موارد تیمم

در هفت مورد به جاى وضو و غسل بايد تيمم كرد:

اول از موارد تيمم

آن كه تهيّه آب به قدر وضو و غسل ممكن نباشد.

مسأله 655 ) اگر انسان در آبادى باشد، بايد براى تهيّه آب وضو و غسل به قدرى جستجو كند كه از پيدا شدن آن نااميد شود و در صورتى كه در اول وقت بدون جستجو نماز بخواند نمازش باطل است. مگر آن كه قصد قربت داشته باشد و معلوم شود كه اگر جستجو هم مى‏كرد، آب پيدانمى‏كرد و اگر در بيابان باشد، چنانچه به جهتى، همچون پست و بلند بودن زمين يا زيادى درختان، راه رفتن در آن دشوار باشد بايد در دايره‏اى به شعاع مقدار پرتاب يك تير قديمى كه با كمان پرتاب مى‏كردند[1] در جستجوى آب برود، در غير اين صورت بايد در دايره‏اى به شعاع مقدار پرتاب دو تير، جستجو كند.


مسأله 656 ) اگر راه رفتن در برخى از اطراف آسان و در بعضى ديگر دشوار باشد، بايد در طرفى كه آسان است، به اندازه پرتاب دو تير و در طرفى كه دشوار است، به اندازه پرتاب يك تير، جستجو كند.


مسأله 657 ) در هر طرفى كه اطمينان دارد آب نيست، در آن طرف جستجو لازم نيست.


مسأله 658 ) كسى كه وقت نماز او تنگ نيست و براى تهيّه آب وقت دارد، اگر اطمينان داشته باشد در محلى دورتر از مقدارى كه بايد جستجو كند آب هست بايد براى تهيه آب برود، مگر در صورتى كه رفتن به آنجا مشقّت داشته باشد، و يا به قدرى دور باشد كه عرفاً به او فاقد آب گفته مى‏شود ولى اگر اطمينان ندارد، رفتن به آن مكان لازم نيست.


مسأله 659 ) لازم نيست خود انسان در جستجوى آب برود، بلكه مى‏تواند كسى را كه به گفته او اطمينان دارد، بفرستد و در اين صورت اگر يك نفر از طرف چند نفر برود كافيست.


مسأله 660 ) اگر احتمال دهد كه داخل بار سفر خود، يا در منزل يا در قافله آب هست، بايد به قدرى جستجو نمايد كه به نبودن آب يقين كند، يا از پيدا كردن آب نااميد شود.


مسأله 661 ) اگر پيش از وقت نماز جستجو نمايد و آب پيدا نكند و تا وقت نماز همانجا بماند، چنانچه احتمال عقلائى دهد كه پس از جستجوى سابق، آبى در آن اطراف به وجود آمده است احتياط واجب آن است كه دوباره در جستجوى آب برود.


مسأله 662 ) اگر بعد از داخل شدن وقت نماز جستجو كند و آب پيدا نكند و تا وقت نماز ديگر در همانجا بماند چنانچه احتمال عقلائى دهد كه پس از جستجوى سابق، آبى در آن اطراف به وجود آمده است، احتياط واجب آن است كه دوباره در جستجوى آب برود.


مسأله 663 ) اگر وقت نماز تنگ باشد، يا از دزد و درنده بترسد، يا جستجوى آب به قدرى سخت باشد كه نتواند تحمّل كند، جستجو لازم نيست.


مسأله 664 ) اگر در جستجوى آب نرود تا وقت نماز تنگ شود، خواه بداند كه با جستجو آب پيدا مى‏كرد يا نداند، معصيت كرده ولى نمازش با تيمّم صحيح است.


مسأله 665 ) كسى كه يقين دارد آب پيدا نمى‏كند، چنانچه دنبال آب نرود و با تيمم نماز بخواند، و بعد از نماز بفهمد كه اگر جستجو مى‏كرد، آب پيدا مى‏شد، نمازش باطل است.


مسأله 666 ) اگر بعد از جستجو، آب پيدا نكند و با تيمم نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد، در جائى كه جستجو كرده آب بوده، در صورتى كه وقت باقى باشد بايد وضو گرفته و نماز را دوباره بجا آورد.


