُجَجُ اللَّهِ عَلَى الخَلْقِ اَجْمَعِينَ وَ اَئِمَّتُكَ اَئِمَّةً هُدىً اَبْرار.

يا فُلانَ‏بنَ فُلان (و به جاى فلان بن فلان اسم ميت و پدرش را بگويد) اِذا اَتاكَ المَلَكانِ المُقَرَّبانِ رَسُولَيْنِ مِنْ عِنْدِاللَّهِ تَبارَكَ وَ تَعالى وَ سَئَلاكَ عَنْ رَبِّكَ وَ عَنْ نَبِيِّكَ وَ عَنْ دِينِكَ وَ عَنْ كِتابِكَ وَ عَنْ قِبْلَتِكَ وَ عَنْ اَئِمَّتِكَ فَلا تَخَفْ وَ لا تَحْزَنْ وَ قُلْ فِى جَوابِهِما اَللَّهُ جَلَّ جَلالُهُ رَبِّى وَ مُحَمَّدٌ صَلَّىَ اللَّهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ نَبِيِّى وَالإِسْلامُ دِينِى وَالقُرْآنُ كِتابِى وَالكَعْبَةُ قِبْلَتِى وَ اَمِيرُالمُؤْمِنِينَ عَلِىِّ بْن اَبِيطالِبُ اِمامِى وَ الحَسَنُ بْنُ عَلِىٍّ المُجْتَبى اِمامِى وَالحُسَيْنُ بنُ عَلِىٍّ الشَّهِيِدِ بِكَرْبَلاءَ اِمامِى وَ عَلِىٍّ زَيْنُ‏العابِدِينَ اِمامِى وَ مُحَمَّدٌ باقِرُ اِمامِى وَ جَعْفَرٍ الصَّادِقُ اِمامِى وَ مُوسَى الكاظِمُ اِمامِى وَ عَلِىٍّ الرِّضا اِمامِى وَ مُحَمَّدٍ الجَوادُ اِمامِى وَ عَلِىٍّ الهادِىُ اِمامِى وَالحَسَنِ العَسْكَرِىُّ اِمامِى وَ الحُجَّةُ المُنْتَظَرُ اِمامِى هؤُلاءِ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيهِمْ اَجْمَعِينَ اَئِمَّتِى وَ سادَتِى وَ قادَتِى وَ شُفَعائِى. بِهِمْ اَتَوَلِّى وَ مِنْ اَعْدائِهِمْ اَتَبَرَّءُ فِى الدُّنْيا وَ الآخِرَةِ.

ثُمَّ اعْلَمْ يا فُلانَ‏بنَ فُلان (و به جاى فلان بن فلان اسم ميت و پدرش را بگويد، بعد بگويد): اَنَّ اللَّهَ تَبارَكَ وَ تَعالى نِعْمَ الرَّبُّ وَ اَنَّ مُحَمَّداً صَلَّىَ اللَّهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ وَسَلَّم نِعْمَ‏الرَّسُولُ وَ اَنَّ اَمِيرَالمُؤْمِنِينَ عَلِىِّ بْن اَبِيطالِبُ وَ اَوْلادُهُ المَعْصُومِينَ الأَئِمَّةَ الإِثْنى عَشَرَ نِعْمَ الاَئِمَّةِ وَ اَنَّ ماجاءَ بِهِ مُحَمَّدٌ صَلَّىَ اللَّهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ وَسَلَّم حَقٌّ وَ اَنَّ المَوْتَ حَقٌّ وَ سُؤالَ مُنْكَرٍ وَ نَكِيرٍ فِى القَبْرِ حَقٌّ وَ البَعْثَ حَقٌّ وَالنُّشُورَ حَقٌّ وَالصِّراطَ حَقٌّ وَ المِيزانَ حَقٌّ وَ تَطائُرَ الكُتُبِ حَقٌّ وَالجَنَّةَ حَقٌّ وَ النَّارَ حَقٌّ وَاَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لا رَيْبَ فِيها وَ اَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِى القُبُورِ.(پس بگويد):