مسأله 667 ) كسى كه يقين دارد وقت نماز تنگ است اگر بدون جستجو با تيمم نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد كه براى جستجو وقت داشته چنانچه بداند كه اگر جستجو مى‏كرد آب پيدا نمى‏شد نمازش صحيح است و اگر معلوم شود كه با جستجو آب پيدا مى‏كرد يا نداند كه آيا آب پيدا مى‏شد يا نه، نمازش باطل است.


مسأله 668 ) اگر بعد از داخل شدن وقت نماز، وضو داشته باشد و بداند كه اگر وضوى خود را باطل كند تهيه آب براى او ممكن نيست يا نمى‏تواند وضو بگيرد، چنانچه بتواند وضوى خود را نگهدارد بنابراحتياط واجب نبايد آن را باطل نمايد، ولى مى‏تواند با عيال خود نزديكى كند اگرچه غسل برايش ممكن نباشد.


مسأله 669 ) اگر پيش از وقت نماز وضو داشته باشد و بداند كه اگر وضوى خود را باطل كند، تهيه آب براى او ممكن نيست، چنانچه بتواند وضوى خود را نگهدارد احتياط واجب آن است كه آن را باطل نكند.


مسأله 670 ) كسى كه فقط به مقدار وضو يا به مقدار غسل آب دارد و مى‏داند كه اگر آن را بريزد آب پيدا نمى‏كند، چنانچه وقت نماز داخل شده باشد، ريختن آن حرام است و احتياط واجب آن است كه پيش از وقت نماز هم آن را نريزد.


مسأله 671 ) كسى كه مى‏داند آب پيدا نمى‏كند، اگر بعد از داخل شدن وقت نماز وضوى خود را باطل كند، يا آبى كه دارد بريزد در صورت اول برخلاف احتياط لازم عمل كرده و در صورت دوم معصيت كرده ولى نمازش با تيمم صحيح است اگرچه احتياط مستحب آن است كه قضاى آن نماز را بخواند.


دوم از موارد تيمّم

مسأله 672 ) اگر به واسطه پيرى يا ناتوانى، يا ترس از دزد و جانور و مانند اينها يا نداشتن وسيله‏اى كه آب از چاه بكشد، دسترسى به آب نداشته باشد، بايد تيمم كند و همچنين است اگر تهيه كردن آب يا استعمال آن به قدرى مشقّت داشته باشد كه مردم آن را تحمّل نمى‏كنند، ولى در صورت اخير چنانچه تيمم ننمايد و وضو بگيرد وضوى او صحيح است.


مسأله 673 ) اگر براى كشيدن آب از چاه، دلو و ريسمان و مانند اينها لازم دارد و مجبور است بخرد يا كرايه نمايد، اگرچه قيمت آن چند برابر معمول باشد بايد تهيه كند و همچنين است اگر آن را به چندين برابر قيمتش بفروشند ولى اگر تهيه آنها به قدرى پول مى‏خواهد كه نسبت به حال او آن مقدار ضرر دارد، واجب نيست تهيه نمايد.


مسأله 674 ) اگر ناچار شود كه براى تهيه آب قرض كند، بايد قرض نمايد ولى كسى كه مى‏داند يا گمان دارد كه نمى‏تواند قرض خود را بدهد، واجب نيست قرض كند.


مسأله 675 ) اگر كندن چاه مشقّت ندارد، بايد براى تهيه آب، چاه بكند.


مسأله 676 ) اگر كسى مقدارى آب بى ‏منّت به او ببخشد بايد قبول كند.


سوّم از موارد تيمّم

مسأله 677 ) اگر از استعمال آب بر جان خود بترسد يا بترسد كه به واسطه استعمال آن مرضى يا عيبى در او پيدا شود يا مرضش طول بكشد يا شدت پيدا كند، يا به سختى معالجه شود، بايد تيمم نمايد ولى اگر آب گرم براى او ضرر ندارد، با آب گرم وضو بگيرد يا غسل كند.


مسأله 678 ) لازم نيست يقين كند كه آب براى او ضرر دارد، بلكه اگر احتمال ضرر بدهد، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد و از آن احتمال، ترس براى او پيدا شود، بايد تيمم كند.


مسأله 679 ) كسى كه مبتلا به درد چشم است و آب براى او ضرر دارد، بايد تيمم نمايد.


مسأله 680 ) اگر به واسطه يقين يا ترس ضرر، تيمم كند و پيش از نماز بفهمد كه آب برايش ضرر ندارد، تيمم او باطل است و اگر بعد از نماز بفهمد، بنابراحتياط مستحب بايد دوباره نماز را با وضو يا غسل بخواند و اگر وقت گذشته قضا نمايد.


مسأله 681 ) كسى كه مى‏داند آب برايش ضرر ندارد، چنانچه غسل كند يا وضو بگيرد و بعد بفهمد كه آب براى او ضرر داشته بنابراحتياط وضو و غسل او باطل است و اگر نمازى با آنها خوانده، مى‏بايد آن را دوباره بخواند و اگر وقت گذشته، قضا كند.


چهارم از موارد تيمم

مسأله 682 ) هرگاه بترسد كه اگر آب را به مصرف وضو يا غسل برساند، دچار زحمت مى‏شود بايد تيمم نمايد و جواز تيمم به اين جهت در سه صورت است:

1 – آن كه اگر آب را در وضو يا غسل صرف نمايد خودش فعلاً يا بعداً به تشنگى كه باعث تلف يا مرضش مى‏شود يا تحمّلش مشقّت زيادى دارد، مبتلا خواهد شد.

2 – آن كه بر كسانى كه حفظشان بر او واجب است، بترسد كه از تشنگى تلف يا بيمار شوند.

3 – آن كه بر غير خود «چه انسان باشد يا حيوان» بترسد و تلف يا بيمارى يا بى‏تابيشان بر او گران باشد، و در غير اين سه صورت با داشتن آب تيمم جايز نيست.


مسأله 683 ) اگر غير از آب پاكى كه براى وضو يا غسل دارد آب نجسى هم به مقدار آشاميدن خود و كسانى كه با او مربوطند داشته باشد، بايد آب پاك را براى آشاميدن بگذارد، و با تيمم نماز بخواند، ولى چنانچه آب را براى حيوانش يا بچه نابالغ بخواهد، بايد آب نجس را به آنان بدهد و با آب پاك وضو و غسل را انجام دهد.


پنجم از موارد تيمّم

مسأله 684 ) كسى كه بدن يا لباسش نجس است و كمى آب دارد اگر با آن وضو بگيرد يا غسل كند، براى آب كشيدن بدن يا لباس او نمى‏ماند، بايد بدن يا لباس را آب بكشد و با تيمم نماز بخواند، ولى اگر چيزى نداشته باشد كه بر آن تيمم كند، بايد آب را به مصرف وضو يا غسل برساند و با بدن يا لباس نجس نماز بخواند.


ششم از موارد تيمّم

مسأله 685 ) اگر غير از آب يا ظرفى كه استعمال آن حرام است آب يا ظرف ديگرى ندارد، مثلاً آب يا ظرفش غصبى است و غير از آن آب و ظرف ديگرى ندارد، بايد به جاى وضو و غسل تيمم كند.


هفتم از موارد تيمم

مسأله 686 ) هرگاه وقت به قدرى تنگ باشد كه اگر وضو بگيرد يا غسل كند تمام نماز يا مقدارى از آن بعد از وقت خوانده مى‏شود بايد تيمم كند.


مسأله 687 ) اگر عمداً نماز را به قدرى به تأخير بيندازد كه وقت وضو يا غسل نداشته باشد معصيت كرده ولى نماز او با تيمم صحيح است. اگرچه احتياط مستحب آن است كه قضاى آن نماز را بخواند.


مسأله 688 ) كسى كه شك دارد كه اگر وضو بگيرد، يا غسل كند وقت براى نماز او مى‏ماند يا نه، بايد تيمم نمايد.


مسأله 689 ) كسى كه به واسطه تنگى وقت تيمم كرده و بعد از نماز مى‏توانست وضو بگيرد و نگرفت تا آبى كه داشته از دستش رفت، در صورتى كه وظيفه‏اش تيمم باشد، بايد براى نمازهاى بعد دوباره تيمم كند، اگرچه تيمم خود را نشكسته باشد.