اَفَهِمْتَ يا فُلانَ ثَبَّتَكَ اللَّهُ بِالقَوْلِ الثَّابِتِ هَداكَ اللَّهُ اِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ عَرَّفَ اللَّهُ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ اَوْلِيائِكَ فِى مُسْتَقَرٍّ مِنْ رَحْمَتِهِ. (پس بگويد):

اَللَّهُمَّ جافِ الأَرْضَ عَنْ جَنْبَيْهِ وَاصْعَدْ بِرُوحِهِ اِلَيْكَ وَ لَقِّه مِنْكَ بُرْهاناً اَللَّهُمَّ عَفْوَكَ عَفْوَكَ.


مسأله 636 ) مستحب است كسى كه ميت را در قبر مى‏گذارد، با طهارت و سر برهنه و پابرهنه باشد و از طرف پاى ميت از قبر بيرون بيايد و غير از خويشان ميت كسانى كه حاضرند با پشت دست خاك بر قبر بريزند و بگويند: اِنَّا لِلَّهِ وَ اِنَّا اِلَيْهِ راجَعُونَ اگر ميت زن است كسى كه با او محرم مى‏باشد او را در قبر بگذارد و اگر محرمى نباشد، خويشانش او را در قبر بگذارند.


مسأله 637 ) مستحب است قبر را مربّع يا مربّع مستطيل بسازند و به اندازه چهار انگشت از زمين بلند كنند و نشانه ‏اى روى آن بگذارند كه اشتباه نشود و روى قبر آب بپاشند و بعد از پاشيدن آب كسانى كه حاضرند، دستها را بر قبر بگذارند و انگشتها را باز كرده و به مقدار كمى كه آثار انگشت باقى بماند در خاك فرو برند و هفت مرتبه سوره مباركه «قدر = انّا أنزلناه» بخوانند و براى ميت طلب آمرزش كنند و اين دعا را بخوانند:

ألَّلهُمَّ جافِ الأَرْضَ عَنْ جَنْبَيْهِ وَ أَصْعِدْ إِلَيْكَ رُوحَهُ وَ لَقِّه مِنْكَ رِضْواناً وَ اسْكُنْ قَبْرَهُ مِنْ رَحْمَتِكَ ما تُغْنِيهِ بِهِ عَنْ رَحْمَةِ مَنْ سِواكَ.


مسأله 638 ) پس از رفتن كسانى كه تشييع جنازه كرده ‏اند، مستحب است ولى ميت يا كسى كه از طرف ولى اجازه دارد، دعاهائى را كه دستور داده شده، به ميت تلقين كند.


مسأله 639 ) بعد از دفن، مستحب است صاحبان عزا را سرسلامتى دهند ولى اگر مدتى گذشته است كه به واسطه سرسلامتى دادن، مصيبت يادشان مى‏آيد، ترك آن بهتر است و نيز مستحب است تا سه روز براى اهل خانه ميت غذا بفرستند و غذا خوردن نزد آنان و در منزلشان مكروه است.


مسأله 640 ) مستحب است انسان در مرگ خويشان، مخصوصاً در مرگ فرزند صبر كند و هر وقت ميت را ياد مى‏كند انّا للَّهِ و اِنَّا اِلَيهِ راجِعُون بگويد و براى ميت قرآن بخواند و سر قبر پدر و مادر از خداوند حاجت بخواهد و قبر را محكم بسازد كه خراب نشود.


مسأله 641 ) بنابراحتياط جايز نيست انسان در مرگ كسى صورت و بدن را بخراشد و به خود لطمه بزند.


مسأله 642 ) بنابراحتياط پاره كردن گريبان در مرگ غير پدر و برادر جايز نيست و احتياط آن است كه در مصيبت آنان هم گريبان پاره نكند.