مسأله 690 ) كسى كه آب دارد، اگر به واسطه تنگى وقت با تيمم مشغول نماز شود و در بين نماز آبى كه داشته از دستش برود، چنانچه وظيفه‏اش تيمم باشد احتياط مستحب آن است كه براى نمازهاى بعد دوباره تيمم كند.


مسأله 691 ) اگر انسان به قدرى وقت دارد كه مى‏تواند وضو بگيرد، يا غسل كند و نماز را بدون كارهاى مستحبى آن مثل اقامه و قنوت بخواند، بايد غسل كند يا وضو بگيرد و نماز را بدون كارهاى مستحبى آن بجا آورد، بلكه اگر به اندازه سوره هم وقت ندارد بايد غسل كند يا وضو بگيرد و نماز را بدون سوره بخواند.


[1] – مجلسی اول1 در شرح کتاب«من لا یحضره الفقیه» مقدار پرتاب تیر را دویست گام معین فرموده است.

چيزهائى كه تيمّم به آنها صحيح است

مسأله 692 ) تيمم به خاك و ريگ، كلوخ و سنگ و شن صحيح است ولى احتياط مستحب آن است كه اگر خاك ممكن باشد، به چيز ديگر تيمم نكند و اگر خاك نباشد، به ريگ و اگر ريگ نباشد، به كلوخ و چنانچه كلوخ هم نباشد، به سنگ تيمم نمايد.


مسأله 693 ) تيمم بر سنگ گچ و سنگ آهك و گچ و آهك پخته صحيح است ولى تيمم بر سنگ معدن مثل سنگ عقيق باطل مى‏باشد.


مسأله 694 ) اگر خاك و ريگ و كلوخ و سنگ پيدا نشود، بايد به گرد و غبارى كه در فرش و لباس و مانند اينهاست، تيمم نمايد و چنانچه گرد پيدا نشود، بايد به گِل تيمم كند و اگر گل هم پيدا نشود، احتياط واجب آن است كه نماز را بدون تيمم بخواند و واجب است بعداً قضاى آن را بجا آورد.


مسأله 695 ) اگر بتواند با تكاندن فرش و مانند آن خاك تهيه كند، تيمم به گرد باطل است و اگر بتواند گِل را خشك كند و از آن خاك تهيه نمايد، تيمم به گل باطل مى‏باشد.


مسأله 696 ) كسى كه آب ندارد اگر برف يا يخ داشته باشد، چنانچه ممكن است بايد آن را آب كند و با آن وضو بگيرد يا غسل نمايد، و اگر ممكن نيست و چيزى هم كه تيمم به آن صحيح است ندارد، احتياط واجب آن است كه با برف يا يخ، اعضاء وضو يا غسل را نمناك كند و نمازى را كه خوانده بايد قضا كند.


مسأله 697 ) اگر با خاك و ريگ، چيزى مانند كاه كه تيمم به آن باطل است مخلوط شود، نمى‏تواند به آن تيمم كند ولى اگر آن چيز به قدرى كم باشد كه در خاك يا ريگ از بين رفته حساب شود، تيمم به آن خاك و ريگ صحيح است.


مسأله 698 ) اگر چيزى ندارد كه بر آن تيمم كند چنانچه ممكن است، بايد به خريدن و مانند آن تهيه نمايد.


مسأله 699 ) تيمم به ديوار گِلى صحيح است و احتياط مستحب آن است كه با بودن زمين يا خاك خشك، به زمين، يا خاك نمناك تيمم نكند.


مسأله 700 ) چيزى كه بر آن تيمم مى‏كند بايد پاك باشد و اگر چيز پاكى كه تيمم به آن صحيح است ندارد، بنابر احتياط نماز را بخواند و بعداً قضاى آن را بجا آورد.


مسأله 701 ) اگر يقين داشته باشد كه تيمم به چيزى صحيح است و به آن تيمم نمايد بعد بفهمد تيمم به آن باطل بوده، نمازهائى را كه با آن تيمم خوانده بايد دوباره بخواند.


مسأله 702 ) چيزى كه بر آن تيمم مى‏كند و مكان آن چيز، بايد غصبى نباشد، پس اگر بر خاك غصبى تيمم كند، يا خاكى را كه مال خود اوست، بى‏اجازه در ملك ديگرى بگذارد و بر آن تيمم كند، تيمم او باطل مى‏باشد.


مسأله 703 ) تيمم در فضاى غصبى باطل نيست. پس اگر در ملك خود، دستها را به زمين بزند و بى‏اجازه داخل ملك ديگرى شود و دستها را به پيشانى بكشد، تيمم او باطل نمى‏باشد.


مسأله 704 ) تيمم به چيز غصبى يا بر چيزى كه در ملك غصبى است در صورتى باطل است كه انسان بداند غصب است و عمداً تيمم كند و چنانچه نداند يا فراموش كرده باشد تيمم او اشكال دارد، ولى اگر چيزى را خودش غصب كند و فراموش كند كه غصب كرده و بر آن تيمم كند، يا ملكى را غصب نمايد و فراموش كند كه غصب كرده و چيزى را كه بر آن تيمم مى‏كند در آن ملك بگذارد، تيمم او باطل است و اگر در فضاى آن ملك تيمم نمايد تيمم باطل نيست.


مسأله 705 ) كسى كه در جاى غصبى حبس است، اگر آب و خاك او غصبى است مى‏تواند با تيمم نماز بخواند.


مسأله 706 ) احتياط واجب آن است چيزى كه بر آن تيمم مى‏كند، گردى داشته باشد كه به دست بماند و بعد از زدن دست بر آن مستحب است دست را بتكاند كه گرد آن بريزد.


مسأله 707 ) تيمم بر زمين گود و خاك جاده و زمين شوره‏زار كه نمك روى آن را نگرفته مكروه است و اگر نمك روى آن را گرفته باشد، باطل است.


دستور تيمم بدل از وضو يا غسل

مسأله 708 ) در تيمم بدل از وضو يا غسل چهار چيز واجب است:

اوّل: نيّت.

دوم: زدن كف دو دست با هم بر چيزى كه تيمم به آن صحيح است.

سوّم: كشيدن كف هر دو دست به تمام پيشانى و دو طرف آن، از جائى كه موى سر مى‏رويد تا ابروها و بالاى بينى و احتياطاً بايد دستها روى ابروها هم كشيده شود.

چهارم: كشيدن كف دست چپ به تمام پشت دست راست و بعد از آن كشيدن كف دست راست به تمام پشت دست چپ.


مسأله 709 ) احتياط واجب آن است كه تيمم را چه بدل از وضو باشد چه بدل از غسل، به اين ترتيب بجا آورد: يك مرتبه دستها را به زمين بزند و به پيشانى و پشت دستها بكشد و يك مرتبه ديگر به زمين بزند و پشت دستها رامسح نمايد.


احكام تيمم

مسأله 710 ) اگر مختصرى هم از پيشانى يا پشت دستها رامسح نكند تيمم باطل است، چه عمداًمسح نكند، يا مسأله را نداند، يا فراموش كرده باشد. ولى دقّت زياد هم لازم نيست، و همين قدر كه بگويند تمام پيشانى و پشت دستها مسح شده كافيست.


مسأله 711 ) براى آن كه يقين كند پشت تمام دست را مسح كرده، بايد مقدارى بالاتر از مچ را هم مسح نمايد، ولى مسح بين انگشتان لازم نيست.


مسأله 712 ) پيشانى و پشت دستها را بنابر احتياط بايد از بالا به پائين مسح نمايد، و كارهاى آن را بايد پشت‏سرهم بجا آورد، و اگر بين آنها به قدرى فاصله دهد كه نگويند تيمم مى‏كند، باطل است.


مسأله 713 ) در موقع نيّت بايد معين كند كه تيمم او بدل از غسل است يا بدل از وضو، و اگر بدل از غسل باشد بايد آن غسل را معين نمايد، و چنانچه يك تيمم بر او واجب باشد و قصد نمايد كه وظيفه فعلى خود را انجام دهد، اگرچه در تشخيص اشتباه كند، تيممش صحيح است.


مسأله 714 ) در تيمم بنابراحتياط وجوبى بايد پيشانى و كف دستها و پشت دستها در صورت تمكّن پاك باشد.