مسأله 643 ) اگر زن در عزاى ميت صورت خود را بخراشد، يا موى خود را بكَند، بنابراحتياط بايد يك بنده آزاد كند، يا ده فقير را طعام دهد، و يا آنها را بپوشاند و همچنين است اگر مرد در مرگ زن يا فرزند گريبان يا لباس خود را پاره كند.


مسأله 644 ) احتياط واجب آن است كه در گريه بر ميت صيحه شديد به ‏طورى كه خارج از حد متعارف باشد، نزنند.


نماز وحشت

مسأله 645 ) مستحب است در شب اول قبر، دو ركعت نماز وحشت براى ميت بخوانند و دستور آن اين است كه: در ركعت اول بعد از حمد يك مرتبه آيةالكرسى و در ركعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره «قدر = انا انزلناه» بخوانند و بعد از سلام نماز بگويند: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَابْعَثْ ثَوابَها اِلى قَبْرِ فُلان و به جاى كلمه فلان اسم ميت را بگويند و بنابراحتياط واجب آيةالكرسى را تا «هُمْ فِيها خالِدُونَ» بخوانند.


مسأله 646 ) نماز وحشت را در هر موقع از شب اول قبر مى‏شود خواند، ولى بهتر است در اول شب، بعد از نماز عشاء خوانده شود.


مسأله 647 ) اگر بخواهند ميت را به شهر دورى ببرند، يا به جهت ديگر دفن او تأخير بيفتد، بايد نماز وحشت را تا شب اول قبر او تأخير بيندازند.


نبش قبر

مسأله 648 ) نبش قبر مسلمان، يعنى شكافتن قبر او اگرچه طفل يا ديوانه باشد حرام است، ولى اگر بدنش از بين رفته و خاك شده باشد، اشكال ندارد.


مسأله 649 ) نبش قبر امامزاده‏ ها و شُهداء و علماء و صُلحا اگرچه سالها بر آن گذشته باشد، حرام است.


مسأله 650 ) شكافتن قبر در چند مورد حرام نيست:

اول: آن كه ميت در زمين غصبى دفن شده باشد و مالك زمين راضى نشود كه در آنجا بماند.

دوم: آن كه كفن يا چيز ديگرى كه با ميت دفن شده باشد، غصبى باشد و صاحب آن راضى نشود كه در قبر بماند و همچنين است اگر چيزى از مال خود ميت كه به ورثه او رسيده با او دفن شده باشد و ورثه راضى نشوند كه آن چيز در قبر بماند، ولى اگر وصيت كرده باشد كه دعا يا قرآن يا انگشترى را با او دفن كنند، براى بيرون آوردن اينها نمى‏توانند قبر را بشكافند مگر در صورتى كه قيمت آن از ثلث بيشتر باشد و ورثه اجازه ندهند.

سوم: آن كه ميت بى‏ غسل يا بى‏ كفن دفن شده باشد، يا بفهمند غسلش باطل بوده، يا به غير دستور شرع كفن شده، يا در قبر او را رو به قبله نگذاشته‏اند ولى اگر كفن از حيوان حرام‏گوشت باشد، نبش قبر مشكل است.

چهارم: آن كه براى ثابت شدن حقى بخواهند بدن ميت را ببينند.

پنجم: آن كه ميت را در جائى كه بى‏ احترامى به اوست مثل قبرستان كفار يا جائى كه كثافت و خاكروبه مى‏ريزند دفن كرده باشند.

ششم: آن كه براى يك مطلب شرعى كه اهميت آن از شكافتن قبر بيشتر است، قبر را بشكافند، مثلاً بخواهند بچه زنده را از شكم زن حامله‏ اى كه دفنش كرده ‏اند بيرون آورند.

هفتم: آن كه بترسند درنده ‏اى بدن ميت را پاره كند، يا سيل او را ببرد، يا دشمن بيرون آورد.

هشتم: آن كه قسمتى از بدن ميت را كه با او دفن نشده بخواهند دفن كنند، ولى احتياط واجب آن است كه آن قسمت از بدن را طورى در قبر بگذارند كه بدن ميت ديده نشود.