مسأله 715 ) انسان بايد براى تيمم انگشتر را از دست بيرون آورد و اگر در پيشانى يا پشت دستها يا در كف دستها مانعى باشد، مثلاً چيزى به آنها چسبيده باشد بايد برطرف نمايد.


مسأله 716 ) اگر پيشانى يا پشت دستها زخم است، و پارچه يا چيز ديگرى را كه بر آن بسته نمى‏تواند باز كند، بايد دست را روى آن بكشد، و نيز اگر كف دست زخم باشد و پارچه يا چيز ديگرى را كه بر آن بسته نتواند باز كند بايد دست را با همان پارچه به چيزى كه تيمم به آن صحيح است، بزند و به پيشانى و پشت دستها بكشد.


مسأله 717 ) اگر پيشانى و پشت دستها مو داشته باشد اشكال ندارد ولى اگر موى سر روى پيشانى آمده باشد، بايد آن را عقب بزند.


مسأله 718 ) اگر احتمال دهد كه در پيشانى و كف دستها يا پشت دستها مانعى هست چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد، بايد جستجو نمايد تا يقين يا اطمينان كند كه مانعى نيست.


مسأله 719 ) اگر وظيفه او تيمم است و نمى‏تواند تيمم كند، بايد نائب بگيرد و كسى كه نائب مى‏شود، بايد او را با دست خود او تيمم دهد، و اگر ممكن نباشد بايد نائب دست خود را به چيزى كه تيمم به آن صحيح است، بزند و به پيشانى و پشت دستهاى او بكشد.


مسأله 720 ) اگر در بين تيمم شك كند قسمتى از آن را فراموش كرده يا نه بنابر احتياط بايد آن قسمت را با آنچه بعد از آن است بجا آورد.


مسأله 721 ) اگر بعد از مسح دست چپ شك كند كه درست تيمم كرده يا نه، در صورتى كه احتمال بدهد كه در حال عمل ملتفت بوده تيمم او صحيح است و چنانچه شك او در مسح دست چپ باشد، لازم است آن را مسح كند مگر آن كه در عملى كه مشروط به طهارت است، داخل شده و يا موالات فوت شده باشد.


مسأله 722 ) كسى كه وظيفه‏اش تيمم است نمى‏تواند پيش از وقت نماز براى نماز تيمم كند، ولى اگر براى كار واجب ديگر يا مستحبى تيمم كند و تا وقت نماز عذر او باقى باشد، مى‏تواند با همان تيمم نماز بخواند.


مسأله 723 ) كسى كه وظيفه‏اش تيمم است، اگر بداند تا آخر وقت عذر او باقى مى‏ماند، در وسعت وقت مى‏تواند با تيمم نماز بخواند، ولى اگر بداند تا آخر وقت عذر او برطرف مى‏شود، بايد صبر كند و با وضو يا غسل نماز بخواند، و نيز اگر اميد دارد كه عذرش برطرف شود، احتياط واجب آن است كه صبر كند و با وضو يا غسل نماز بخواند، يا در تنگى وقت با تيمم نماز را بجا آورد.


مسأله 724 ) كسى كه نمى‏تواند وضو بگيرد، يا غسل كند، نمى‏تواند نمازهاى قضاى خود را با تيمم بخواند، مگر آن كه احتمال عقلائى بدهد كه با تأخير نتواند تا آخر عمر قضا را بجا آورد، و مس كتابت قرآن و دخول در مسجدالحرام و مسجد پيامبر9 و نيز در ساير مساجد، و لو در حال عبور نباشد، با تيمم ظاهراً جايز است و احتياط مستحب در ترك است.


مسأله 725 ) كسى كه نمى‏تواند وضو بگيرد يا غسل كند، جايز است نمازهاى مستحبى را مثل نافله‏هاى شبانه‏روز، كه وقت معين دارد، با تيمم بخواند. ولى اگر احتمال دهد كه تا آخر وقت آنها عذر او برطرف مى‏شود احوط آن است كه آنها را در اول وقتشان بجا نياورد.


مسأله 726 ) كسى كه احتياطاً غسل جبيره‏اى و تيمم نمايد، اگر بعد از غسل و تيمم نماز بخواند، و بعد از نماز حدَث اصغرى از او سر بزند مثلاً بول كند براى نمازهاى بعد، بدل از غسل احتياطاً تيمم كند و وضو هم بگيرد و چنانچه حدث پيش از نماز باشد براى آن نماز نيز وضو گرفته و تيمم نمايد.


مسأله 727 ) اگر به واسطه نداشتن آب يا عذر ديگرى تيمم كند، بعد از برطرف شدن عذر، تيمم او باطل مى‏شود.


مسأله 728 ) چيزهائى كه وضو را باطل مى‏كند، تيمم بدل از وضو را هم باطل مى‏كند، و چيزهائى كه غسل را باطل مى‏نمايد، تيمم بدل از غسل راهم باطل مى‏نمايد.


مسأله 729 ) كسى كه نمى‏تواند غسل كند، اگر چند غسل بر او واجب باشد، جائز است يك تيمم بدل از آنها بنمايد و احتياط مستحب آن است كه بدل از هريك از آنها يك تيمم نمايد.


مسأله 730 ) كسى كه نمى‏تواند غسل كند، اگر بخواهد عملى را كه براى آن غسل واجب است انجام دهد، بايد بدل از غسل تيمم نمايد و كسى كه نمى‏تواند وضو بگيرد و بخواهد عملى را كه براى آن وضو واجب است انجام دهد، بايد بدل از وضو تيمم نمايد.


مسأله 731 ) اگر بدل از غسل جنابت تيمم كند، لازم نيست براى نماز وضو بگيرد. ولى اگر بدل از غسلهاى ديگر تيمم كند، كفايت از وضو نمى‏نمايد پس اگر نتواند وضو بگيرد بايد تيمم ديگرى هم بدل از وضو بنمايد.


مسأله 732 ) اگر بدل از غسل تيمم كند و بعد كارى كه وضو را باطل مى‏كند براى او پيش آيد، چنانچه براى نمازهاى بعد نتواند غسل كند، بايد وضو بگيرد و بنابراحتياط واجب بدل از غسل تيمم نمايد و اگر نمى‏تواند وضو بگيرد يك تيمم كافى است به قصد مافى ‏الذمّه «يعنى به قصد اين كه وظيفه خود را انجام داده باشد».


مسأله 733 ) كسى كه بايد براى انجام عملى مثلاً براى خواندن نماز، بدل از وضو و بدل از غسل تيمم كند، احتياط واجب آن است كه تيمم سومى هم به قصد اين كه بتواند آن عمل را انجام دهد، بنمايد. ولى اگر درتيمم اول، نيت بدل از وضو يا نيت بدل از غسل نمايد و تيمم دوم را به قصد اين كه وظيفه خود را انجام داده باشد بجا آورد، تيمم سوم لازم نيست.


مسأله 734 ) كسى كه وظيفه‏اش تيمم است اگر براى كارى تيمم كند، تا تيمم و عذر او باقى است، كارهائى را كه بايد با وضو يا غسل انجام داد مى‏تواند بجا آورد ولى اگر عذرش تنگى وقت بوده، يا با داشتن آب براى نماز ميت يا خوابيدن تيمم كرده، فقط كارى را كه براى آن تيمم نموده مى‏تواند انجام دهد.


مسأله 735 ) در چند مورد مستحب است نمازهائى را كه انسان با تيمم خوانده دوباره بخواند:

اول: آن كه از استعمال آب ترس داشته و عمداً خود را جُنُب كرده و با تيمم نماز خوانده است.

دوم: آن كه مى‏دانسته يا گمان داشته كه آب پيدا نمى‏كند و عمداً خود را جنب كرده و با تيمم نماز خوانده است.

سوم: آن كه تا آخر وقت، عمداً در جستجوى آب نرود و با تيمم نماز بخواند و بعد بفهمد كه اگر جستجو مى‏كرد آب پيدا مى‏شد.

چهارم: آن كه مى‏دانسته يا گمان داشته كه آب پيدا نمى‏شود و آبى را كه داشته ريخته است.

پنجم: آن كه عمداً نماز را به تأخير انداخته و در آخر وقت با تيمّم خوانده است.